ْنَا....» انتقال از غیبت به متکلم است و دلالت دارد که این جملات را خدا بیان کرده اگر چه بر زبان موسی جاری شده باشد. و جملة: «وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ »، دلالت دارد که تمام افراد بشر حتی انبیاء جسدشان به خاک یعنی؛ به زمین بر می‌گردد، چنانکه امیرالمؤمنین چون از ضربت ابن ملجم در محراب مسجد کوفه افتاد خاک‌های آنجا را بر فرق مبارک می‌ریخت و می‌فرمود: «مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ....» آیه 56 الی 58
متن آیه:
وَلَقَدْ أَرَينَاهُ آياتِنَا كُلَّهَا فَكَذَّبَ وَأَبَى(طه/56) قَالَ أَجِئْتَنَا لِتُخْرِجَنَا مِنْ أَرْضِنَا بِسِحْرِكَ يا مُوسَى(طه/57) فَلَنَأْتِينَّكَ بِسِحْرٍ مِثْلِهِ فَاجْعَلْ بَينَنَا وَبَينَكَ مَوْعِدًا لَا نُخْلِفُهُ نَحْنُ وَلَا أَنْتَ مَكَانًا سُوًى(طه/58)
ترجمه: و بتحقیق تمام آیات خود را به او نشان دادیم پس او تکذیب کرد و سرباز زد(56) گفت: آیا نزد ما آمدی تا بسحر خودت ما را از زمین خودمان بیرون کنی ای موسی(57) پس البته البته سحری مانند آن سحر برای تو می‌آوریم پس بین ما و بین خودت وعده گاهی قرار بده که نه ما از آن خلاف کنیم و نه تو، در جائی هموار(58). 
نکات: مقصود از آياتِنَا كُلَّهَا تمام حقیقی نیست بلکه تمام نسبی است، یعنی تمام آنقدر آیاتی که برای هدایت یکنفر کافی است به او نشان دادیم و او از پذیرش هدایت خودداری کرد و برای اینکه مردم را علیه موسی تحریک کند گفت: آمده می‌خواهد ما را از زمین خودمان خارج کند و خود تصرف کند و آیاتی که آورده سحر است، پس قرار وعده‌گاهی گذاشت که در بیابان وسیع همواری مردم جمع شوند و در مقابل اعجاز موسی کاری مانند آن را بیاورد. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:97.txt">آیه 78 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:98.txt">آیه 79 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:99.txt">آیه 80 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:100.txt">آیه 82-81 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:101.txt">آیه 86-83 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:102.txt">آیه 88-87 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:103.txt">آیه 90-89 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:104.txt">آیه 91 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:105.txt">آیه 93-92 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:106.txt">آیه 96-94 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:107.txt">آیه 98-97 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:108.txt">آیه 99 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:109.txt">آیه 101-100 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:110.txt">آیه 102 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:111.txt">آیه 104-103 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:112.txt">آیه 106-105 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:113.txt">آیه 107 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:114.txt">آیه 108 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:115.txt">آیه 109 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:116.txt">آیه 110 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:117.txt">آیه 112-111 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:118.txt">آیه 113 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:119.txt">آیه 114 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:120.txt">آیه 115 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:121.txt">آیه 117-116 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:122.txt">آیه 119-118 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:123.txt">آیه 120 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:124.txt">آیه 121 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:125.txt">آیه 123-122 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:126.txt">آیه 124 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:127.txt">آیه 129-125 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:128.txt">آيه 132-130 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:129.txt">آيه 137-133 (البقرة)</a><a class="text" href="w:text:130.txt">آيه 141-138 (البقرة)</a></body></html>آیه 59 الی 62
متن آیه:
قَالَ مَوْعِدُكُمْ يوْمُ الزِّينَةِ وَأَنْ يحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى(طه/59) فَتَوَلَّى فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ كَيدَهُ ثُمَّ أَتَى(طه/60) قَالَ لَهُمْ مُوسَى وَيلَكُمْ لَا تَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ كَذِبًا فَيسْحِتَكُمْ بِعَذَابٍ وَقَدْ خَابَ مَنِ افْتَرَى(طه/61) فَتَنَازَعُوا أَمْرَهُمْ بَينَهُمْ وَأَسَرُّوا النَّجْوَى(طه/62)
ترجمه: (موسی) گفت: وعده گاه شما روز زینت و اجتماع مردم در چاشت(59) پس فرعون روگردانید و نیرنگ خود را فراهم کرد سپس آمد(60) موسی به ایشان گفت: وای بر شما بر خدا دروغ نبندید که شما را به عذابی نابود کند و بتحقیق محروم شد آنکه افترا بست(61) پس بین خودشان کار خود را به نزاع کشاندند و آن راز را پنهان داشتند(62). 
