نَا حَاسِبِينَ(الأنبياء/47)
ترجمه: بگو: فقط شما را به وحی (یعنی به کلمات قرآن) می‌ترسانم و قوم کر نمی‌شنوند دعوت را هر گاه انذار شوند(45) و اگر بوئی یا وزشی از عذاب پروردگارت ایشان را برسد البته خواهند گفت: ای وای بر ما بدرستی که ما ستمگر بودیم(46) و میزان‌های عدالت را برای روز قیامت می‌گذاریم پس به کسی هیچ چیزی ستم نشود و اگر مثقال حبه‌ای از خردل باشد آن را بیاوریم و کافی است که ما حساب کننده‌ایم(47). 
نکات: جملة: «إِنَّمَا أُنْذِرُكُمْ بِالْوَحْي» دلالت دارد که انذار و دعوت رسول خدا(ص) فقط بتوسط قرآن است و دلالت دارد که هر کس طالب هدایت بوده فقط بواسطة قرآن می‌تواند بفهمد و هدایت شود. و مقصود از میزان، عدالت إلهی است و یا حقیقتا میزانی است دارای دو کفه. و جملة: «وَكَفَى بِنَا حَاسِبِينَ» دلالت دارد که فقط خدا محاسب اعمال بندگان است نه انبیاء و نه أولیاء و نه دیگران بدلیل کلمة: وَكَفَى. آیه 48 الی 50
متن آیه:
وَلَقَدْ آتَينَا مُوسَى وَهَارُونَ الْفُرْقَانَ وَضِياءً وَذِكْرًا لِلْمُتَّقِينَ(الأنبياء/48) الَّذِينَ يخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيبِ وَهُمْ مِنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ(الأنبياء/49) وَهَذَا ذِكْرٌ مُبَارَكٌ أَنْزَلْنَاهُ أَفَأَنْتُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ(الأنبياء/50)
ترجمه: و بتحقیق موسی و هارون را کتابی دادیم که فاروق بین حق و باطل و روشنی و تذکری بود برای پرهیزگاران(48) آنانکه به پنهانی از پروردگار خود می‌‌ترسند و ایشان از ساعت قیامت هراسانند(49) و این قرآن تذکری است با برکت که آن را نازل نموده‌ایم آیا شما آن را انکار دارید(50). 
نکات: از کلمات الفرقان و ضیاء و ذکر معلوم می‌شود که تورات حضرت موسی(ع) مانند قرآن فارق بین حق و باطل و دارای نورانیت علمی و هدایت و تذکری بوده برای پرهیزگاران، ولی متأسفانه از بین رفته و یا تحریف شده است. و جملة: «وَهَذَا ذِكْرٌ مُبَارَكٌ......» دلالت دارد که قرآن با چنین اوصافی که هم معجزه و هم دارای فصاحت و هدایت و روح حیات و با برکت است چگونه انکار آن می‌کنید؟ پس استفهام در اینجا استفهام توبیخی و تقریعی است. آیه 51 الی 56
متن آیه:
وَلَقَدْ آتَينَا إِبْرَاهِيمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَكُنَّا بِهِ عَالِمِينَ(الأنبياء/51) إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هَذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنْتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ(الأنبياء/52) قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءَنَا لَهَا عَابِدِينَ(الأنبياء/53) قَالَ لَقَدْ كُنْتُمْ أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ(الأنبياء/54) قَالُوا أَجِئْتَنَا بِالْحَقِّ أَمْ أَنْتَ مِنَ اللَّاعِبِينَ(الأنبياء/55) قَالَ بَلْ رَبُّكُمْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَأَنَا عَلَى ذَلِكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ(الأنبياء/56)
ترجمه: و بتحقیق که ما هدایت و تمیز ابراهیم را از پیش به او دادیم و به او دانا بودیم(51) هنگامی که به پدر و قوم خود گفت: این مجسمه‌ها چیست که شما برای پرستش آنها اعتکاف دارید(52) گفتند: یافته‌ایم پدران خود را که آنها را پرستش می‌کردند(53) گفت: محققا خود شما و پدرانتان در گمراهی آشکار بوده‌اید(54) گفتند: آیا آمدی برای ما حق را آورده‌ای و یا تو از بازی کنانی(55) گفت: بلکه پروردگار شما پروردگار آسمان‌ها و زمین است آنکه آنها را از نیستی به وجود آورده و من بر این مراتب از گواهانم(56). 
