وْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يصِفُونَ(الأنبياء/22) لَا يسْأَلُ عَمَّا يفْعَلُ وَهُمْ يسْأَلُونَ(الأنبياء/23) أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَذَا ذِكْرُ مَنْ مَعِي وَذِكْرُ مَنْ قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُمْ مُعْرِضُونَ(الأنبياء/24) وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ(الأنبياء/25)
ترجمه: بلکه خدایانی از زمین گرفته‌اند که آنان زنده می‌کنند(21) اگر در آسمان و زمین خدایانی غیر خدا بود هر آینه فاسد شده بودند پس منزه است خدای پروردگار عرش از آنچه وصف می‌کنند(22) خدا از آنچه می‌کند مسؤول نیست و ایشان مسؤولند(23) آیا غیر او خدایانی گرفته‌اند بگو برهان خود را بیاورید این است ذکر کسانی که با منند و ذکر کسانی که پیش از منند بلکه اکثر ایشان حق را نمی‌دانند که اعراض دارند(24) و پیش از تو رسول نفرستادیم مگر اینکه به سوی او وحی نمودیم که إلهی جز من نیست پس مرا عبادت کنید(25). 
نکات: این آیات در اثبات توحید و نفی شرک است. و جملة: لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا دلالت دارد بر دلیل تمانع و آن اینست که إِلَّا اللَّهُ بمعنی؛ غیر الله است یعنی اگر غیر یک خدای کامل الذات قادر مطلق خدایانی باشد اگر هر یک آنان خلقت چیزی را بخواهد و دیگری نخواهد، پس اگر مراد هر دو واقع شود لازم می‌آید جمع ضدین، و اگر مراد یکی واقع شود و از دیگری واقع نشود لازم می‌آید عجز دیگری و عجز نقص است و بر قادر مطلق روانیست. ثالثا آیا یکی از این دو قادر است بر دفع دیگری یا نیست اگر قادر باشند نقص هر دو لازم می‌آید و اگر قادر نباشند باز نقص هر دو لازم می‌آید، و همچنین در موجودات تمانع دارد و فساد لازم می‌آید. و جملة: لَا يسْأَلُ عَمَّا يفْعَلُ دلالت دارد که او مسؤول از فعل خود نیست زیرا که می‌تواند او را مؤاخذه کند؟ و یا نعوذ بالله او را عقاب کند؟! و مقصود از جملة: هَذَا ذِكْرُ مَنْ مَعِي وَذِكْرُ مَنْ قَبْلِي ، این است که این استدلال ذکر من و ذکر انبیای قبل از من است.آیه 26 الی 29
متن آیه:
وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَلْ عِبَادٌ مُكْرَمُونَ(الأنبياء/26) لَا يسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُمْ بِأَمْرِهِ يعْمَلُونَ(الأنبياء/27) يعْلَمُ مَا بَينَ أَيدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى وَهُمْ مِنْ خَشْيتِهِ مُشْفِقُونَ(الأنبياء/28) وَمَنْ يقُلْ مِنْهُمْ إِنِّي إِلَهٌ مِنْ دُونِهِ فَذَلِكَ نَجْزِيهِ جَهَنَّمَ كَذَلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ(الأنبياء/29)
ترجمه: و گفتند: خدای رحمن فرزند گرفته منزه است او بلکه بندگانی گرامیند(26) در گفتار بر او سبقت نگیرند (پیرو اویند) و آنان به امر او عمل می‌کنند(27) او می‌داند جلو و عقب و آینده و گذشتة ایشان را و بجز برای کسی که او بپسندد شفاعت نمی‌کنند و ایشان از ترس او هراسناکند(28) و هر کس از ایشان بگوید: که من خدایم غیر او! پس آن را پاداش می‌دهیم؛ پاداش او دوزخ است بدینگونه پاداش می‌دهیم ستمگران را(29). 
