ندگی است. همچنین ماههای حرام و قربانی‌ها و شترهائی که به گردن آنها قلاده می‌انداختند تا نشانة قربانی باشد همة اینها قیام برای عبادت وبعلاوه برای معاش فقراء و ضعفاء وزندگی آنان است. و از کلمة: كَثْرَةُ الْخَبِيثِ استفاده می‌شود که همیشه مردم پلید خبیث اکثریت داشته‌اند که انسان را به عجب می‌آورده.آشه 101 الي 102
متن آيه:
يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِنْ تَسْأَلُوا عَنْهَا حِينَ ينَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْهَا وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ(المائدة/101) قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِهَا كَافِرِينَ(المائدة/102)
ترجمه: ای مؤمنین از چیزهائی سؤال مکنید که چون برای شما آشکار شود شما را بدآید، و اگر سؤال کنید از آنها هنگامی که قرآن نازل می‌شود برای شما ظاهر شود، خدا شما را از آن سؤال‌ها عفوکرده، وخدا آمرزنده و بردبار است(101) به تحقیق پیش از شما قومی از آنها سؤال کردند سپس به آن کافر شدند.(102)
نکات: روایت کرده‌اند که از رسول خدا(ص) سؤالاتی بی‌مورد می‌کردند. روزی حضرت در منبر فرمود: از چیزی سؤال نمی‌کنید مگر آنکه جواب می‌دهم، عبدالله بن حذافه برخاست وگفت: پدر من کیست؟ حضرت فرمود: حذافه بن قیس. سراقه بن مالک برخاست و گفت: هر ساله برای ما حج واجب است یا همین امسال؟ رسول خدا(ص) از او اعراض کرد تا سه مرتبه همین سؤال را تکرار کرد، حضرت فرمود: چرا سؤالی می‌کنید که برای شما فائده ندارد، هر چه أمر کردم بیاورید و هر چه نهی کردم ترک کنید. دیگری برخاست وگفت: یا رسول الله پدر من کجا است؟ فرمود: در آتش است. سپس رسول خدا(ص) غضبناک شد. عمر برخاست و گفت: " رضینا بالله ربا وبالاسلام دینا".
پس سؤال گاهی منجر می‌شود به ظاهرشدن اموری که صلاح نیست و گاهی موجب تکالیف شاقه می‌گردد، هر چه خدا بیان کرده باید فهمید و هر چه خدا بیان نکرده فهم آن را از بنده نخواسته ولذا در این آیه آمده که سؤال مکنید از چیزهائی که اگر ظاهر شود شما را بد آید. و مقصود از عفا الله عنها، این است که خدا این سؤالات را از شما نخواسته. و مقصود از جملة: وَإِنْ تَسْأَلُوا عَنْهَا حِينَ ينَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ این است که وقتی آیاتی نازل می‌شود اگر از کیفیت و کمیت آنها سؤال کنید رسول خدا(ص) برای شما بیان می‌کند، و اگر امور تکلیفی باشد که سؤال از آن لازم است. و مقصود از جملة: قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ ... همان سؤالاتی است که اقوام گذشته از انبیاء سؤال کردند و به هلاکت افتادند مانند سؤال قوم صالح از ناقه، سپس عقر کردند و هلاک شدند و قوم موسی(ع) گفتند: أَرِنَا اللّه جَهْرَةً ، و قوم دیگر گفتند: لِنَبِيٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكاً نُّقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ... فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ... و هکذا.آيه 103 الي 104
متن آيه:
مَا جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ وَلَا سَائِبَةٍ وَلَا وَصِيلَةٍ وَلَا حَامٍ وَلَكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَأَكْثَرُهُمْ لَا يعْقِلُونَ(المائدة/103) وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يعْلَمُونَ شَيئًا وَلَا يهْتَدُونَ(المائدة/104)
