زْلَةً أُخْرَى(النجم/13) عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى(النجم/14) عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى(النجم/15) إِذْ يغْشَى السِّدْرَةَ مَا يغْشَى(النجم/16) مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى(النجم/17) لَقَدْ رَأَى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى(النجم/18)
ترجمه: قلب وی آنچه را دید تکذیب نکرد(11) آیا با او مجادله می‌کنید دربارة آنچه می‌بیند(12) و بتحقیق دید جبرئیل را یکبار دیگر(13) نزد آخرین درخت سدر(14) نزد آن است جنه المأوی(15) وقتی که فراگرفته بود درخت سدره را آنچه فرا گرفته بود(16) نه دیدة او منحرف شد و نه خیره گشت(17) بتحقیق شمه‌ای از آیات بزرگتر پروردگارش را بدید(18). 
نکات: این آیات را در بارة معراج رسول خدا(ص) تطبیق کرده‌اند باید دانست که لفظ معراج در قرآن نیامده فقط در سورة اسراء سیر شبانة رسول خدا(ص) ذکر شده، آن هم از مسجد الحرام تا مسجد أقصی. و این آیاتی که در سورة نجم است صراحت در معراج و سیر شبانه ندارد فقط دو لفظ است که می‌توان قصة معراج را از آنها استفاده نمود یکی سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى و دیگر جَنَّةُ الْمَأْوَى، اگر چه این دو لفظ را ممکن است حمل کنیم به درخت سدر دنیوی و به باغ خرم قابل زیست که بگوئیم فرشتة وحی را حضرت رسول مرتبه‌ای نزد درخت سدر دور دستی که در آنجا باغی بوده دیده و دل او تصدیق کرده که ملک وحی است و دیدة او خیره نشده و اشتباه نکرده است و بعضی از آیات بزرگ خدا را دیده است. ولی ظاهر آنست که بر قول اول یعنی بر معراج حمل شود، و در این صورت باید بگوئیم این وقایع در لیلة المعراج در سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى که طبق روایات در آسمان هفتم زیر عرش بوده و بهشت برزخی نیز در آنجاست واقع شده و در آنجا بعضی آیات بزرگتر خدا را ملاحظه کرده است. آری رسول خدا(ص) خود را آیت عظمای الهی نخوانده بلکه بر طبق این آیات در معراج آیاتی از آیات عظمی و کبرای الهی ملاحظه نموده، ولی در زمان ما عده‌ای از آن حضرت پیشی گرفته و خود را آیات عظمای الهی می‌دانند!!آیه 19 الی 25
متن آیه:
أَفَرَأَيتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى(النجم/19) وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَى(النجم/20) أَلَكُمُ الذَّكَرُ وَلَهُ الْأُنْثَى(النجم/21) تِلْكَ إِذًا قِسْمَةٌ ضِيزَى(النجم/22) إِنْ هِي إِلَّا أَسْمَاءٌ سَمَّيتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ إِنْ يتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الْأَنْفُسُ وَلَقَدْ جَاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدَى(النجم/23) أَمْ لِلْإِنْسَانِ مَا تَمَنَّى(النجم/24) فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ وَالْأُولَى(النجم/25)
ترجمه: آیا لات و عزی را (بدیدة دقت) دیده‌اید(19) و منات سومین بت دیگر را (دیده‌اید)(20) آیا پسر مال شماست و دختر مال خدا(21) این در اینجا قسمتی است ظالمانه(22) این بتان نیستند جز نام‌هائی که شما و پدرانتان نامیده‌اند خدا دربارة آنها دلیل نازل نکرده. پیروی نمی‌کنند جز گمان را با آنچه دلها می‌خواهد و حال آنکه از جانب پروردگاشان برایشان هدایت آمده است(23) آیا برای انسان است هر چه آرزو کند(24) پس خاص خداست عالم آخرت و عالم دنیا(25). 
