یگر پس از وفات او، که در ترجمه آیات مربوطه خواهد آمد. و قسمتی از اخبار غیبیه قرآن را ما در کتاب دیگر ذکر نموده‌ایم. 
اشکال و جواب آن 
اگر کسی بگوید عده‌ای از جوکیان هند که همه از کفار و اهل باطلند و هم عده‌ای از مرشدان صوفیه که اهل بدعتند خبر از غیب می‌دهند، پس خبر دادن از غیب دلیل بر حقانیت و صدق نبوّت نمی‌شود و آن را از معجزات قرآن نباید شمرد. جواب آنست که غیب بر سه قسم است: غیب ماضی و غیب حال و غیب استقبال. غیب ماضی وحال را ممكن است كسی بوسايلی بداند، مثلا غيب ماضی را از تاریخ، و غیب حال را از وحی شیاطین چنانکه قرآن خبر داده در سوره انعام آیه 121: 
وَإِنَّ الشَّياطِينَ لَيوحُونَ إِلَى أَوْلِيائِهِمْ
و در سوره شعراء آیه 221 و 222 فرموده: 
هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَنْ تَنَزَّلُ الشَّياطِينُ(221)  تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ(222)
که شیاطین برای اغفال و گول زدن مردم، دکّان بعضی از ژوکیان و مرشدان را به واسطه چنین اخبار گرم می‌کنند تا مردم به آنان رو آورند. و اما غیب استقبال را نه ژوکی می‌داند و نه مرشد، و نه استاد ایشان شیطان. و اما کسوف و خسوف و سایر اخبار جوی را به واسطه علل و معلول و وسائل علمی می‌توان حساب کرد و خبر داد، ما می‌دانیم پس از زمستان بهار است و این را نباید غیب گفت. آيه 108 الي 110
متن آيه:
 وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَينَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَينَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يعْمَلُونَ(الأنعام/108) وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيمَانِهِمْ لَئِنْ جَاءَتْهُمْ آيةٌ لَيؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ وَمَا يشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءَتْ لَا يؤْمِنُونَ(الأنعام/109) وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يعْمَهُونَ(الأنعام/110)
ترجمه: و دشنام مدهید آنان را که غیرخدا را می‌خوانند، پس ایشان دشنام می‌دهند خدا را برای عداوت بدون دانش، این چنین زینت دادیم برای هر أمتی عملشان را، سپس به سوی پروردگارشان بازگشت ايشان است پس او خبر می‌دهد ایشان را به آنچه می‌کرده‌اند(108) و سوگند به خدا یاد کردند به سوگندهای سختی که اگر برای آنان آیتی بیاید البته به آن ایمان می‌آورند، بگو جز این نیست که آیات نزد خدا(و بقدرت او) است و شما چه می‌دانید که چون آن آیات بیاید(باز) ایمان نمی آورند(109) و دلها و دیده‌های ایشان را می‌گردانیم چنانکه در اولین بار ایمان نیاوردند و رها می‌کنیم ایشان را در طغیانشان سرگردان بمانند.(110)
نکات: یکی از صفات زشت، فحاشی و دشنام‌دادن است. جملة: لَا تَسُبُّوا... دلالت دارد که دشنام به مشرکین که بدترین خلق خدایند جائز نیست چه برسد به دیگران، حال باید تعجب کرد با چنین آیه چگونه مسلمین یک دیگر را سب و لعن ودشنام می‌دهند، این فرقه به آن فرقه، خصوصا کسانیکه مدعی پیروی ائمه(ع) هستند چگونه به اصحاب رسول ومسلمین اولیه فحش می‌دهند با اینکه آنان هر چه بودند مسلمان بودند. و مقصود از جملة: ... زَينَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ این است که چون حق‌تعالی ایشان را آزاد گذاشته و صفات انسانی وحیوانی و حب و بغض را به او داده و از کار زشت جلوگیری نکرده پس چون خدا ایشان را آزاد گذاشته و منع ننموده، گویا او زینت داده و او خواسته که مختار باشند و هر کاری می‌خواهند بکنند. جملة: أَقْسَمُوا بِاللَّهِ ... راجع به کفاری است که غیر از قرآن معجزات دیگری می‌خواستند وقسم می‌خوردند که اگر آنرا بیاوری ما حتما ایمان می‌آوریم، مثلا می‌خواستند که کوه صفا را طلا کن، خدا می‌فرماید این کارها فقط به اختیار خدا و به قدرت اوست، پیغمبر این کارها را نمی‌تواند انجام دهد، ثانیا: اگر خدا برای تصدیق او این کارها را انجام دهد اینان ایمان نمی‌آورند چون کوه طلا باعث غفلت و طغیان بیشتری برای ایشان است. و جملة: نُقَلِّبُ...نَذَرُهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يعْمَهُونَ دلیل است بر اینکه خدا کفار را به ضلالت و طغیان خودشان واگذار می‌کند واین خذلان إلهی وسلب توفیق از ایشان است بواسطه طغیان و اعراض خودشان.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:452.txt">آيه 113-111 (الأنعام)</a><a class="text" href="w:text:453.txt">آيه 115-114 (الأنعام)</a><a class="text" href="w:text:454.txt">آيه 117-116 (الأنعام)</a><a class="text" href="w:text:455.txt">آيه 121-118 (الأنعام)</a><a class="text" href="w:text:456.txt">آيه 124-122 (الأنعام)</a><a class="text" href="w:text:457.txt">آيه 127-125 (الأنعام)</a><a class="text" href="w:text:458.txt">آيه 130-128 (الأنعام)</a><a class="text" href="w:text:459.txt">آيه 135-131 (الأنعام)</a><a class="text" href="w:text:460.txt">آيه 138-136 (الأنعام)</a><a class="text" href="w:text:461.txt">آيه 140-139 (الأنعام)</a><a class="text" href="w:text:462.txt">آيه 144-141 (الأنعام)</a><a class="text" href="w:text:463.txt">آيه 147-145 (الأنعام)</a><a class="text" href="w:text:464.txt">آيه 149-148 (الأنعام)</a><a class="text" href="w:text:465.txt">آيه 151-150 (الأنعام)</a><a class="text" href="w:text:466.txt">آيه 153-152 (الأنعام)</a><a class="text" href="w:text:467.txt">آيه 157-154 (الأنعام)</a><a class="text" href="w:text:468.txt">آيه 159-158 (الأنعام)</a><a class="text" href="w:text:469.txt">آيه 163-160 (الأنعام)</a><a class="text" href="w:text:470.txt">آيه 164 (الأنعام)</a><a class="text" href="w:text:471.txt">آيه 165 (الأنعام)</a></body></html>آيه 111 لي 113
متن آيه:
وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيهِمُ الْمَلَائِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَحَشَرْنَا عَلَيهِمْ كُلَّ شَيءٍ قُبُلًا مَا كَانُوا لِيؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يشَاءَ اللَّهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يجْهَلُونَ(الأنعام/111) وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِي عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ يوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يفْتَرُونَ(الأنعام/112) وَلِتَصْغَى إِلَيهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لَا يؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَلِيرْضَوْهُ وَلِيقْتَرِفُوا مَا هُمْ مُقْتَرِفُونَ(الأنعام/113)
ترجمه: و اگر که ما فرشتگان را بسوی ایشان فرو فرستيم ومردگان با ايشان سخن گویند و هر چیزی را محشور کنیم بر ایشان روبرو و عیان، ایمان نمی‌آورند مگر اینکه خدا بخواهد ولیکن بیشتر ایشان نادانند(111) و این چنین قرار دادیم برای هر پیامبری دشمنانی(از) شیاطین انس و جن که وحی می‌کند برخی از ایشان به برخی گفتار باطل خوش‌ظاهر را برای مغرور کردن، و اگر پروردگار تو خواسته بود به جا نیاورده بودند پس ایشان را رها کن با آنچه بافتراء می‌گویند(112) و تا دلهای کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند به آن میل کند و تا آن را بپسندند و تا کسب کنند آنچه را کسب‌کنندگانند.(113)
نکات: تا کسی طالب هدایت نباشد هدایت نمی‌شود و اگرچه صدها معجزه ببیند. خواسته‌ها وسخنان خوش‌ظاهری را که با رسول خدا(ص) می‌گفتند تمامش بهانه بود. ومقصود ا