 همان یک نفر جماعتی محسوب می‌شود و نباید به تنهای او و به کثرت مخالفین او توجه داشت چنانکه حضرت ابراهیم یک نفر و مخالفین او هزاران نفر دانا و غیردانا بودند ولیکن عجب باید کرد از مسلمین زمان ما با داشتن قرآن از روش قرآن و دستور آن اعراض دارند تا یک نفر عالم موحد بخواهد حقیقتی را بیان کند بعنوان اینکه مقابل و مخالف او زیاد است او را می‌کوبند و می‌گویند آیا این همه مردم نفهمیدند و فقط این یک نفر می‌فهمد و به این بهانه به جنگ با حق بر می‌خیزند چنانکه مرحوم سید اسد الله خارقانی و مرحوم سنگلجی و مرحوم خالصی و امثال ایشان که مخالف زیاد داشتند با مخالفت روحانی نمایان حق ایشان پامال گردید. خود نویسنده بعضی از حقائق قرآن مانند توحید در عبادات را اظهار داشتم تمام آنانکه از شرک نان می‌خورند به مخالفت پرداخته و حتی از فتوای کفر من نیز ابا نکردند! و اسلام را که دین واحد است به مذاهب گوناگون در آورده‌اند و این بدعت و کفر را همه پذیرفته‌اند. بدانکه در این آیات حق‌تعالی ده وصف برای حضرت ابراهیم آورده: 
اول، اینکه و به تنهائی امت و جماعت است. 
دوم، او قانت و خاضع و مطیع خداست. 
سوم، حنیف یعنی؛ متمایل به حق و حق پذیر و راستگرا است. 
چهارم، مشرک نیست و یا غرق توحید است. 
پنجم، شاکر است چنانکه او غذا نمی‌خورد تا مهمانی پیدا کند، فرشتگانی را بصورت بشر دید و دعوتشان کرد. 
ششم، خدا او را برگزیده (اجْتَبَاهُ). 
هفتم، به راه راست هدایتش کرده. 
هشتم، در دنیا ثروت و نام نیک و لسان صدق به او داده: (وَآتَينَاهُ فِي الدُّنْيا حَسَنَةً) و مسلمین دنیا بر او و صلوات و درود می‌فرستند (کما صلیت علی إبراهیم و آل إبراهیم). 
نهم، « فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ». 
دهم، بر پیغمبر اسلام و سایر مسلمین متابعت او را لازم شمرده. آیه 124 الی 125
متن آیه:
إِنَّمَا جُعِلَ السَّبْتُ عَلَى الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ وَإِنَّ رَبَّكَ لَيحْكُمُ بَينَهُمْ يوْمَ الْقِيامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يخْتَلِفُونَ(النحل/124) ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِي أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ(النحل/125)
ترجمه: همانا شنبه بر آنانکه در آن اختلاف کردند قرار داده شد و محققا پروردگار تو روز قیامت بین ایشان حکم می‌کند در آنچه در آن اختلاف می‌کرده‌اند(124) دعوت کن بسوی راه پروردگارت به حکمت و موعظة نیکو و با ایشان به نیکوترین وجه جدال کن، بدرستی که پروردگارت خود داناتر است به آنکه از راه او گم شده و او به طالبین هدایت داناتر است(125). 