نکات: استفهام أَفَرَأَيتُمُ ... استفهام توبیخی است که آیا لات و عزی و مناه را بدیدة بصیرت و فکر ملاحظه کرده‌اید که موجودی است جامد و بی‌نفع و ضرر و غیر قابل ستایش. مشرکین از داشتن دختر عار داشتند و با این حال لات و عزی و مناه را دختران خدا و شفیع نزد او می‌دانستند! این است که خدا به استفهام توبیخی فرمود: أَلَكُمُ الذَّكَرُ وَلَهُ الْأُنْثَى. و مقصود از: أَسْمَاءٌ سَمَّيتُمُوهَا، این است که نام شفیع و باب الحوائج و امثال اینها را شما بر این بتان گذاشته‌اید و از طرف خدا دلیلی بر آن نیست مانند قطب و مرشد و حجت و آیت الله العظمی و امثال این نام‌ها و القاب که زمان ما برای مخلوقات بی‌نفع و ضرر تراشیده‌اند، و همچنین مانند شفعاء و باب الحوائج‌ها که در کتب آسمانی دلیلی بر اینها نیست و نام‌هائی است که خود تراشیده‌اند. و جملة: إِنْ يتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ دلیل بر رحمت پیروی ظن و تقلید است. و استفهام در أَمْ لِلْإِنْسَانِ مَا تَمَنَّى استفهام انکاری است یعنی برای انسان ثابت و سزاوار نیست هر چه دلش می‌خواهد بگوید و بسازد و جعل کند و بدعت گذارد. آیه 26 الی 30
متن آیه:
وَكَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيئًا إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يشَاءُ وَيرْضَى(النجم/26) إِنَّ الَّذِينَ لَا يؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَيسَمُّونَ الْمَلَائِكَةَ تَسْمِيةَ الْأُنْثَى(النجم/27) وَمَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيئًا(النجم/28) فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنَا وَلَمْ يرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا(النجم/29) ذَلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدَى(النجم/30)
ترجمه: و چه بسیار از فرشتة آسمان‌ها که شفاعتشان به هیچ وجه فائده نمی‌بخشد و کاری نمی‌سازد مگر پس از آن که خدا اذن دهد برای هر کس که بخواهد و راضی باشد(26) براستی کسانی که به آخرت ایمان ندارند فرشتگان را به نام‌های دختران می‌نامند(27) و برای ایشان به این مطلب دانشی نیست پیروی نمی‌کنند مگر گمان را و حقا گمان به هیچ وجه رفع نیاز از حق نمی‌کند(28) پس اعراض کن از هر کس رو برگرداند از یاد ما و قرآن ما و جز زندگی دنیا نخواهد(29) این است منتهای دانش ایشان، بتحقیق پروردگار تو داناتر است به حال آنکه از راه وی گمراه شده و او داناتر است به حال آنکه هدایت یافته است(30). 
نکات: بسیاری از مشرکین ملائکه را واسطة بین خود و خدا می‌گرفتند و می‌گفتند ما قابل نیستیم که بدون واسطه از خدا درخواست کنیم و آنها را شفیع خود می‌دانستند. و بتان را مظاهر ملائکه می دانستند خدای تعالی تمام اینها را رد کرده و بی‌مدرک خوانده است. و عجب این است که زمان ما نیز ملائکه را به شکل دختر میدانند ومجسمه هائی مانند دختران پردار میکشند وآنها را مظاهر ملائکه می‌دانند. وَمَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ دلالت دارد که ایشان به مطالب و امور دینی خود علمی نداشتند. و جملة:وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيئًا، دلالت دارد که در مطالب دینی ظن و گمان فایده ندارد و جز علم و دانش چیزی مفید نیست. و جملة أَنْ يأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يشَاءُ وَيرْضَى دلالت دارد که هر گاه خدا از بنده‌ای راضی نباشد و اعمال و رفتار و عقاید او مورد رضا و قبول خدا نباشد هیچ کس نمی‌تواند سودی به او ببخشد و برای او شفیعی نخواهد بود. آیه 31 الی 32
متن آیه:
وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ لِيجْزِي الَّذِينَ أَسَاءُوا بِمَا عَمِلُوا وَيجْزِي الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى(النجم/31) الَّذِينَ 