ًا وَقِيامًا(الفرقان/64) وَالَّذِينَ يقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا(الفرقان/65) إِنَّهَا سَاءَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا(الفرقان/66) وَالَّذِينَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ يسْرِفُوا وَلَمْ يقْتُرُوا وَكَانَ بَينَ ذَلِكَ قَوَامًا(الفرقان/67)
ترجمه: و بندگان خاص خدای رحمن آنان هستند که بر زمین به نرمی راه می‌روند و چون جاهلان به ایشان خطاب و عتابی کنند سلام گویند(63) و آنان که برای پروردگارشان بحال سجده و قیام شب را به پایان رسانند(64) و آنان که می‌گویند پروردگارا عذاب دوزخ را از ما بگردان زیرا عذاب آن ضرری است دائم(65) حقیقتاً دوزخ بد قرارگاه و بد جایگاهی است(66) و آنان که چون انفاق نمایند نه اسراف کنند و نه بخل و بین اینها معتدل باشند(67). 
نکات: اضافة عِبَادُ به الرَّحْمَنِ اضافة نسبت و اختصاص است یعنی بندگانی که مشمول رحمت إلهی و عنایت اویند دارای چنین صفاتند. و مقصود از خَاطَبَهُمُ، خطاب عتاب و تحقیر آمیز است که باید مؤمن در جواب چنین عتابی بگوید: سلام بر تو، سلام علیک! یعنی؛ سلام وداع کند و زود بگذرد و سلامتی طرفین را در نظر بگیرد. پس، از صفات عباد الرحمن ترک اذیت و تحمل اذیت است. از رسول خدا(ص) نقل شده که فرمود: «إن الشدید لیس من غلب الناس ولکن الشدید من غلب نفسه». و نیز نقل شده از آن حضرت که: «بعثت بمکارم الأخلاق و محاسنها». و از صفات دیگر عباد الرحمن بیداری شب است برای سجود و قیام در عبادت إلهی و هوالمراد بقوله: يبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِيامًا. و غرام؛ دَین لازم است که بفارسی تاوان گفته می‌شود، چون بندگان فاسد نعم إلهی را مصرف کرده و حق آن را أداء نکرده‌اند، دَین لازم و مداوم آنان دوزخ است. وَكَانَ بَينَ ذَلِكَ قَوَامًا، همچون اصحاب رسول خدا(ص) که برای لذت طعامی نمی‌خوردند و بقدر سد جوع و کمک بر عبادت بود خوراکشان، و همچنین بودند در لباس و مسکن. و مسلمین باید میانه‌رو باشند که اسلام سعادت دنیا و آخرت را می‌خواهد. رسول خدا(ص) فرمود: «إني قد جئتکم بخیر الدنیا و الآخرة». بهر حال آیات به این واضحی در اخلاق، ما را از آوردن کلمات بشری در این باب بی‌نیاز می‌کند. آیه 68 الی 71
متن آیه:
وَالَّذِينَ لَا يدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلَا يقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا يزْنُونَ وَمَنْ يفْعَلْ ذَلِكَ يلْقَ أَثَامًا(الفرقان/68) يضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يوْمَ الْقِيامَةِ وَيخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا(الفرقان/69) إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَئِكَ يبَدِّلُ اللَّهُ سَيئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا(الفرقان/70) وَمَنْ تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا(الفرقان/71)
ترجمه: و آنان که نمی‌خوانند با خدا معبود دیگری را و نفس محترمی را که خدا محترم قرار داده به قتل نمی‌رسانند مگر بحق و زنا نمی‌کنند و کسی که چنین کند به گناه گرفتار شده و به کیفر آن برخوردار(68) روز قیامت برای او عذاب مضاعف شود و در عذاب بخواری بماند(69) مگر آنکه توبه کند و ایمان آورد و عمل شایسته کند که آنان را خدا بدی‌هایشان به حسنات تبدیل می‌کند و خدا آمرزندة رحیم بوده است(70) و آنکه توبه کند و عمل صالح نماید پس محققا او به سوی خدا باز می‌گردد بازگشت خوبی(71). 
