یا به آسمان رفته‌اند و یا به زمین، پس شخصی درب غار پیدا شد وگفت: محمد را در کمرهای این کوه بطلبید که در این غار نیست زیرا تار عنکبوت دریده نشده و لذا کفار در طلب رسول خدا(ص) متفرق شدند. به هر حال مقصود این است که این آیه قبل از جنگ تبوک نازل شده که مسلمین در اعزام به جنگ کندی می‌کردند، خدا فرموده: اگر شما محمد را یاری نمی‌کنید خدا آن وقت که یک نفر یار بیشتر نداشت او را یاری کرد یعنی شب هجرت که کفار او را از مکه بیرون کردند، و آن شب فقط، ابوبکر با او بود و برای ابوبکر گوسفندانی بود، چون بعد از نماز شام می‌شد عامر بن فهیره می‌آورد در غار و رسول خدا(ص) و ابوبکر را از آن شیر می‌داد. پس سه شب در غار ماندند و پس از سه شب به طرف مدینه هجرت کردند و چون ابوبکر با رسول خدا(ص) در غار بودند رسول خد(ص) به او فرمود:لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا . بعضی از مردم بی‌اطلاع از قرآن این جمله را که مدح ابوبکر است برای ابوبکر ایراد دانسته‌اند که چرا محزون شد تا رسول خدا(ص) به او بگوید: لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا ؟! جواب این است که حزن ابوبکر برای او نقص نیست زیرا خود رسول خدا(ص) مکرر محزون شده و خدا او را نهی کرده: در سورة حجر آیة 88 فرموده: 
لَا تَحْزَنْ عَلَيهِمْ (حجر: 88)
و در سورة نحل آیة 127 فرموده: 
لَا تَحْزَنْ عَلَيهِمْ(نحل: 127)
و در سورة عنکبوت است که ملائکه به حضرت لوط گفتند: 
( لَا تَخَفْ وَلَا تَحْزَنْ) (عنکبوت: 33 )
و خدا به تمام مؤمنین در سورة آل عمران آیة 139 فرموده: 
وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ(آل عمران: 139)
بنابراین بعضی از مردم خرافی که گفته‌اند نهی  لَا تَحْزَنْ  نسبت به ابوبکر دلیل است بر اینکه حزن ابوبکر کار بدی بوده که نهی شده درست نیست و برخلاف قرآن است چنانچه در آیات فوق ذکر شد که این نهی نسبت به خود رسول خدا(ص) و سایر انبیاء(ع) و مؤمنین نیز آمده. ثانیا این کلمات برای دلداری ابوبکر است چنانکه خدا در دلداری به رسول خود در آیات فوق فرموده: 
(لَا تَحْزَنْ عَلَيهِمْ)
و امثال آن، پس این قبیل مناهی نهی تحریمی نیست. و ثالثا: حزن به معنای غم و اندوه است، رسول خدا(ص) به ابوبکر فرموده از عمل کفار و هجرت و بی‌یاوری ما محزون مباش خدا با ماست. چنانچه هر مؤمنی در این قبیل موارد محزون می‌شود و این صفت خوبی است، پس حزن ابوبکر خوب بوده ونهی رسول نهی دلداری بوده. و رابعا: حزن به معنی خوف نیست، و کسانیکه می‌گویند ابوبکر ترسید و آنرا دلیل بر ذم ابوبکر دانسته‌اند صحیح نیست زیرا حزن به معنی خوف نیست، خوف به معنی ترس و وحشت است ولی حزن به معنی غم و اندوه است نه به معنی وحشت. بنابراین لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا دلالت بر همان دلداری دارد.
