يهَا خَالِدُونَ(39)
 
ترجمه: پس شیطان ایشان را به لغزش افكند و از جا و یا مقام قربی که داشتند بیرونشان نمود، و گفتیم فرود آئید که برخی از شما دشمن برخ دیگر است، و برای شما در زمین تا قیامت جای قرار و بهره‌ایست(36) پس آدم از پروردگارش کلماتی دریافت که سبب پذیرش توبة او گردید زیرا خدا توبه‌پذیر و رحیم است(37) گفتیم همة شما از بهشت فرود آئید پس اگر از طرف من هدایتی برای شما آمد هر که هدایت مرا پیروی کند برای آنان نه خوفی و نه غصه‌ای باشد(38) و آنانکه کافر شوند و به آیات ما تکذیب کنند ایشان سزاوار آتش و در آن بمانند.(39)
نکات: مقصود از جملة: «فأخرجهما...» ممکن است اخراج از بهشت باشد ویا از مقام قرب، و مقصود از هبوط فرودآمدن از بهشت است و یا فرودآمدن از مقام قرب، و مخاطب «اهبطوا...» آدم و ذریة او و حوا و شیطان با ذریة او که با یکدیگر عداوت می‌ورزند. و أما کلماتی که حضرت آدم از خدا دریافت همان کلماتی است که در سورة اعراف آیة 23 آمده: 
(قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ) (اعراف: 23)
و أما مخاطب در جملة: «فَإِمَّا يَأْتِيَنَّکُم...» بنی‌آدمند، و این در زمان بعثت حضرت آدم نسبت به اولاد او بوده، نه اینکه در زمان پیغمبر اسلام باشد، ولی برخی از مردم بی‌خبر خیال کرده‌اند که این خطاب به أمت پیغمبر اسلام شده که اگر پس از او پیغمبری باشد بپذیرند، و اگرچه صرف ادعا باشد. و مقصود از جملة: «فَمَن تَبِعَ هُدَايَ...» این است که هر کس به اختیار خود هدایت إلهی را بپذیرد خوفی از عذاب ندارد، و شقی نخواهد شد.آیه 30 الی 31
متن آیه:
كَذَلِكَ أَرْسَلْنَاكَ فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهَا أُمَمٌ لِتَتْلُوَ عَلَيهِمُ الَّذِي أَوْحَينَا إِلَيكَ وَهُمْ يكْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ قُلْ هُوَ رَبِّي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيهِ مَتَابِ(الرعد/30) وَلَوْ أَنَّ قُرْآنًا سُيرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِيعًا أَفَلَمْ ييأَسِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ لَوْ يشَاءُ اللَّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعًا وَلَا يزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبُهُمْ بِمَا صَنَعُوا قَارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيبًا مِنْ دَارِهِمْ حَتَّى يأْتِي وَعْدُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يخْلِفُ الْمِيعَادَ(الرعد/31)
ترجمه: بدینگونه فرستادیم تو را در میان امتی که پیش از آنان امتهایی بوده و گذشته‌اند برای اینکه تلاوت کنی برای ایشان آنچه را به تو وحی نموده‌ایم در حالی که ایشان به خدای رحمان کافرند. بگو: اوست پروردگارم، نیست معبود و ملجأی جز او بر او توکل کرده‌ام و به سوی اوست بازگشتم(30) و اگر قرآنی باشد که سیر داده شود به آن کوه‌ها و یا قطعه قطعه شود بآن زمین و یا بآن با مرده‌ها تکلم شود (ایمان نخواهد آورد) بلکه تمام امر برای خدا و مخصوص اوست، پس آیا مؤمنین مأیوس نشدند و ندانستند که اگر خدا می‌خواست تمام مردم را هدایت می‌کرد و همواره به کفار در هم کوبنده‌ای می‌رسد بسبب آنچه کرده‌اند و یا کوبنده‌ای نزدیک برای ایشان وارد می‌شود تا اینکه وعدة خدا بیاید، بدرستی که خدا نسبت به وعدة خود خلاف نمی‌کند(31). 
نکات: بدینگونه یعنی بدون آوردن معجزاتی که درخواست کرده‌اند و فقط با آوردن قرآن و تلاوت آن ترا فرستادیم تا برای ایشان بخوانی. 
