 شهري فوت كرد و كسي بر او نماز جنازه نخواند، غائبانه بر او نماز جنازه خوانده شود، همانطور كه رسول الله (ص)  بر نجاشي كه در ميان كفار فوت كرد و كسي بر او نماز نخواند، غائبانه نماز خواند. اما اگر شخصي در جائي فوت كرده، و افرادي بر او نماز جنازه خواندند، بر چنين شخصي ، غائبانه نماز جنازه خوانده نشود. زيرا با نماز خواندن تعدادي از مسلمانان فرض از بقيه، ساقط مي گردد. و از رسول خدا (ص) خواندن نماز جنازه و ترك آن هر دو به ثبوت رسيده است. لذا هر يك از آنها در جاي خود قابل عمل مي‌باشد. (و الله اعلم ) و از امام احمد سه فتوا روايت شده است كه صحيح ترين آن، همين قول مفصل است كه بيان گرديد.
و همين قول را بعضي از محققين شوافع پذيرفته اند. چنانكه خطابي در «معالم السنن» مي گويد:
نجاشي مرد مسلماني بود كه به رسول خدا (ص) ايمان آورده و نبوت او را پذيرفته بود، البته ايمانش را كتمان مي كرد. و هر گاه ، مسلماني بميرد، بر ساير مسلمانان واجب است كه بر وي نماز جنازه بخوانند. اما او در ميان كفار فوت كرد و در آنجا مسلماني وجود نداشت تا حق او را ادا نمايد و بر او نماز جنازه بخواند. لذا لازم بود كه رسول الله (ص)  بر او نماز بخواند. زيرا او پيامبر خدا و ولي نجاشي بشمار مي رفت و از همه مردم به نجاشي نزديك تر بود. به همين خاطر، رسول الله (ص)  بر او نماز جنازه غائبانه خواند. و الله اعلم.
بنابراين، اگر مسلماني در يكي از شهرها فوت كرد و بر او نماز جنازه خوانده شده بود نيازي نيست كه مسلمانان در شهري ديگر، بر او نماز جنازه غائبانه بخوانند و اگر معلوم شود كه بخاطر عذر يا هر مانعي، نماز جنازه بر او خوانده نشده است، سنت است كه نماز غائبانه بر او خوانده شود و نماز ، بدليل دوري مسافت و فاصله زياد ميان ميت و نمازگزاران ترك داده نشود.
در نماز جنازه غائبانه نمازگزاران رو به قبله مي ايستند، نه در جهت شهري كه ميت در آنجا است.
بعضي از علماء خواندن نماز جنازه غائبانه را مكروه مي دانند و بر اين باورند كه اين عمل مخصوص رسول الله (ص)  بوده است. دليلشان هم اين است كه رسول الله (ص)  در حق نجاشي در حكم حاضرين بوده، چون در بعضي اخبار آمده است كه تمام كوههاي بين مدينه و حبشه هموار گشت تا آنجا كه پيامبر (ص) نجاشي را مي ديد .(26)  البته اين تاويل ، تاويل فاسدي است، تبعيت و پيروي از آن چه كه رسول اكرم (ص) از اعمال شريعت انجام داده است بر ما لازم است و تخصيص يك عمل به رسول اكرم (ص) نياز به دليل دارد. رفتن رسول خدا (ص)  به مصلي و صحابه پشت سر ايشان ، نشان دهنده بطلان اين تاويل است. و الله اعلم(پايان سخنان خطابي به نقل از ابن قيم).
روياني – شافعي مذهب – سخنان خطابي را در اين زمينه نيك دانسته است. مذهب امام ابوداود نيز چنين است. زيرا او عنوان حديث فوق را در سنن خود چنين آورده است:«باب الصلاه علي مسلم يموت في بلاد الشرك» و از متاخرين، علامه شيخ محقق و صالح؛ مقبلي نيز به اين بخش حديث استناد كرده است كه: «ان اخاكم قدمات بغير أرضكم فقوموا فصلو عليه» سند اين حديث مطابق با شرايط شيخين صحيح است.
از جمله دلائلي كه دال بر عدم مشروعيت نماز جنازه براي هر ميت غائب مي باشد اين است كه وقتي خلفاي راشدين و ساير اصحاب و ياران بزرگ رسول الله (ص)  فوت كردند، هيچيك از مسلمانان بر آنان نماز جنازه غائب نخواندند. در حاليكه اگر چنين مي كردند، اين مساله بصورت تواتر نقل مي شد و بر كسي پنهان نمي ماند.
