وردیم و همانا ما راستگویانیم(64) پس اهل خود را سَیر بده و بیرون بَر در پاره‌هایی از شب و قفای ایشان برو و احدی از شما توجهی به عقب نیفکند و بروید به جایی که امر شده‌اید(65) و وحی کردیم بسوی او این امر را که دنبالة این قوم بریده شده در حالی که صبح کرده باشند (66) و اهل شهر آمدند در حالی که شادی می‌کردند (67) گفت: بدرستی که ایشان میهمانان منند مرا رسوا مسازید(68) و از خدا بترسید و مرا خوار مکنید(69) گفتند: آیا ترا نهی از حمایت اهل جهان نکردیم(70) گفت: اینان دختران منند اگر شما قصدی دارید(71) بجان تو که ایشان در مستی خود حیرانند(72). 
نکات: حضرت لوط به فرشتگان گفت: إِنَّكُمْ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ  زیرا چنین هیئتی را ندیده بود بآن مؤدبی. هر چه دیده بود بی‌ادب و بی‌ایمان و لذا تعجب می‌کرد. و مقصود از جملة بِمَا كَانُوا فِيهِ يمْتَرُونَ عذاب إلهی بود، چون حضرت لوط(ع) مردم را از عذاب خدا می‌ترسانید و در صورت بقاء بکفر، به ایشان وعدة عذاب می‌داد و ایشان در این وعده شک داشتند. و جملة: «لَعَمْرُكَ....» قسم است، خدا به هر چیز می‌تواند قسم بخورد ولی بندگان باید فقط به او قسم بخورند، و کاف خطاب لَعَمْرُكَ اگر این خطاب، خطاب به محمد باشد، دلیل می‌شود که حق‌تعالی محمد را گرامی داشته که به جان او قسم خورده است. و اگر خطاب لَعَمْرُكَ به حضرت لوط باشد این جمله قول فرشتگان است. و بنابراین مقصود از جملة: إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يعْمَهُونَ، قوم حضرت لوط است که در سکرت کفر بودند، و بنابر اول ضمیر إِنَّهُمْ بر می‌گردد به مشرکین مکه. آیه 73 الی 77
متن آیه:
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيحَةُ مُشْرِقِينَ(الحجر/73) فَجَعَلْنَا عَالِيهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيهِمْ حِجَارَةً مِنْ سِجِّيلٍ(الحجر/74) إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ(الحجر/75) وَإِنَّهَا لَبِسَبِيلٍ مُقِيمٍ(الحجر/76) إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيةً لِلْمُؤْمِنِينَ(الحجر/77)
ترجمه: پس آن صیحه ایشان را گرفت در حالی که داخل روز می‌شدند(73) پس بالای آن را زیر آن قرار دادیم و بر ایشان سنگ‌هایی از سنگ گل باراندیم(74) بدرستی که در این هر آینه نشانه‌هایی است برای اهل فراست(75) و بدرستی که آن بلاد هر آینه براهی است که همواره مورد رفت و آمد است(76) براستی که در این نشانه‌ای برای مؤمنین است(77). 
نکات: بلاد حضرت لوط را سدوم گویند که صدای صیحة بزرگی را شنیدند و از ترس هلاک شدند. و مقصود از جملة: لَبِسَبِيلٍ مُقِيمٍ، این است که بلاد مخروبة ایشان سر راه حجاز به سوی شام است که همواره مردم رفت و آمد دارند و باید از آنها عبرت گیرند. البته مؤمنین را نشانة عبرت و بیداری است، ولی کفار چنین قضایا را حمل به تصادف کرده و یا از اتصالات و قرانات کواکب می‌دانند. آیه 78 الی 86
متن آیه:
وَإِنْ كَانَ أَصْحَابُ الْأَيكَةِ لَظَالِمِينَ(الحجر/78) فَانْتَقَمْنَا مِنْهُمْ وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُبِينٍ(الحجر/79) وَلَقَدْ كَذَّبَ أَصْحَابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ(الحجر/80) وَآتَينَاهُمْ آياتِنَا فَكَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِينَ(الحجر/81) وَكَانُوا ينْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيوتًا آمِنِينَ(الحجر/82) فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيحَةُ مُصْبِحِينَ(الحجر/83) فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ مَا كَانُوا يكْسِبُونَ(الحجر/84) وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَينَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَإِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيةٌ فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ(الحجر/85) إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ(الحجر/86)
ترجمه: و بدرستی که مردم اهل بیشه ستمکار بودند(78) پس، از ایشان انتقام کشیدیم و بدرستی که این دو هر آینه براهی است روشن(79) و بتحقیق مردمان اهل حجر فرستادگان را تکذیب کردند(80) و آیات خود را برای ایشان آوردیم پس اعراض از آنها می‌کردند(81) و از کوه‌ها خانه می‌تراشیدند در حالی که ایمن بودند(82) پس آن صیحه ایشان را گرفت در حالی که صبح می‌کردند(83) پس کفایت از ایشان نکرد آنچه را که کسب می‌کردند(84) و آسمان‌ها و زمین و آنچه را بین آنهاست نیافریدیم مگر بحق و بی‌گمان ساعت قیامت آمدنی است پس گذشت کن گذشتن نیکی(85) بدرستی که پروردگارت همان آفرینندة داناست(86). 
