لَّهُمْ يرْشُدُونَ
ترجمه: و چون بندگانم از تو بپرسند از دوری ونزدیکی من، پس به راستی که من نزدیکم وجواب خواننده را گاهی که مرا بخواند می‌دهم، پس باید مرا اجابت کنند و به من ایمان آورند تا به رشد و تکامل برسند.(186)
نکات: فَإِنِّي قَرِيبٌ دلالت دارد که خدا به هر بنده‌ای نزدیک است چه مؤمن و چه کافر. و جملة: أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ دلالت دارد که خدا می شنود از هر که باشد، ولی خدا را بخواند نه غیر او را. و جملة: ِإِذَا دَعَانِ در أصل إذا دعانی بوده، و کسرة نون دلیل بر حذف یاء است، و دلالت دارد که هر بنده باید فقط خدا را بخواند. و عجب است از زمان ما با بودن این آیات در قرآن، گویا ملت نشنیده‌اند، ولذا وقتی دعا أنبیاء و أولیاء را می‌خوانند، و می‌گویند واسطه و وسیله را می‌خوانیم، در صورتیکه خدا نفرموده واسطه و یا وسیله را بخوانید، بلکه صریحاً فرموده مرا بخوانید. واگر کسی در دعا غیر خدا را بخواند در عبادت شرک آورده، خصوصاً اگر غیر خدا را حاضر و ناظر بداند، و مانند خدا لامکان و مطلع بر کل مکان بداند، یقیناً مشرک است و جملة: «لَعَلَّهُمْ يرْشُدُونَ» دلالت دارد که رشد وکمال بواسطة توجه به ذات أقدس إلهی است خصوصا در ماه مبارک رمضان به مناسبت اینکه این آیه در وسط آیات روزه آمده. باید بندگان، خدا را بسیار بخوانند، و از شرک توبه کنند.آیه 26 الی 30
متن آیه:
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ إِنَّنِي بَرَاءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ(الزخرف/26) إِلَّا الَّذِي فَطَرَنِي فَإِنَّهُ سَيهْدِينِ(الزخرف/27) وَجَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِيةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يرْجِعُونَ(الزخرف/28) بَلْ مَتَّعْتُ هَؤُلَاءِ وَآبَاءَهُمْ حَتَّى جَاءَهُمُ الْحَقُّ وَرَسُولٌ مُبِينٌ(الزخرف/29) وَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ وَإِنَّا بِهِ كَافِرُونَ(الزخرف/30)
ترجمه: و چون ابراهیم به پدر خود و قوم خود گفت که من بیزارم از آنچه را که می‌پرستید(26) مگر آن کسی که مرا ایجاد کرده که او مرا هدایت خواهد کرد(27) و قرار داد آن را کلمه‌ای که باشد در نسل خود تا شاید ایشان برگردند به توحید(28) بلکه بهره‌ دادم این قوم و پدرانشان را و عذاب نکردم تا حق و قرآن برای ایشان آمد با رسول بیان کننده‌ای(29) و چون حق برای ایشان آمد گفتند: این سحر است و محققا ما به آن کافریم(30). 
