وده: 
(خَلَقْنَا لَهُمْ مِمَّا عَمِلَتْ أَيدِينَا) (یس: 71)
که مقصود کمال قدرت است چنانکه در فارسی می‌گویند دست دولت در کار است که مقصود قدرت ونفوذ دولت است. ثالثا باید گفت دست هر چیزی به مناسب خود آن چیز است مثلا دست کوزه و دست فنجان و یا دست بیل و دست انسان فرق دارد دست استعمال و دست مرحمت فرق دارد دست استعمار به معنی نفوذ آن می‌باشد، يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ با دست مخلوق فرق دارد اگر صاحب دست جسم شد دست او نیز مانند او جسم است و اگر جسم نشد دست او نیز جسم نيست، پس نمی‌توان گفت چون خدا يَدُ اللَّهِ فرموده جسم است نعوذبالله.آيه 65 الي 67
متن آيه:
وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتَابِ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَكَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَيئَاتِهِمْ وَلَأَدْخَلْنَاهُمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ(المائدة/65) وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ سَاءَ مَا يعْمَلُونَ(المائدة/66) يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ(المائدة/67)
ترجمه: واگر اهل كتاب ايمان آورند وتقوي پيشه كنند البته گناهانشان را جبران وايشان را به بهشتهاي پر نعمت داخل خواهيم كرد (65) واگر ايشان توارت وانجيل وآنچه از پروردگارشان به ايشان نازل شده بر پا داشته بودند هر آينه از بالاي سر وپائين پاهايشان (نعمتها) خورده بودند، بعضي از ايشان مردمي معتدل وبسياري از ايشان بد مي كنند (66) اي پيغمبر برسان آنچه بسوي تو از پروردگارت نازل شده واگر نرساني پس تبليغ رسالت نكرده اي، وخدا تو را از مردم حفظ مي كند، زيرا خدا قوم كافرين را هدايت نمي كند (67).
نکات: این سوره و این آیات، آخر عمر پیغمبر(ص) نازل شده و در آن وقت تقریبا تمام حجاز مسلمان شده بودند و اکثر این آیات برای ارشاد و هدایت یهود ونصاری است که دارای دولت وامپراطوری بزرگی مانند روم را داشتند ولی از دین حقیقی منحرف شده بودند ولذا می‌فرماید: اگر این اهل کتاب حقیقتا ایمان آورند و از خدا بترسند خدا از سیئاتشان صرف‌نظر می‌کند وایشان را به بهشت خود وارد می‌نماید، و  اگر تورات وانجیل که کتاب خالق ایشان است بپادارند یعنی به آن عمل کنند برکات إلهی از آسمان و زمین برای ایشان خدا فراهم کند. مقصود از کلمة: فَوْقِهِمْ آسمان است، و مقصود از  وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ  زمین است.رسول خدا(ص) در طرفیت با یهود و نصاری و دولتهای ایشان مقداری احتیاط می‌کرد زیرا ایشان هم قدرت داشتند و هم طرفدار داشتند در حجاز، و ممکن بود رسول خدا(ص) را ترور کنند، و لذا در آیة 67 فرموده: آنچه نازل شده (یعنی راجع به یهود ونصاری بقرینة آیات قبل وبعدی که در همین معنی ردیف یکدگر آمده) برسان و نترس و خدا این کافران یعنی یهود ونصاری را هدایت نمی‌کند زیرا طالب هدایت  نبوده‌اند. این معنی را که ما ذکر کردیم اکثر مفسرین نوشته‌اند ولی پس از ذکر این معنی احتمالات دیگر نیز ذکر کرده اند که آیه ظهور در هیچیک ندارد:
1- آنچه نازل شده بود و رسول خدا از رساندن آن کوتاهی کرده بود آیة قصاص بود.
2- آنچه نازل شده بود و رسول خدا از رساندن آن خودداری کرده بود عیب یهود واستهزاء ایشان به مقررات اسلام بود.
3- آنچه نازل شده بود که رسول خدا نرسانیده بود و می‌ترسید اختیار در طلاق زوجات ونگهداشتن ایشان بود.
4- آنچه کتمان کرده بود از ابلاغ قصة زید و زینب بوده.