نکات: مقصود از جملة: رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ، نمو فکری و بدنی او می‌باشد قبل از آنکه منصب نبوت به او عطا شود و ممکن است مقصود از کلمة: مِنْ قَبْلُ، قبل موسی که در کلام ذکر شده باشد. و مقصود از التَّمَاثِيلُ تمثال‌های مردم بزرگ و صالحی بود که مورد علاقة مردم بودند و چون مردند مردم مجسمة آنها را احترام کرده و کم کم به پرستش آنها کشید، مانند زمان ما که مانند همان مردم جاهلیت بزرگان و عکس بزرگان و مجسمة آنان را مورد توجه قرار می‌دهند و این عمل را از شعائر و آداب دین می‌دانند. و ضمیر فَطَرَهُنَّ ممکن است به تماثیل و یا به آسمان‌ها و زمین برگردد. آیه 57 الی 60
متن آیه:
وَتَاللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصْنَامَكُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِينَ(الأنبياء/57) فَجَعَلَهُمْ جُذَاذًا إِلَّا كَبِيرًا لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيهِ يرْجِعُونَ(الأنبياء/58) قَالُوا مَنْ فَعَلَ هَذَا بِآلِهَتِنَا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَ(الأنبياء/59) قَالُوا سَمِعْنَا فَتًى يذْكُرُهُمْ يقَالُ لَهُ إِبْرَاهِيمُ(الأنبياء/60)
ترجمه: و به خدا قسم البته بت‌های شما را چاره خواهم کرد پس از آنکه روگردانیدید در حالی می‌روید(57) پس آنان را قطعه قطعه کرد مگر بزرگ آنان را تا باشد ایشان به او رجوع کنند(58) گفتند: هر که با خدایان ما چنین کرده محققا او از ستمگران است(59) گفتند: شنیدیم جوانی به بدی ایشان را یاد می‌کرد به او ابراهیم گفته می‌شد(60). 
نکات: ابراهیم به مشرکین گفت: لَأَكِيدَنَّ، چاره‌ای خواهم کرد برای بتها و نگفت: لأکسرن زیرا رشد ابراهیم چنین اقتضاء کرد که خود را لو ندهد. و ضمیر إِلَيهِ يرْجِعُونَ بر می‌گردد به كَبِيرًا نه به ابراهیم اگر چه احتمال داده‌اند به خود ابراهیم بر گردد. زیرا كَبِيرًا أقرب است برای مرجع بودن و از جهت معنی نیز مناسبت‌تر است. آیه 61 الی 65
متن آیه:
قَالُوا فَأْتُوا بِهِ عَلَى أَعْينِ النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يشْهَدُونَ(الأنبياء/61) قَالُوا أَأَنْتَ فَعَلْتَ هَذَا بِآلِهَتِنَا يا إِبْرَاهِيمُ(الأنبياء/62) قَالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هَذَا فَاسْأَلُوهُمْ إِنْ كَانُوا ينْطِقُونَ(الأنبياء/63) فَرَجَعُوا إِلَى أَنْفُسِهِمْ فَقَالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ(الأنبياء/64) ثُمَّ نُكِسُوا عَلَى رُءُوسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا هَؤُلَاءِ ينْطِقُونَ(الأنبياء/65)
ترجمه: گفتند: پس او را بیاورید برابر چشمان مردم تا شاید ایشان گواه باشند(61) گفتند: آیا تو این کار را با خدایان ما کردی ای ابراهیم(62) گفت: بلکه بزرگشان این کار را کرده پس از ایشان سؤال کنید اگر ناطق باشند(63) پس به خودشان رجوع کردند و گفتند: محققا شما خود ستمکارید(64) پس سر به زیر شدند که بتحقیق میدانی ایشان گویا نیستند(65). 
نکات: حضرت ابراهیم را برای استنطاق در محکمة عمومی مقابل چشم مردم خواستند برای اینکه مردم را به او بشورانند. و ثانیا در صورت اعدام او عذری داشته باشند که محکمة عمومی حکم اعدام او را صادر کرده، باید گفت: باز خوب بوده برای مقصر به نظر خودشان محکمة عمومی تشکیل می‌دادند، ولی زمان ما مدعیان دین اگر کسی با خرافات آنها مبارزه کند بدون تشکیل محاکمه او را می‌کوبند. و ضمیر لَقَدْ عَلِمْتَ به ابراهیم بر می‌گردد در صورتی که جملة لَقَدْ عَلِمْتَ کلام خدا نباشد و سخن مردم باشد. اما اگر جملة لَقَدْ عَلِمْتَ کلام خدا باشد خطاب به هر خواننده و مطالعه کننده می‌باشد. آیه 66 الی 70
متن آیه:
قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