 که به مردان بفهماند که خدا با اینکه دانا و بی‌نیاز و آگاه و صاحب اختیار بندگان است با این حال برای بندگان مهربان و آمرزنده و وسعت‌دهنده است، پس شما که سرپرست زنان و یا یتیمان می‌باشید از قدرت خود سوءاستفاده مکنید و دارای گذشت و مهربان باشید و تا می‌توانید به صلح و اصلاح بپردازید.آيه 131 لي 133
متن آيه:
وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَلَقَدْ وَصَّينَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَإِياكُمْ أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ وَإِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ غَنِيا حَمِيدًا(النساء/131) وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا(النساء/132) إِنْ يشَأْ يذْهِبْكُمْ أَيهَا النَّاسُ وَيأْتِ بِآخَرِينَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى ذَلِكَ قَدِيرًا(النساء/133)
ترجمه: و اختصاص به خدا دارد آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، و محققا (بدانید که) به اهل کتاب پیش از شما و به شما سفارش کردیم که از خدا بترسید و تقوی پیشه کنید، و اگر کافر شوید( و یا کفران کنيد) پس بطور تحقیق اختصاص به خدا دارد آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، و خدا بی‌نیاز و ستايش شده و ستوده است(131) واختصاص به خدا دارد آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، و خدا برای وکالت کافی است(132) اگر بخواهد شما را می‌برد(فانی می‌کند) ای مردم، و دیگران را می‌آورد، و خدا بر این تواناست.(133)
نکات: کلمة: لله اختصاص در ملکیت و مالکیت و سلطنت و اختیار را می‌رساند که تمام جهان از جهت ملک و سلطنت و اختیار مخصوص خدای تواناست و کسی در آن، اختیار و تسلطی ندارد، و این مطلب را در این آیات مکرر کرده تا بندگان را به این أمر آشنا سازد، و تا بندگان به یکدیگر ستم نکنند.ما چند خبری برای نمونه از کتاب سفینه مرحوم فیض صفحه 70 که ایشان از کتاب کافی و سایر کتب معتبره شیعه جمع نموده‌اند، در اینجا برای اتمام حجت می‌آوریم: 
1-	امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود: "یا معشر شیعتنا المنتحلین ولایتنا إیاکم و أصحاب الرأی فإنهم أعداء السنن". یعنی: ای گروه شیعیان ما و منسوب به دوستی ما بپرهیزید از صاحبان رأی، زیرا ایشان دشمنان سنتهای اسلامند. 
2-	در نهج‌البلاغه خطبه 50 فرموده: "إنما بدء وقوع الفتن أهواء تتبع و أحکام تبتدع". یعنی: آغاز فتنه‌ها آرائی است که پیروی شود و احکامی است که ساخته گردد. 
3-	امام محمد باقر(ع) فرموده: "من أفتی الناس برأیه فقد دان الله بما لایعلم و من دان الله بما لایعلم فقد ضاد الله". یعنی: هر کس مردم را فتوی برأی خود دهد پس محققا دین خدا را به آنچه نمی‌داند بدست آورده و هر کس دین خدا را به نادانی آورد با خدا ضدّیّت کرده است. 
4-	امام صادق(ع) فرموده: "من دان الله بالرأی لم یزل دهره فی ارتماس" یعنی: آنکه به رأی خود دین‌داری کند همواره در ضلالت است. 
5-	امام محمد باقر(ع) فرموده: "لو حدثنا برأینا ضللنا کما ضل من کان قبلنا". یعنی: «اگر ما به رأی خود حدیث گوئیم گمراه می‌باشیم مانند گمراهی پیشینیان» خواننده عزیز جائی که رأی امام محمد باقر(ع) طبق این حدیث جایز نباشد رأی سایر علماء به طریق اولی گمراهی است. 
6-	امام جعفر صادق(ع) فرمود: "أنهاک عن خصلتین ففیهما هلک الرجال أنهاک أن تدین الله بالباطل و تفتی الناس بما لا تعلم". یعنی: تو را از دو خصلت نهی می‌کنم که در آن دو، مردان بزرگ هلاک شده‌اند، تورا نهی می‌کنم از اینکه دین باطلی به نام دین خدا اختیار کنی و یا مردم را به آنچه نمی‌دانی فتوی دهی. 
