 را حرکت نمی‌دهد. و همچنین زیاد دست باز نباشد که هر چه دارد انفاق کند. وَلَا تَقْتُلُوا ... خطاب به پدران است. و ابرار کسانی باشند که به اولاد و آباء نیکی نمایند. اما به اولاد برای آنکه آنان در نهایت ضعف و احتیاجند و کافلی جز والدین ندارند و باضافه بی‌اعتنائی به اولاد مستلزم خرابی عالم و نسل آدم است و قتل اولاد اگر برای خوف فقر باشد این بدگمانی به خدا و قادر ندانستن اوست، و اگر برای غیرت بر دختران است، این سعی در تخریب عالم و نسل آدم است. ولی عرب دختران را می‌کشت برای عجز دختران از جنگ و قتل و غارت و برای آنکه چون فقیر بودند نکاح نشوند برای غیر کفو و این ننگی بود برای ایشان. بهر حال اقتضای رحمت و شفقت این است که دختر نیز مانند پسر است و باید در زیر بال و پر شفقت پرورش یابد و برای انسان دو چیز لازم است: «التعظیم لأمر الله، و الشفقه لخلق الله». آیه 34 الی 39
متن آیه:
وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِي أَحْسَنُ حَتَّى يبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا(الإسراء/34) وَأَوْفُوا الْكَيلَ إِذَا كِلْتُمْ وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذَلِكَ خَيرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا(الإسراء/35) وَلَا تَقْفُ مَا لَيسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا(الإسراء/36) وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَلَنْ تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولًا(الإسراء/37) كُلُّ ذَلِكَ كَانَ سَيئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهًا(الإسراء/38) ذَلِكَ مِمَّا أَوْحَى إِلَيكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ وَلَا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتُلْقَى فِي جَهَنَّمَ مَلُومًا مَدْحُورًا(الإسراء/39)
ترجمه: و نزدیک مال یتیم نشوید جز بطریقی که آن بهتر است تا اینکه به رشد خود برسد و به پیمان وفا کنید زیرا که از پیمان بازخواست خواهد شد(34) و چون به کیل چیزی را بسنجید کیل تمام بدهید و به ترازوی درست و قپان صحیح وزن کنید که این بهتر و عاقبتش نیکوتر است(35) و بدنبال آنچه علم نداری مرو زیرا گوش و چشم و دل هر یک از اینها مورد پرسش خواهد بود(36) و از راه کبر و ناز در زمین راه مرو زیرا تو زمین را هرگز نشکافی و هرگز به درازی کوه‌ها نرسی(37) هر یک از این کارها بدش نزد پروردگارت ناپسند است(38) این از چیزهای حکمتی است پروردگارت به سوی تو وحی کرده و با خدا مقصود و معبود دیگری قرار مده که در دوزخ افکنده شوی ملامت شده و رانده شده(39). 