مطلب دیگری که باید ذکر شود آن است که کلمة مَعَنَا به معنی معیت تکوینی نیست بلکه به معنی معیت تأییدی است زیرا معیت تکوینی حق با همه کس است و اختصاص به رسول ومصاحبش ندارد، پس معنی مَعَنَا این است که خدا با ما یعنی با من و تو عنایت دارد و من و تو را تأیید می‌کند، پس هر کس این آیه را قرائت کند از طرفی قرائت قرآن نموده و از طرفی تأیید خدا را برای ابوبکر ذکر نموده که این قرائت و تأیید برای قاری ثواب است. و مردم که تا قیامت این آیه را می‌خوانند تأیید و تمجید ابوبکر کرده‌اند و اگرچه آگاه از معنای آیه نباشند. به هر حال معنای معنا در این آیه این است که خدا با من و تو عنایت دارد و ما را یاری می‌کند مانند آیه‌ای که خدا به حضرت موسی و هارون(ع) فرموده که: 
( قَالَ لَا تَخَافَا إِنَّنِي مَعَكُمَا أَسْمَعُ وَأَرَى ) (طه 46)
و چون از اول هجرت موحدین نیرومند شدند و کلمة توحید و دعوت اسلام قوی شد خدا فرموده: 
(جَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِي الْعُلْيا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ).آیه 41 الی 47
متن آیه:
انْفِرُوا خِفَافًا وَثِقَالًا وَجَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ذَلِكُمْ خَيرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ(التوبة/41) لَوْ كَانَ عَرَضًا قَرِيبًا وَسَفَرًا قَاصِدًا لَاتَّبَعُوكَ وَلَكِنْ بَعُدَتْ عَلَيهِمُ الشُّقَّةُ وَسَيحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَوِ اسْتَطَعْنَا لَخَرَجْنَا مَعَكُمْ يهْلِكُونَ أَنْفُسَهُمْ وَاللَّهُ يعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ(التوبة/42) عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتَّى يتَبَينَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ(التوبة/43) لَا يسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيوْمِ الْآخِرِ أَنْ يجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ(التوبة/44) إِنَّمَا يسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لَا يؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيوْمِ الْآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيبِهِمْ يتَرَدَّدُونَ(التوبة/45) وَلَوْ أَرَادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً وَلَكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقَاعِدِينَ(التوبة/46) لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ مَا زَادُوكُمْ إِلَّا خَبَالًا وَلَأَوْضَعُوا خِلَالَكُمْ يبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ(التوبة/47)
ترجمه: کوچ کنید سبکبار و گرانبار و بمالهای خود و جانهایتان در راه خدا جهاد کنید این برای شما بهتر است اگر بدانید(41) اگر متاع و بهرة نزدیکی و سفری آسان باشد تو را پیروی کنند ولیکن این راه بر ایشان دور شده و بزودی سوگند به خدا خورند که اگر توانا بودیم با شما بیرون می‌آمدیم، باین قسم خود را هلاک می‌کنند، و خدا می‌داند که ایشان دروغگویند(42) خدا از تو بگذرد چرا إذن توقف به ایشان دادی (خوب بود إذن نمی‌دادی) تا برای تو راستگویان روشن گردد و دروغگویان را بدانی(43) آنانکه به خدا و روز قیامت ایمان دارند برای جهاد بمالها وجانهایشان از تو إذن نمی‌گیرند، و خدا به حال پرهیزکاران داناست(44) فقط آنانکه ایمان به خدا و روز قیامت ندارند از تو إذن می‌طلبند و دلهایشان در شک است پس ایشان در شک خود سرگردانند(45) و اگر ارادة خروج داشتند هر آینه برای آن ساز و برگی آماده می‌کردند ولیکن خدا حرکت ایشان را نخواست وایشان را بازداشت و گفته شد با نشستگان بنشینید(46) و اگر در میان شما بیرون می‌آمدند جز فساد و مکر برای شما نمی‌افزودند و هر آینه در میان شما شتاب می‌کردند که برایتان فتنه بجویند، و در میان شما به نفع ایشان جاسوسانی است، و خدا به حال ستمگران داناست.(47)
نکات: حق‌تعالی در این آیات برای جهاد تحریص نموده، ولیکن چون تمام اصحاب اهل یقین و ایمان نبودند و راه تبوک دور بود و جنگ با دولت روم کار مشکلی بود ولذا سستی می‌کردند و بعضی از منافقین که میل نداشتند می‌آمدند نزد رسول خدا(ص) و برای بیرون ‌نرفتن و برای شانه خالی‌کردن ب