7-	امام موسی بن جعفر(ع) فرموده: "من نظر برأیه هلک و من ترک کتاب الله و قول نبیه کفر". یعنی: هر کس به رأی خود نظر کند هلاک شده و آنکه کتاب خدا و گفتار پیغمبرش را رها کند کافر است. 
8-	امام جعفر صادق(ع) فرموده: "کل مفت ضامن" یعنی: هر کس فتوی دهد ضامن فتوای خود است. 
9-	امام جعفر صادق(ع) فرموده: "إنا إذا وقفنا بین یدی الله تعالی قلنا یا رب أخذنا بکتابک وقال الناس رأینا رأینا". یعنی: چون ما در حضور پروردگار بایستیم برای حساب و کتاب، گوئیم پروردگارا ما به کتاب تو تمسک جستیم و مردم گویند برأی خود عمل کردیم. 
10-	امام جعفر صادق(ع) فرموده در تفسیر آیه 31 سوره توبه: 
 اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيعْبُدُوا إِلَهًا وَاحِدًا لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يشْرِكُونَ(التوبة/31)
«علما و مقدّسین خود را ارباب به جز خدا گرفتند و حال آنکه مأمور نبودند جز بعبادت إله واحد یعنی مقصد واحد (معلوم می‌شود بزرگان دین را در حوائج مقصد قرار دادن مانند ایشانست و شرک و کفر می‌باشد چون إله به معنی ما یقصد إلیه فی الحوائج، می‌‌باشد) نیست معبودی و مقصدی جز او، منزه است از آنچه شریک او قرار می‌دهند».
امام فرموده در اینجا علماء و مقدسین یهود و نصاری، ایشان را به عبادت خود دعوت نکردند و اگر دعوت می‌کردند ایشان نمی‌پذیرفتند ولکن برای ایشان احکامی آورده‌اند و ایشان پذیرفتند و همین کار عبادتشان محسوب شده و به شرک وارد شدند، ولی متوجه نشدند. 
نویسنده گوید: در زمان ما عده‌ای از نصاری بنام ارتدوکس بیدار شده‌اند و دیگر تقلید از کشیشان و علماء خود را روا نمی‌دانند و علیه خرافات کشیشی قیام کرد‌ه‌اند و می‌گویند ما خدا و انجیل و حضرت مسیح را قبول داریم ولی کشیش لازم نداریم. ای کاش مسلمین نیز بیدارشوند و برای حفظ کتاب خدا و تعلم آن قیام کنند و به جهاد و پیکار از زیر بار احکام و آراء و بلکه خرافات بیرون روند و از آراء بشری خود را نجات دهند. ولی متأسفانه امت اسلام مانند یهود و نصارای اولیه دست از کتاب خدا کشیده و به تقلید بدون مدرک چسبیده‌اند و لذا خدا پس از آیه فوق که در کفر اهل کتابست خطاب به مسلمین نموده برای بیدار کردن آنان می‌فرماید: 
يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ (توبه: 34)
«آهای مؤمنین، بسیاری از علماء و مقدسین محققان اموال مردم را به باطل می‌خورند و از راه خدا بازمی‌دارند».
مؤلف گوید: علمای زمان ما مال مردم را به زور و غضب و سرقت نمی‌خورند، بلکه بعضی بنام سهم امام و سایر وجوه جعلیه شرعیه، مال مردم را حیف و میل می‌کنند. حال کسی که می‌گوید من مسلمان و یا شیعه می‌باشم چگونه این همه آیات و اخباررا ندیده گرفته، باز به دنبال رأی این و آن می‌رود و دین خدا را از کتاب خدا و سنت رسول نمی‌گیرد؟ آیا نمی‌دانید که برای تقلید هیچ مدرکی نیست؟ 
آیا تقلید مدرکی دارد؟ 
با دلائل بسیار ثابت شد که تقلید از آراء امر باطلی است. حال باید دید که مدعیان وجوب تقليد مدرکی دارند یا خیر؟ زیرا مدعی باید مدرک بیاورد نه منکر. ما مدارک آنان را که به خیال خود نوشته‌اند