نکات: در آیات سابقه بیان کرد که خوی مردم تقلید و آن باطل است. در این آیات بیان می‌کند که شما مشرکین اگر می‌خواهید تقلید کنید و آن را جایز می‌دانید و تقلید پدران را شرافت می‌دانید پس از پدرتان ابراهیم تقلید کنید و او دین پدران را ترک کرد پس شما نیز ترک کنید و حاصل اینکه قول به وجوب تقلید موجب حرمت تقلید است. و مقصود از وَجَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِيةً فِي عَقِبِهِ، این است که حضرت ابراهیم کلمة توحید را در نسل خود مستقر نمود. و بعضی ضمیر فاعل جعل را به خدا برگرانیده‌اند. و جملة: إِلَّا الَّذِي فَطَرَنِي... دلالت دارد بر این که نمرودیان خدا را نیز می‌پرستیدند. آیه 31 الی 35
متن آیه:
وَقَالُوا لَوْلَا نُزِّلَ هَذَا الْقُرْآنُ عَلَى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيتَينِ عَظِيمٍ(الزخرف/31) أَهُمْ يقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَينَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيرٌ مِمَّا يجْمَعُونَ(الزخرف/32) وَلَوْلَا أَنْ يكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَنْ يكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيوتِهِمْ سُقُفًا مِنْ فِضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيهَا يظْهَرُونَ(الزخرف/33) وَلِبُيوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُرًا عَلَيهَا يتَّكِئُونَ(الزخرف/34) وَزُخْرُفًا وَإِنْ كُلُّ ذَلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَالْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ(الزخرف/35)
ترجمه: و گفتند: چرا این قرآن بر مرد بزرگی از این دو قریه نازل نشده(31) آیا ایشان رحمت پروردگار تو را تقسیم می‌کنند، ما وسائل زندگی ایشان را میانشان در این زندگی دنیا قسمت می‌کنیم و بعضی را بر بعضی بدرجاتی تفوق داده‌ایم تا اینکه برخی از ایشان برخ دیگر را مسخر گیرند و حال آن که رحمت پروردگارت (یعنی نبوت) بهتر است از آنچه جمع می‌کنند(32) و اگر نه این بود که همة مردم یک امت می‌شدند (یعنی همه کافر می‌شدند) برای آنان که به خدای رحمن کافر می‌شوند (یعنی) برای خانه‌هاشان قرار می‌دادیم سقفها از نقره با نرده بانها که بر آنها بالا روند(33) وقرار می دادیم برای خانه‌‌هاشان درها و تخت‌هایی (از طلا و نقره) که بر آنها تکیه زنند(34) با زینت و زیوری و نیست تمام اینها مگر کالای زندگی دنیا. و آخرت نزد پروردگارت از برای پرهیزکاران است(35). 
نکات: آیة: وَقَالُوا لَوْلَا نُزِّلَ ... تا آخر راجع به کفار مکه است که گفتند: چرا این قرآن بر ولید بن مغیرة در مکه و یا بر عروة بن مسعود ثقفی در طائف نازل نشده، یعنی این منصب بزرگ باید به مرد بزرگی داده شود و آن بزرگ یکی از این دونفرند. و مقصود از الْقَرْيتَينِ؛ مکه و طائف است. حق تعالی در جواب ایشان فرموده آیا تقسیم روزی مردم به نظر ایشان است، البته خیر، پس در صورتی که تقسیم روزی با ایشان نباشند چگونه اعطای منصب نبوت با ایشان و به نظر ایشان می‌باشد، و جواب دیگر ایشان این است که اگر به یک نفر ثروت داده شده ثروت چیز حقیری است مربوط به نبوت نیست، نبوت مقام بزرگی است، و دلیل بر این که ثروت چیز حقیری است اینکه اگر مردم میل به کفر نمی‌کردند و همه ملت واحدة در کفر نمی‌شدند خدا به کفار ثروت و زینت دنیا را بقدری می‌داد که در و پیکر و سقف خانه‌هاشان از طلا و نقره گردد، و خدا این کار را نکرده برای گول نخوردن مردم، بلکه تفاوتی بین مردم آورده در غنی و فقر و در قوّت و ضعف و علم و جهل و تیزی هوش و سفاهت و شهرت و بی‌نامی، برای اینکه امور دنیا بگذرد و اگر همه مساوی بودند کسی خادم دیگری و کسی مأمور دیگری نمی‌شد و کسی مسخر دیگری نمی‌گردید، پس جملة: لِيتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيا، چنین می‌شود که بعضی بعض دیگر را مسخر کنند و یکی مسخر دیگری شود. و کلمة سُخْرِيا بمعنی مسخره نیست چنان که بعضی از مترجمین نوشته‌اند. آیه 36 الی 39
متن آیه:
وَمَنْ يعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيضْ لَهُ شَيطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ(الزخرف/36) وَإِنَّهُمْ لَيصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ(الزخرف/37) حَتَّى إِذَا جَاءَنَا قَالَ يا لَيتَ بَينِي وَبَينَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَينِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ(الزخرف/38) وَلَنْ ينْفَعَكُمُ الْيوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ(الزخرف/39)
ترجمه: و هر کس از ذکر خدای رحمن غافل شود دیوی را به او بگماریم که قرین وی باشد(36) و محققا آن دیوان ایشان