اكنون ، مطالبي كه بيان شد با عملكرد بسياري از مسلمانان معاصر كه براي هر ميت غائب نماز جنازه مي خوانند مقايسه كن. خصوصاً براي كساني كه نام و آوازه اي دارند و با وجود اينكه در حرم مكه فوت كرده و در مراسم حج ده ها هزار مومن بر آنها نماز جنازه خوانده باشند. اگر در مطالبي كه بيان داشتم خوب دقت شود قطعاً روشن مي‏گردد كه اينگونه نماز جنازه غائب از جمله بدعتهايي است كه هيچ فرد آگاه و عالم به سنت رسول خدا (ص)  و شيوه سلف در بدعت بودن آن ترديدي نخواهد داشت.
60- استغفار و طلب رحمت براي كفار و منافقين حرام است. خداوند مي فرمايد:
( وَلاَ تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَدًا وَلاَ تَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُون ) (27) 
ترجمه: هرگاه يكي از آنان مرد هرگز بر او نماز نخوان و سر قبرش (براي دعا و طلب آمرزش و دفن او) نايست . چرا كه آنان به خدا و پيغمبرش ايمان نداشته اند و در حالي مرده اند كه از دين خدا و فرمان او خارج بوده اند.
سبب نزول اين آيه از عمر و فرزندش عبدالله رضي الله عنهما چنين نقل شده است: وقتي عبدالله بن ابي بن سلول درگذشت از رسول الله (ص)  خواستند تا بر او نماز جنازه بخواند، عمر مي گويد: وقتي كه رسول الله (ص)  خود را براي نماز آماده كرد. لباس او را گرفته ، عرض كردم: اي پيامبر! تو بر اين منافق (دشمن خدا) نماز مي خواني و حال آنكه او درباره شما چنين و چنان گفته است؟(اشاره به سخني كه قرآن از قول او نقل كرده است: «لا تنفقوا علي من عند رسول الله حتي ينفضوا» (به آناني كه نزد رسول الله (ص) هستند بذل و بخشش نكنيد و چيزي ندهيد تا پراكنده شوند و بروند) و «ليخرجن الاعز منها الاذل» (اگر از غزوه بني مصطلق به مدينه برگشتيم بايد افراد با عزت و قدرتمند، اشخاص خوار و ناتوان را از آنجا بيرون كنند) مگر خداوند، شما را از اقامه نماز بر منافقين و از دعاي مغفرت در حق آنان منع نكرده است، و نفرموده است:
«استغفر لهم او لا تستغفر لهم، إن تستغفر لهم سبعين مره فلن يغفر الله لهم»؟!
چه (براي آنان طلب آمرزش كني و چه نكني، حتي اگر هفتاد بار براي آنان طلب آمرزش كني، خداوند هرگز آنان را نخواهد بخشيد) رسول خدا (ص)  تبسم كرد و فرمود: 
از كنار من برو اي عمر! به من اختيار داده شده است و من نيز انتخاب كردم. به من گفته شده است:«چه براي آنان طلب آمرزش كني ، چه نكني خداوند آنان را هرگز نخواهد بخشيد» اگر مي دانستم كه در صورت طلب آمرزش بيش از هفتاد مرتبه، آنان مورد مغفرت قرار مي گيرند، اين كار را مي كردم. عمر (رض) گفت: او منافق است، راوي مي گويد: رسول خدا (ص) بر او نماز جنازه خواند و ما نيز همراه رسول خدا (ص) نماز خوانديم . رسول خدا (ص)  بر قبر او رفت و تا پايان مراسم دفن آنجا توقف نمود و سپس برگشت و ديري نگذشت كه اين دو آيه سوره برائت نازل شد:
( وَلاَ تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَدًا وَلاَ تَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُون).(28) (28)
عمر (رض) مي گويد: بعد از آن رسول خدا (ص)  تا دم مرگ بر هيچ منافقي نماز نخواند و بر قبر هيچيك از آنان دعا و طلب آمرزش ننمود. و من بخود مي انديشيدم كه در برابر رسول خدا چگونه بخود جرأت سخن گفتن دادم.(29) 
و از مسيب بن حزن روايت است كه وقتي عموي پيامبر؛‌ ابوطالب در بستر مرگ بسر مي‌برد رسول خدا (ص) نزد او آمد و گفت: تو از همه نسبت به من مهربانتر بودي و بر من حق بيشتري داري. بگو: لا اله الا الله ت