ترجمه: خدا مشروع قرار نداده بحیره را و نه سائبه را و نه وصیله را و نه حامی را ولیکن آنانکه کافر شدند بر خدا دروغ بستند و بیشترشان تعقل نمی‌کنند(103) و چون به ایشان گفته شود بیائید بسوی آنچه خدا نازل کرده و بیائید بسوی این رسول گویند کافی است ما را آنچه بر آن پدران خود را یافتیم آیا واگر چه پدرانشان چیزی نمی‌دانستند و هدایت نشده بودند.(104)
نکات: در زمان جاهلیت قوانینی برای بعضی از حیوانات رائج بود از آن جمله بود بَحِيرَةٍ یعنی ماده شتریکه پنج شکم می‌زائید و پنجمین بچة او نر بود گوش آن ماده شتر را می‌شکافتند و آزادش می‌کردند تا به اختیار خود بچرد و سوار شدن بر آن وگوشت آن را بر خود حرام می‌دانستند. دوم سَائِبَةٍکه ماده شتری به نذر آزاد می‌کردند و از سواری‌دادن و بارکشی معاف می‌داشتند. سوم وَصِيلَةٍ که ماده شتری را اگر دو شکم می‌زائید گوشش را بریده و آزادش می‌کردند و یا اینکه در یک شکم دو بچه نر و ماده می‌زائید آنرا وَصِيلَةٍ می‌خواندند. چهارم حَامٍ  شتری بود که برای جهانیدن بر ماده نامزد می‌کردند اگر ده سال این کار را می‌کرد سوارشدن بر آن را حرام می‌کردند وخدا چنین احکامی مقرر نکرده. و جملة: حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيهِ آبَاءَنَا ، دلالت دارد که همیشه دین مردم دین تقلیدی از آباء و اجداد و محیط بوده و دین تعقل و تحقیق نبوده مانند زمان ما وچنین دینی باطل است.آيه 105 الي 108
متن آيه:
يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيكُمْ أَنْفُسَكُمْ لَا يضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَينَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ(المائدة/105) يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهَادَةُ بَينِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيرِكُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَأَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمَا مِنْ بَعْدِ الصَّلَاةِ فَيقْسِمَانِ بِاللَّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لَا نَشْتَرِي بِهِ ثَمَنًا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَلَا نَكْتُمُ شَهَادَةَ اللَّهِ إِنَّا إِذًا لَمِنَ الْآثِمِينَ(المائدة/106) فَإِنْ عُثِرَ عَلَى أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْمًا فَآخَرَانِ يقُومَانِ مَقَامَهُمَا مِنَ الَّذِينَ اسْتَحَقَّ عَلَيهِمُ الْأَوْلَيانِ فَيقْسِمَانِ بِاللَّهِ لَشَهَادَتُنَا أَحَقُّ مِنْ شَهَادَتِهِمَا وَمَا اعْتَدَينَا إِنَّا إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ(المائدة/107) ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يأْتُوا بِالشَّهَادَةِ عَلَى وَجْهِهَا أَوْ يخَافُوا أَنْ تُرَدَّ أَيمَانٌ بَعْدَ أَيمَانِهِمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاسْمَعُوا وَاللَّهُ لَا يهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ(المائدة/108)
ترجمه: ای مؤمنین به خودتان پردازید هر کس گمراه شد به شما ضرر ندارد وقتی که شما هدایت یافته باشید، بسوی خدا بازگشت همة شماست پس او خبر می‌دهد شما را به آنچه می‌کرده‌اید(105) ای مؤمنین گواه بین شما چون مرگ شما برسد هنگام وصیت نفر عادل از خود شما و یا از غیر شماست اگر در سفری بودید که حادثة مرگ به شما رسید، اگر در حق آن دو نفر بدگمان شدید بازشان دارید پس از نماز، قسم بخورند که بگویند باین شهادت متاع دنیا را نمی‌خریم و اگرچه بسود خویشاوند باشد وکتمان شهات إلهی نمی‌کنیم زیرا در این هنگام گنهکار خواهیم بود(106) پس اگر اطلاع حاصل شد که شاهدان خیان