نکات: الْأَيكَةِ در لغت فرس بمعنی؛ بیشه است و بیشه جایی است شبیه جنگل که درخت زیاد داشته باشد، و الْأَيكَةِ  محلی بوده نزدیک مدین که حضرت شعیب به هر دو جا مأمور بوده. و جملة: وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُبِينٍ ، دلالت دارد بر اینکه امام گفته می‌شود به راهی که مسافر با به مقصد راهنمایی می‌کند. و شهر الْأَيكَةِ  و سدوم بر سر چنین راهی بوده‌اند و مقصود از أَصْحَابُ الْحِجْرِ قوم صالح پیامبر می‌باشد که ایشان را قوم ثمود می‌گفتند و حجر نام آن وادی بوده که ایشان مسکن داشته‌اند. و کلمة الْمُرْسَلِينَ دلالت دارد که ایشان را غیر از صالح پیغمبرهای متعددی بوده و همه را تکذیب کردند. و جملة: وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَينَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ ، دلالت دارد بر اینکه خدا مردم را بیهوده نیافریده، وبیهوده هلاک نکرده بلکه طبق حکمت ایشان را برای عبادت و رسیدن به کمال و اختیار آفریده و هدف خلقت تکامل بشر است و رسیدن به درجات أخروی. آیه 87 الی 91
متن آیه:
وَلَقَدْ آتَينَاكَ سَبْعًا مِنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ(الحجر/87) لَا تَمُدَّنَّ عَينَيكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ(الحجر/88) وَقُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِينُ(الحجر/89) كَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى الْمُقْتَسِمِينَ(الحجر/90) الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ(الحجر/91)
ترجمه: و به یقین و بدون شک هفت آیه از دوتائیها و قرآن کریم را به تو دادیم(87) البته چشمانت را بسوی آنچه بهره‌مند گردانیده‌ایم به آن اصناف کفار را مگشای و بر ایشان اندوه مخور و برای مؤمنین تواضع کن و بالت را بینداز و فرود آور(88) و بگو که من خودم ترسانندة به آشکارم(89) چنانکه بر آنان که قسمت کردند (و یا قسم خوردند) نازل نمودیم(90) آنان که قرآن را پاره پاره و جزء جزء قرار دادند(91). 
نکات: مقصود از کلمة: سَبْعًا مِنَ الْمَثَانِي ، ظاهراً سورة حمد است که هفت آیه است از دوتائی‌ها، زیرا در نماز دو مرتبه خوانده می‌شود، و آیات آن عبارتست از ثناء مکرر و درخواست مکرر، نصف آن ثناء و نصف آن دعاء و کلمات آن غالباً مکرر شده دو مرتبه دو مرتبه. در این صورت من از «مِنَ الْمَثَانِي» برای بیان است. و بعضی گفته: الْمَثَانِي  سور قرآن است که مواعظ و قصص آن مکرر شده از سوره‌های طوال و یا سوره‌های حوامیم و بنابراین من از «مِنَ الْمَثَانِي»، برای تبعیض می‌گردد و عطف وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ  بر سَبْعًا عطف عام بر خاص می‌شود. و مقصود از الْمُقْتَسِمِينَ ظاهراً عده‌ای از مشرکین بودند که راه‌