و مقصود از جملة: «هُمْ يكْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ»، قریش است که می‌گفتند: رحمن چیست؟: « وَمَا الرَّحْمَنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَزَادَهُمْ نُفُوراً»، گویند: این آیات در صلح حدیبیه نازل شد، وقتی که خواستند کتاب صلح و قراردادی بین رسول خدا(ص) و مشرکین نوشته شود، رسول خدا(ص) به علی(ع) فرمود: بنویس؛ بسم الله الرحمن الرحیم. سهیل بن عمرو که نمایندة مشرکین بود گفت: «ما نعرف الرحمن إلا صاحب الیمامه»، یعنی ما رحمن را نمی‌شناسیم بجز مسیلمة کذاب، بنویس باسمک اللهم، و اینطور زمان جاهلیت می‌نوشتند. سپس رسول خدا(ص) فرمود: بنویس: «هذا ما صالح علیه محمد رسول الله»، مشرکین گفتند: اگر ما ترا رسول خدا می‌دانستیم و با تو جنگ کرده و از خانة خدا منع می‌کردیم، ستمگر بودیم، ولیکن بنویس: هذا ما صالح محمد بن عبدالله. اصحاب عرض کردند: اجازه بده ما با ایشان جنگ کنیم، فرمود: نه آنچه می‌خواهند، بنویسند. پس این آیات نازل شد. 
و اما آیة 31 نازل شد در بارة ابوجهل و عبدالله بی ابی امیة مخزومی و عده‌ای از کفار که پشت کعبه نشستند و فرستادند نزد رسول خدا(ص) که اگر می‌خواهی از تو پیروی کنیم، بواسطة قرآن کوه‌های مکه را حرکت بده و از ما دور کن تا زمین تنگ مکه وسعت پیدا کند و برای ما در آن چشمه‌ها و نهرها قرار بده تا درختکاری و زراعت کنیم، زیرا که بگمان خود از داود پست‌تر نیستی نزد پروردگارت که خدا برای او کوه‌ها را تسخیر کرد که با او تسبیح گویند. و یا باد را مسخر کن تا ما را به سوی شام ببرد و پس از انجام حوائج ما را برگرداند چنانکه برای سلیمان این کارها شد و تو گمان داری که نزد خدا پست‌تر از سلیمان نیستی. و برای ما جدت قصی را زنده کن تا از او سؤال کنیم آیا آنچه تو می‌گوئی حق است یا باطل، و عیسی این کار را کرده و تو بعقیدة خودت نزد پروردگارت از او پست‌تر نیستی، لذا این آیه نازل شد که اگر با قرآن این کارها انجام شود باز ایمان نخواهند آورد. 
و مقصود از قَارِعَةٌ برای کفار، بلاها و حوادث و قحطی و مصیبت‌های جنگ و کشتار است مانند برخورد با لشکر اسلام و هلاکت ایشان در بدر، و ممکن است بمب‌های هیدروژنی مقصود باشد. و ممکن است تاء؛ تَحُلُّ قَرِيبًا، تاء خطاب باشد یعنی تو نازل می‌شوی به همین نزدیکی به دیار ایشان، و مراد فتح مکه باشد. آیه 32 الی 34
متن آیه:
وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَمْلَيتُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيفَ كَانَ عِقَابِ(الرعد/32) أَفَمَنْ هُوَ قَائِمٌ عَلَى كُلِّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَجَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكَاءَ قُلْ سَمُّوهُمْ أَمْ تُنَبِّئُونَهُ بِمَا لَا يعْلَمُ فِي الْأَرْضِ أَمْ بِظَاهِرٍ مِنَ الْقَوْلِ بَلْ زُينَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مَكْرُهُمْ وَصُدُّوا عَنِ السَّبِيلِ وَمَنْ يضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ(الرعد/33) لَهُمْ عَذَابٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَشَقُّ وَمَا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَاقٍ(الرعد/34)
ترجمه: و بتحقیق به پیغمبران پیش از تو استهزاء شد پس من به کفار مهلت دادم و بعد ایشان را دچار عذاب کردم، پس چگونه بوده عقاب من(32) آیا کسی که او نگهبانست بر هر کسی به آنچه کسب کرده (مانند کسی است که چنین نیست) و قرار دادند برای خدا شریکانی، بگو بنامید ایشان را بلکه خبر می‌دهید او را به آنچه نمی‌داند در زمین و یا بظاهر از سخن بلکه زینت دا