نکات: مقصود از الزِّينَةِ روز عیدی بوده که همه خود را آرایش می‌کردند و حضرت موسی خواست همة مردم جمع شوند تا آیات إلهی را به بینند و خبر آن را منتشر سازند و لذا وقت آن را نزدیک به ظهر که چاشت باشد تعیین نمود که روز در کمال روشنی باشد و بر کسی مخفی نماند. فرعون نیز ساحران خود را جمع کرد و مکرهای خود را تهیه کرد که چه بگوید و چه کند تا موسی را متهم و مردم را از او متنفر سازد، و لذا حضرت موسی در جملة: «وَيلَكُمْ....» ایشان را موعظه و تحذیر می‌کند. و نزاع سحره و فرعون و اتباعش در چه بوده معلوم نیست، احتمالاتی می‌رود و همچنین رازی را که پنهان کردند، ممکن است بگوئیم رازشان ایجاد خوف در مردم و یا ایجاد سوء ظن به موسی و یا تحریک مردم علیه او بوده و یا در صورت غلبة موسی ایمان به او باشد. آیه 63 الی 64
متن آیه:
قَالُوا إِنْ هَذَانِ لَسَاحِرَانِ يرِيدَانِ أَنْ يخْرِجَاكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ بِسِحْرِهِمَا وَيذْهَبَا بِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلَى(طه/63) فَأَجْمِعُوا كَيدَكُمْ ثُمَّ ائْتُوا صَفًّا وَقَدْ أَفْلَحَ الْيوْمَ مَنِ اسْتَعْلَى(طه/64)
ترجمه: گفتند: محققا این دو نفر ساحرند که می‌خواهند شما را از سرزمینتان با سحرشان بیرون کنند و راه و روش بهتر شما را ببرند(63) پس همه در حیلة خود تصمیم بگیرید سپس بطور دسته جمع بیائید و بتحقیق در این روز رستگار کسی است که فائق آید(64). 
نکات: فرعون و کسانش به سه چیز مردم را از موسی متنفر می‌کردند: 
اول: اینکه اینان ساحرند و معلوم است که کار ساحر حقه بازی است و لذا مردم را به او بدبین می‌کردند. 
دوم: اینکه موسی و هارون می‌خواهند سیطره و ثروت شما را تصرف کنند و از این جهت مردم را بسیار متحوحش می‌کردند خصوصا مردمی که به دنیا علاقمندند. 
سوم: اینکه می‌خواهند دین شما را تبدیل کنند و طریقه و مذهب شما را از دست شما بگیرند. البته مردم متعصب در این جهت تنفر شدیدی دارند. معلوم می‌شود هر زمانی چنین بوده که دنیا پرستان به تهمت‌های دینی اهل حق را می‌کوبیده‌اند چنانکه در زمان ما هر کس سخن حقی و راه حقی به مردم نشان دهد، دنیاپرستانی که بر گردة مردم سوارند می‌گویند این شخص می‌خواهد شما را از مذهبتان دور کند و یا مثلا محبت علی را از شما بگیرد و بهمین افتراها مردم عوام را تحریک می‌کنند! آیه 65 الی 69
متن آیه:
قَالُوا يا مُوسَى إِمَّا أَنْ تُلْقِي وَإِمَّا أَنْ نَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقَى(طه/65) قَالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِيهُمْ يخَيلُ إِلَيهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَى(طه/66) فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُوسَى(طه/67) قُلْنَا لَا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلَى(طه/68) وَأَلْقِ مَا فِي يمِينِكَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوا إِنَّمَا صَنَعُوا كَيدُ سَاحِرٍ وَلَا يفْلِحُ السَّاحِرُ حَي