نکات: مقصود از جملة: إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا، این است که صاحب العهد کان مسئولا، به حذف مضاف، و ممکن است معنی إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا، این باشد که «کان موردا للسؤال»، یعنی؛ سئل عن صاحبه. و ممکن است استعارة تخییلیه باشد یعنی؛ «یخیل إن العهد رجل و یسئل عنه تبکیتا للناکث». و این جمله دلالت دارد بر وجوب وفا به تمام عقود. وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ، یکی از اوامری است که در قرآن مکرر شده و شارع به آن اهمیت داده، اگر چه تفاوت حاصلة بسبب نقصان کیل و وزن کم باشد ولی عقابش شدید است، برای اینکه محل احتیاج جمیع مردم در جمیع حالات می‌باشد. و باید نفوس آلوده نشود به سرقت مقدار حقیر و احتراز شدید بشود تا مردم چشم طمع به مال یکدیگر نداشته باشند و بایع و مشتری خیالشان راحت باشد، و هر کاسبی که به امانت و احتراز از چنین خیانت معروف شد، در مدت کمی دارای اموال کثیره خواهد شد. و البته خدا هم برکت می‌دهد چنانکه حضرت شعیب فرمود: «بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ». و « وَلا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ»، دلیل است بر اینکه پیروی ظن و تقلید جایز نیست «إلا ما استخرج بالدلیل». و جملة: «ذَلِكَ مِمَّا أَوْحَى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ»، دلالت دارد که قرآن حکمت است، و هر کس به آن آگاه و عمل کند به خیر کثیر رسیده است چنانکه‌ در سورة بقره آیة 269 فرموده: وَمَنْ يؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِي خَيرًا كَثِيرًا.آیه 40 الی 44
متن آیه:
أَفَأَصْفَاكُمْ رَبُّكُمْ بِالْبَنِينَ وَاتَّخَذَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ إِنَاثًا إِنَّكُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلًا عَظِيمًا(الإسراء/40) وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَذَا الْقُرْآنِ لِيذَّكَّرُوا وَمَا يزِيدُهُمْ إِلَّا نُفُورًا(الإسراء/41) قُلْ لَوْ كَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَمَا يقُولُونَ إِذًا لَابْتَغَوْا إِلَى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلًا(الإسراء/42) سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيرًا(الإسراء/43) تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَيءٍ إِلَّا يسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا(الإسراء/44)
ترجمه: آیا پروردگار شما شما را به پسران برگزید و از فرشتگان برای خود دخترانی گرفت؟! بحقیقت شما سخنی بزرگ می‌گوئید(40) و البته بیان کردیم در این قرآن تا پند گیرند و نمی‌افزاید ایشان را مگر نفرت(41) بگو اگر آنچنانکه می‌گویند با او إله‌هائی بود در این صورت به سوی خدای صاحب عرش راهی جسته بودند(42) او منزه و برتر است از آنچه می‌گویند برتری بزرگی(43) شهادت بر تنزیه او می‌دهد آسمان‌های هفتگانه و زمین و کسانی که در آنها است و نیست چیزی مگر اینکه بستایش او تسبیح می‌کند ولیکن تسبیح ایشان را نمی‌فهمید بدرستی که او بردبار و آمرزنده باشد(44) 
نکات: مشرکین از دختر عار داشتند و با این حال خدا را دارای دختر می‌دانستند و معتقد بودند که فرشتگان، دختران خدایند! حق‌تعالی جل شأنه می‌فرماید این گفتار شما سخن باطل بزرگی است زیرا خدا را نعوذ بالله ناقص و کمتر از خود دانسته‌اید. و جملة: إِذًا لَابْتَغَوْا... ممکن است اشاره باشد به دلیل تمانع یعنی این إله‌های متعدده بر یکدیگر غلبه می‌کردند و بر عرش قدرت تکیه می‌کردند. و ممکن است اشاره باشد به اینکه شما از این إله‌ها تقرب می‌خواهید اگر از اینها کاری ساخته بود خود راه تقربی با خدای رب العرش پیدا کرده و برای خود مقامی کسب می‌کردند. و کلمة: عُلُوًّا كَبِيرًا، دلالت دارد بر بعد زیاد «بین ممکن الذات و واجب الذات و بین القدیم و الحادث، و الغنی و المحتاج». و مخفی نماند که مقصود از تسبیح موجودات و حمد آنها تسبیح مقالی نیست زیرا نفهمیدن مقال آنها جرم نیست و لذا در آخر آیه فرموده: إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا، و بعلاوه خدا فرموده: لَا تَفْقَهُونَ، و اگر مقالی بود فرموده بود «لا تسمعون تسبیحهم». و تسبیح حالی موجودات مانند تحمید آنها می‌باشد. و همچنین سجدة اشیاء چنانکه در سورة رحمن فرموده: «وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ يَسْجُدَانِ». پس آنچه را می‌توان تدبر کرد و عدم تدبر باعث بر عدم فهم شده و خدا مشرکین را مذمت کرده همان تسبیح حالی است. آیه 45 