َّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ(التوبة/59)
ترجمه: و بعضی از ایشان کسانیند که دربارة صدقات از تو عیبجوئی می‌کنند، پس اگر از صدقات داده شوند خشنودند و اگر داده نشوند ناگاه ایشان خشمناک می‌شوند(58) و اگر به آنچه خدا و رسول او به ایشان داده خشنود گردند و بگویند خدا ما را کافی است بزودی خدای‌تعالی از فضل خود و رسول او ما را عطا کنند براستی که ما به سوی خدا رغبت داریم.(59)
نکات: معلوم می‌شود عدة بسیاری از مردم دین لقلقة زبانی دارند. و برای دنیا مدعی دین می‌باشند، اگر از صدقات و وجوهات دینی به ایشان برسد از دین و خدا خشنودند واگر نه، خیر، چنانکه این آیات در روز جنگ حنین نازل شده که رسول خدا(ص) غنائم هوازن را به مسلمین می‌داد، یک نفر به نام حرقوس بن زهیر که عاقبت در زمان خلافت علی(ع) سر خوارج شد به رسول خدا(ص) گفت: اعدل یا رسول الله، عدالت کند. حضرت فرمود: و یلک إن لم أعدل فمن یعدل؟ وای بر تو اگر من عدالت نکنم پس چه كسی عدالت می‌کند؟! و این شخص مقدس مآب بوده، حضرت به اصحاب خود فرمود: احذروا هذا و أصحابه فإنهم منافقون.
آیه 60
متن آیه:
إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
ترجمه: جز این نیست که صدقات برای فقراء و مساکین و کارمندان بر آن و آنانکه دلهایشان الفت داده شده و برای آزادکردن بندگان و بدهکاران و در راه خدا و راه‌ماندگان است. فریضه ای است از خدا، و خدا دانای حکیم است.(60)
نکات: مقصود از این صدقات، زکات است زیرا در آخر فرموده فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ، یعنی واجبی است که خدا معین نموده، و این زکات را چنانکه آیه فرموده در هشت طائفه می‌توان مصرف کرد: 
1- فقراء.	2- مساکین.
3- کارمندان دولت اسلامی.	4- مؤلفه قلوبهم.
5- آزادکردن بندگان.	6- بدهکاران.
7- در راه جهاد و تبلیغات اسلامی	8- در راه‌ماندگان.
و در صدر اسلام تمام بودجة مملکت اسلامی از هر جهت و تمام احتیاجات آن از صدقات وخراجات اداره می‌شده زیرا در همه چیز زکات بوده و هر کس درآمد سالیانه‌اش به قدر مخارج سالیانه‌اش نباشد او از فقراء و مساكین محسوب است و حق‌تعالی زکات را بر أغنیاء واجب کرده تا اینکه بواسطة عمل به آن ثابت کند که علاقة ایشان به خدا و اسلام بیشتر از علاقه به اموال است و دیگر اینکه مفاسد اجتماعی برطرف شود، اگر حق فقراء داده نشود به احزاب خارج از اسلام ملحق می‌شوند، ودیگر اینکه اگر زکات مشروع داده نشود ادارة مملکت از طریق نامشروع اداره خواهد شد.
بهرحال بر سر هر یک از چهار صنف اول: لام جر و در سر چهار قسم دیگر کلمة فی آمده، برای اینکه هر یک از چهار صنف اول حق تملک دارند و به هر مصرف که بخواهند می‌توانند برسانند، ولی چهار صنف دیگر نمی‌توانند به هر مصرف دلبخواهی خود برسانند بلکه در همان وصفی که مجرور به فی شده باید صرف کنند، یعنی الْغَارِمِينَ در غرامت و دَین خود، و فِي سَبِيلِ در جهاد و یا آنچه راه خدا را باز کند نه در جای دیگر،ابْنِ السَّبِيلِ در موردی که او را به شهرش برساند نه زیادتر، و همینطور در فِي الرِّقَابِ.