نکات: عده‌ای از آن جمله طائفة خزاعه گفتند: فرشتگان فرزندان خدایند. حق‌تعالی فرموده خدا منزه است زیرا فرزند باید شبیه به پدر باشد و ممکن الوجود با واجب الوجود شباهتی ندارد. باضافه اگر در بعضی از وجوه شبیه به او باشد، باید در بعضی از وجوه دیگر مخالف او باشد و ما به المشابهة غیر ما به الممایزة و در این صورت در ذات حق ترکیب لازم می‌آید. باضافه ذات حق را داخل و خارج نیست تا فرزند از او خارج شود، و او شهوت ندارد. سپس فرموده ملائکه بندگان گرامیند که در گفتار از خدای تعالی جلو نمی‌افتند و به فرمان او اطاعت دارند. و این دلیل بر عصمت ملائکه می‌باشد. و اینکه فرموده وَمَنْ يقُلْ مِنْهُمْ إِنِّي إِلَهٌ، دلیل بر اختیار ملائکه می‌باشد. و ملائکه برای کسی شفاعت نمی‌کنند مگر برای کسی که خدا از او خشنود باشد و او را برای ملائکه تعیین نماید زیرا آنکه ظاهر و باطن بنده و گذشته و آیندة بنده را می‌داند فقط خداست نه ملائکه بدلیل جملة «يعْلَمُ....» ضمنا از این آیه شفاعت اولیاء استفاده نمی‌شود و نمی‌توان غیر ملائکه را به ملائکه قیاس نمود و گفت: چون در آیه ذکر شده ملائکه شفاعت می‌کنند پس اولیاء از بشر نیز شفاعت می‌کنند یا چون ملائکه قبض روح می‌کنند پس اولیاء بشری نیز می‌توانند قبض روح کنند! و این شفاعت ملائکه در اینجا ممکن است مقصود ابلاغ رحمت خدا بوسیلة ایشان باشد، و یا ممکن است مقصود همان استغفار ملائکه در دنیا برای مؤمنین باشد چنانکه در بعضی از آیات ذکر شده. و در تفسیر إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى از ابن عباس نقل شده که فرموده: «لِمَنِ ارْتَضَى: أي؛ من قال لا إله الله و شفاعتهم الإستغفار».آيه 80
متن آيه:
وَقَالُواْ لَن تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَيَّاماً مَّعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِندَ اللّهِ عَهْدًا فَلَن يُخْلِفَ اللّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ

ترجمه: و گفتند هرگز به ما آتش نرسد مگر چند روزی کم، بگو آیا بر این ادعا پیمانی از خدا گرفته‌اید؟ که خدا هرگز خلف وعده نمی‌کند و یا نسبت به خدا می‌دهید چیزی را که نمی‌دانید؟(80)
نکات: هر ملتی که خود را سوگلی دستگاه خدا بداند و به اخبار مجعوله مغرور شده باشد می‌پندارد که خدا برای خاطر ایشان و یا خاطر بزرگانشان قانون کیفر خود را به هم می‌زند و یا ترک می‌کند و ایشان را از کیفر اعمالشان معاف می‌نماید، و آتش دوزخ ایشان را مس نمی‌کند.آیه 30 الی 33
متن آیه:
أَوَلَمْ يرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيءٍ حَي أَفَلَا يؤْمِنُونَ(الأنبياء/30) وَجَعَلْنَا فِي الْأَرْضِ رَوَاسِي أَنْ تَمِيدَ بِهِمْ وَجَعَلْنَا فِيهَا فِجَاجًا سُبُلًا لَعَلَّهُمْ يهْتَدُونَ(الأنبياء/31) وَجَعَلْنَا السَّمَاءَ سَقْفًا مَحْفُوظًا وَهُمْ عَنْ آياتِهَا مُعْرِضُونَ(الأنبياء/32) وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يسْبَحُونَ(الأنبياء/33)
ترجمه: آیا آنانکه کافرند آسمان‌ها و زمین را ندیدند که بسته و متصل بهم بودند پس گشودیم آنها را و از آب هر چیز زنده را قرار دادیم پس آیا ایمان نمی‌آورند(30) و در زمین کوه‌ها پا بر جا قرار دادیم که مبادا ایشان را تکان دهد و در آن راه‌های وسیع قرار دادیم تا ایشان هدایت یابند(31) و آسمان را سقفی محفوظ قرار دادیم و ایشان از نشانه‌های قدرتی که در آسمان است اعراض کرده‌اند(32) و او آن کسی است که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید که هر یک در مدار خود شنا می