نکات: یکی از آیاتی که خدا نهی از شرک در دعا کرده همین آیه است که فرموده: بندة رحمن کسی است که در دعا کس دیگر را نمی‌خواند و غیر خدا را شریک او نمی‌کند. و مقصود از يضَاعَفْ،، عذاب مضاعف بواسطة عقیده و عمل است بدلیل آیة بعد که فرموده: إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ.... و این آیه دلیل بر این است که کفار معاقبند بر فروع چنانکه معاقبند بر اصول. و جملة: وَمَنْ تَابَ...... تکرار نیست بلکه در بیان ماهیت توبه است. و تبدیل سیئات به حسنات به چند وجه ممکن است: 
اول: تبدیل عقاب به ثواب است که فاعل حقیقی آن خداست. 
دوم: تبدیل در دنیا که خدا توفیق می‌دهد پس از توبه در مقابل سیئاتی که مرتکب شده اعمال صالحه انجام دهد، مقابل شرک ایمان، مقابل قتل مؤمن قتل کافر، مقابل دروغ راست بگوید و همین‌طور. 
سوم: محو شدن سیئات و نوشتن حسنات جای آنها در صورت ایمان و عمل.آیه 72 الی 77
متن آیه:
وَالَّذِينَ لَا يشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا(الفرقان/72) وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ لَمْ يخِرُّوا عَلَيهَا صُمًّا وَعُمْيانًا(الفرقان/73) وَالَّذِينَ يقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّياتِنَا قُرَّةَ أَعْينٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا(الفرقان/74) أُولَئِكَ يجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيةً وَسَلَامًا(الفرقان/75) خَالِدِينَ فِيهَا حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا(الفرقان/76) قُلْ مَا يعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يكُونُ لِزَامًا(الفرقان/77)
ترجمه: و آنان که گواهی زور ندهند (و یا به مجلس زور حاضر نشوند) و چون به لغو بگذرند بزرگوارانه بگذرند(72) و آنان که چون به آیات پروردگارشان تذکر داده شوند کرانه و کورانه رو نکنند (بلکه با گوش باز و چشم باز توجه کنند)(73) و آنان که می‌گویند پروردگارا از زنان و فرزندانمان به ما روشنی چشمان عطا کن و ما را برای پرهیزگاران پیشوا و امام قرار بده(74) ایشانند که غرفة بهشت را پاداششان دهند بواسطة آنچه صبر کردند و به زنده باد و سلامتی برخودار شوند(75) در آن جاودانند که قرارگاه و جای نیکوئی است(76) بگو اگر دعای شما نبود پروردگارم چه اعتنائی به شما داشت بتحقیق شما تکذیب کردید پس بزودی گردن گیر و ملازم شما خواهد شد(77). 
نکات: گواهی زور همان گواهی دروغ بناحق و ندیده و نشنیده گواهی دادن است، مانند آنکه در سر قبور بندگان صالحین می‌گوید: «أشهد أنك تری مقامي و تسمع کلامي و ترد جوابي»، با آن که نه جوابی از قبر می‌شنود و نه آن بنده را می‌بیند. و ممکن است مقصود از جملة: لَا يشْهَدُونَ الزُّورَ ، این باشد که به مجالسی که دروغ بر خدا و رسول گفته می‌شود حاضر نمی‌شوند مانند بیشتر مجالس دینی زمان ما. و مقصود از مَرُّوا كِرَامًا این است که به لهو و لغو و کارهای ترک شدنی اعتنا نمی‌کنند و چون نیروی نهی از منکر ندارند از آنجا به طور بی‌اعتنائی می‌گذرند. جملة: وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا دلالت دارد که بندة رحمن باید نظر بلند باشد و هدفش این باشد که خود را به صفات مذکورة در این آیات بیاراید تا امام برای متقین شود. پس هر کس می‌تواند خود را به امامت متقین برساند و مخصوص دوازده نفر نیست! و در حقیقت این آیه رد است بر کسانی که امامت را منحصر به دوازده نفر یا شش نفر و یا کمتر و بیشتر نموده و آن را اصول دین می‌د