5- آنچه کتمان شده بود ترغیب بر جهاد بود.
6- آنچه کتمان می‌کرد معایب بتها و سب آلهة مشرکین بود.
7- حقوق مسلمین بود که بیان نکرده بود تا در حجه الوداع بیان کرد برای امر در این آیه.
8- راجع به ترس از قتل خود رسول بود بدست نصاری ویهود.
9- راجع به فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب(ع) بوده.
ولی بطور مسلم می‌توان گفت تمام این احتمالات برخلاف ظاهر آیات قرآن است، زیرا از احتمال یک تا احتمال هفتم تمامش در قرآن ذکر شده و رسول خدا(ص) ابلاغ کرده بود. و اما احتمال هشتم همان است که ما ذکر کردیم که طبق آیات قبل و بعد به قرینة سیاق همان معنی مقصود است. و احتمال نهم صحیح نیست به چند دلیل: اول اینکه برخلاف سیاق آیات است. دوم اینکه اگر بگوئیم آیاتی راجع به فضل آن حضرت بوده که باید برساند و نرسانیده آن آیات کدام است، آیه‌ای که به خصوص راجع به آن حضرت باشد که پس از این خطاب باید برساند کدام آیه است؟ چنین آیه‌ای که نازل شده باشد که برساند و او نرسانیده بود قبلا و بعدا رسانده ما نداریم. سوم همین آیة 67 را اگر طبق میل بعضی از مفسرین راجع به آن حضرت بدانیم چند عدد تالی باطل دارد که نه خدا راضی است ونه رسول او ونه خود امیرالمؤمنین زیرا باید بگوئیم چنانکه گفته‌اند مقصود از کلمة ناس اصحاب رسول است که رسول خدا(ص) از ایشان می‌ترسید، و دیگر اینکه مقصود از قوم کافرین در این آیه اصحاب رسول است که همه کافر بودند چز سه نفر وگمان نمی‌کنم مسلمان عاقل چنین سخنی بگوید و اسلام و قرآن را از ارزش بیندازد زیرا راویان اسلام همان اصحابند آنانکه خدا مکرر در قرآن مدحشان کرده همان اصحابند اگر آنان همه کافر بودند پس اسلام راوی ندارد جز خبر واحد و آن هم اعتباری ندارد و به اضافه تمجیدهای قرآن همه نعوذبالله دروغ می‌شود، آیاتی که خدا در فضل مهاجرین و انصار نازل کرده تماما بدون مصداق گردیده وخدا اشتباه نموده پس تمام قرآن بی‌اعتبار می‌شود نعوذبالله این چنین سخنان از دشمنان اسلام است و ما نمی‌توانیم باور کنیم. باضافه بر اینکه رسول خدا(ص) آن وقت که تنها بود در اول بعثت نترسید و آیات خدا را ابلاغ کرد چگونه سال آخر که هفتاد هزار اصحاب دارد وتمام حجاز را مسخر کرده و شرق و غرب آنجا را اسلام فراگرفته حال می‌ترسد آن هم از اصحاب خودش که همه جان نثار بودند و چه قدر برای فرمان او مسابقه داشتند و فداکاری می‌کردند در این حال آیا خدا فرموده نترس از "اصحابت إن الله یعصمک من أصحابک الذین هم القوم الکافرین"! پس قطعا این نیست بلکه در آخر عمر رسول خدا(ص) با دولتهای بزرگ کفر ویهود ونصاری طرف بوده و هزاران احتمال خطر برای او داشت از ترورکردن و از مسموم‌نمودن، خدا فرموده آیات راجع به یهود ونصاری را برسان و از این قوم کافرین مترس. باضافه خدا قوم کافرین را مکرر نموده با الف و لام یعنی همان قوم کافرین که در آیة بعد و قبل ذکر شده و آیات قبل و بعد صریحا یهود و نصاری را ذکر کرده و قوم کافرین خوانده. باضافه خود امیرالمؤمنین در احتجاجاتش مقابل اصحاب رسول خدا(ص) استدلال به این آیه نکرده معلوم می‌شود مسلم این آیه راجع به آن حضرت نبوده است، حال یک عده روایاتی که برخلاف ظاهر قرآن شیعه و یا سنی نقل کرده‌اند و قرآن 