از آیه استفاده می‌شود که زکات واجبه را در مصارف واجبه باید مصرف کرد و در مصارف مستحبه مانند مسجدساختن و یا پل بناکردن نمی‌توان صرف نمود. ودیگر اینکه یک سهم از زکات اختصاص دارد به کارکنان الْعَامِلِينَ، حال آیا میتوان امام و زمامداران اسلام را از عاملین محسوب نمود یا خیر؟ اینجا مورد اختلاف است و حق این است که؛ می‌توان او را داخل عاملین نمود، ودیگر اینکه عامل باید به قدر عمل خود از زکات بردارد نه زیادتر. و کلمة: الْعَامِلِينَ عَلَيهَا دلالت دارد که زمامداران مسلمین باید مأمور بفرستند برای گرفتن زکات وواگذار به خود مردم نکنند، و در زمان ما که دولتها به وظائف اسلامی خود عمل نمی‌کنند مردم باید زکات را بدست خود به پنج طائفه بدهند، زیرا فعلا رقابت و عاملین و مؤلفه قلوبهم وجود ندارد و باید آن پنج طائفه موصوف به وصف اسلام باشند، یعنی به فقیر کافر زکات نمی رسد، و کلمة: فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ، دلالت دارد که خدای‌تعالی خود متصدی تقسیم وتعیین اصناف شده و به رسول خود و دیگری واگذار نکرده چنانکه از رسول خدا(ص) روایت شده که فرمود: إن الله تعالی لم یرض بقسمة الزکاة أن یتولاها ملک مقرب و لا نبی مرسل حتی تولی قسمتها بنفسه.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:60.xml">آيه 1 الي 77</a><a class="folder" href="w:html:96.xml">آيه 78 الي 141</a></body></html>آیه 61
متن آیه:
وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يؤْذُونَ النَّبِي وَيقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيرٍ لَكُمْ يؤْمِنُ بِاللَّهِ وَيؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ يؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
ترجمه: و بعضی از ایشان آنهایند که این پیغمبر را آزار می‌کنند و می‌گویند او گوش است. بگو، گوش خوبی برای شماست به خدا ایمان می‌آورد و برای مؤمنین ایمان می‌آورد وبرای آنانکه از شما ایمان آورده‌اند رحمت است، و آنانکه رسول خدا را آزار می‌کنند بر ایشان عذاب دردناک است.(61)
نکات: بعضی ازمنافقین به هم می‌گفتند در غیاب محمد(ص) چیزی نگوئید ممکن است به او برسد، دیگری جواب می‌داد اگر او بشنود ما می‌رویم قسم می‌خوریم که ما چیزی نگفته‌ایم او قبول می‌کند، و غرض ایشان این بود که محمد(ص) هوش و ذکاوت و بررسی ندارد، او سلیم القلب و زودباور است هر کس هر چه گفت می‌پذیرد و برای همه گوش است، خدا در مقابل ایشان فرموده او ایمان به خدا دارد یعنی از خوف خدا شما را اذیت نمی‌کند، و دیگر اینکه يؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ یعنی قول مؤمنین را می‌پذیرد. یعنی؛ اگر سلیم است برای مؤمنین سلیم است ونفرموده يؤمن بالمؤمنین بلکه فرموده: لِلْمُؤْمِنِينَ یعنی ایمان او به خدا به نفع مؤمنین است، و دیگر فرموده رَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا ، یعنی امر شما را بر ظاهر حمل می‌کند، و تفتیش نمی‌کند، و باعث رحمت بر شماست، پس گوش‌بودن او برای شما خیر است.
آیه 62
متن آیه:
يحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ لِيرْضُوكُمْ وَاللَّهُ وَرَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ يرْضُوهُ إِنْ كَانُوا مُؤْمِنِينَ
ترجمه: برای شما قسم به خدا می‌خورند برای اینکه شما را خشنود کنند وخدا و رسول او را سزاوارتر است که خوشنود کنند اگر ایمان آورده‌اند.(62)
نکات: صفات منافقین را در آیات قبل شماره کرد، در این آیه فرموده یکی از صفات ایشان این است که قسم دروغ می‌خورند برای خشنودکردن و گول‌زدن مؤمنین، و حال آنکه اگر ایمان داشتند باید خدا و رسول را از خود خشنود کنند. و ضمیر يرْ