نکات: چون خدا محمد(ص) را به متابعت ملت ابراهیم(ع) امر کرده در حالی که محمد(ص) روز جمعه را برای عبادت اختصاص داده، آیا ابراهیم نیز روز جمعه در ملتش بوده یا خیر؟ و اگر روز جمعه بوده، پس چرا یهود روز شنبه را انتخاب کردند؟ جواب داده شده در آیة فوق که روز شنبه برای یهود انتخاب شد برای اینکه حضرت موسی(ع) به قوم خود گفت: در هر هفته روزی را تعطیل برای عبادت کند و آن روز جمعه است، یهود نپذیرفتند و گفتند: آن روزی که خدا از آفرینش فارغ شد ما آن روز را روز فراغ از کار قرار می‌دهیم، خدا همان روز را برای ایشان قرار داد، سپس حضرت عیسی(ع) نصارا را أمر کرد به روز جمعه، گفتند: ما نمی‌خواهیم عید یهود پس از عید ما باشد و ما یکشنبه را انتخاب می‌کنیم. پس چنانکه رسول خدا(ص) فرموده: «إن الله کتب یوم الجمعه علی من کان قبلنا، فاختلفوا فیه و هدانا الله له فالناس لنا فیه تبع؛ الیهود غدا، و نصاری بعد غد» و بدانکه خدای تعالی برای دعوت دستور داده: اول، به حکمت یعنی به دلائل عقلی یقینی و این برای دعوت دانشمندان است. دوم، دعوت به موعظة حسنه و آن ذکر دلائل ظنی و اقناعی و احساساتی است و آن برای عوام است. و اما برای آنکه به مغالطه و مخاصمه بر می‌خیزد، بطریق احسن باید با او مجادله کرد. و طریق أحسن آنست که مقدمات مسلمة عند المخاطب را ذکر کند بدون اینکه از باطلی تأیید شود و بدون اینکه باطلی تصدیق گردد. ولی خدا مجادله را مقابل دعوت ذکر کرده است. آیه 126 الی 128
متن آیه:
وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيرٌ لِلصَّابِرِينَ(النحل/126) وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيهِمْ وَلَا تَكُ فِي ضَيقٍ مِمَّا يمْكُرُونَ(النحل/127) إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَالَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ(النحل/128)
ترجمه: و اگر عقاب کردید پس بمانند آنچه شما عقاب به آن شده‌اید عقاب کنید و اگر صبر نمائید البته برای صبرکنندگان بهتر است(126) و صبر پیشه کن و نیست صبر مگر بیاد خدا و بر ایشان محزون مباش و از نیرنگشان در فشار مباش(127) بدرستی که خدا با صاحبان تقوی و با همان کسانی است که نیکوکارند(128). 
نکات: گفته‌اند این آیات دربارة قتل حضرت حمزه و مثلة او در جنگ احد نازل شده، چون رسول خدا(ص) دید او را مُثله کردند فرمود: بخدا سوگند از ایشان هفتاد نفر بجای تو مثله خواهم نمود، پس جبرئیل این آیات را آورد. ولی بهتر این است که بگوئیم این آیات دستورالعملی در تمام موارد برای مسلمین است که نهی شده از زیاده روی در عقاب، منتهی در جنگ احد این آیه قرائت شده و قضیة احد در تحت عموم آیه داخل است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:850.xml">آيه 1 الي 60</a><a class="folder" href="w:html:869.xml">آيه 61 الي 111</a></body></html>آيه 57
متن آيه:
وَظَلَّلْنَا عَلَيْکُمُ الْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَيْکُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى کُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَکِن کَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ

ترجمه: و ابر را بر شما سایه‌بان نمودیم و بر شما منّ و سلوی (ترنجبین و مرغ) فرود آوردیم و گفتیم از روزیهای پاکیزه بخورید ولیکن ایشان به ما ستم نکردند به خودشان ستم نمودند.(57)
نکات: مقصود از جملة "ظَلَّلْنَا" آنست که چون به بیابان تیه مبتلا به آفتاب شدند در مدتیکه مأمور به رفتن بیت‌المقدس و جنگ با عمالقه بودند پس کوتاهی کردند و به موسی گفتند تو و پروردگارت بروید و قتال کنیدما اینجا می‌نشینیم و لذا در آن بیابان سر در گم و حیران شدند و هر قدر سیر می‌کردند به جای اول می‌رسیدند، و مدتها گرفتار بودند تا حضرت موسی فوت شد، در آن مدت بود که به أمر حق‌تعالی ابر بر سر ایشان سایه می‌افکندو من و سلوی بر ایشان نازل گردید.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:851.txt"> آيه 1 (الإسراء)</a><a class="text" href="w:text:852.txt">آيه 8-2 (الإسراء)</a><a class="text" href="w:text:853.txt">آيه 11-9 (الإسراء)</a><a class="text" href="w:text:854.txt">آيه 12 (الإسراء)</a><a class="text" href="w:text:855.txt">آيه 15-13 (الإسراء)</a><a class="text" href="w:text:856.txt">آيه 17-16 (الإسراء)</a><a class="text" href="w:text:857.txt">آيه 20-18 (الإسراء)</a><a class="text" href="w:text:858.txt">آيه 24-21 (