ُونَ(فصلت/37) فَإِنِ اسْتَكْبَرُوا فَالَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ يسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّيلِ وَالنَّهَارِ وَهُمْ لَا يسْأَمُونَ(فصلت/38)
ترجمه: و اگر از شیطان به تو وسوسه‌ای برسد به خدا پناه بر زیرا او شنوای داناست(36) و از نشانه‌های قدرت اوست شب و روز و خورشید و ماه، برای خورشید و ماه سجده نکنید و برای خدای خالق آنها سجده کنید اگر پرستش او می‌کنید(37) پس اگر بزرگی و تکبر کردند پس آنان که نزد پروردگارت هستند برای او به شب و روز تسبیح می‌کنند و خسته نمی‌شوند(38). 
نکات: نَزْغٌ بمعنی تحریک و افساد است چون در حال غضب انسان از جا در می‌رود، خصوصا در حال دعوت در مقابل جاهل و بد زبانی و لغو او، در این حال انسان حتی رسول خدا(ص) باید به خدا پناه برد یعنی در این صفت هم رسول خدا(ص) مانند دیگران است که در حال دعوت ممکن است از جا دررود. و آیة 37 آیة سجده است بشرطی که خود آیه خوانده شود و یا شنیده گردد اما در نوشتن ترجمه و یا خواندن ترجمه سجده واجب نیست اگر چه بهتر است. آیه 39 الی 40
متن آیه:
وَمِنْ آياتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ إِنَّ الَّذِي أَحْياهَا لَمُحْيي الْمَوْتَى إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيءٍ قَدِيرٌ(فصلت/39) إِنَّ الَّذِينَ يلْحِدُونَ فِي آياتِنَا لَا يخْفَوْنَ عَلَينَا أَفَمَنْ يلْقَى فِي النَّارِ خَيرٌ أَمْ مَنْ يأْتِي آمِنًا يوْمَ الْقِيامَةِ اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ(فصلت/40)
ترجمه: و از نشانه‌های قدرت او این است که زمین را می‌بینی افتاده و رام است پس چون آب را بر آن نازل کنیم بجنبد و گیاه او نمو کند، بحقیقت آنکه آن را زنده کرده زنده کنندة مردگان است زیرا او بر هر چیزی تواناست(39) محققا آنان که دربارة آیات ما شک و انکار می‌ورزند بر ما مخفی نمی‌مانند، آیا پس آن که در آتش افکنده می‌شود بهتر است و یا آنکه روز رستاخیز ایمن آید هر چه خواهید بجا آرید زیرا او به آنچه می‌کنید بیناست(40). 
نکات: یکی از صفات زمین خضوع است و زیر قدم‌ها پامال می‌شود و سرکشی ندارد و لذا شاعر می‌‌گوید: 
ز خاک آفریدت خداوند پاک
		پس ای بنده افتادگی کن چو خاک

و الحاد و ملحد چندین معنی دارد، بمعنی کفر و انکار آمده و بمعنی تشکیک در حق آمده و بمعنی میل از حق به باطل نیز آمده، ولی ما بمناسبت آیه و جملات آن معنی تشکیک را مناسب‌تر دیدیم. آیه 41 الی 42
متن آیه:
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءَهُمْ وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ(فصلت/41) لَا يأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَينِ يدَيهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ(فصلت/42)
ترجمه: بتحقیق کسانی که به این قرآن کافر شدند زمانی که برای ایشان آمد (معذبند) و بتحقیق این قرآن کتابی است ارجمند(41) باطل از جلو و از پشت آن نیاید نازل شده از جانب خدای حکیم ستوده شده(42). 
نکات: مقصود از: بِالذِّكْرِ، قرآن است، چنانکه مکرر این وصف برای قرآن ذکر شده و این آیات دلیل است بر اینکه مطلب باطلی در قرآن نیست و دست تحریف لفظی در آن نیامده زیرا خدا در این جا وعده کرده که باطل در آن نیاید و تحریف امر باطلی است. آیه 43 الی 44
متن آیه:
مَا يقَالُ لَكَ إِلَّا مَا قَدْ قِيلَ لِلرُّسُلِ مِنْ قَبْلِكَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَذُو عِقَابٍ أَلِيمٍ(فصلت/43) وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا أَعْجَمِيا لَقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آياتُهُ أَأَعْجَمِي وَعَرَبِي قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاءٌ وَالَّذِينَ لَا يؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيهِمْ عَمًى أُولَئِكَ ينَادَوْنَ مِنْ مَكَانٍ بَعِيدٍ(فصلت/44)
ترجمه: گفته نمی‌شود برای تو مگر آنچه گفته شده باشد برای پیامبران پیش از تو بتحقیق پروردگار تو صاحب مغفرت و صاحب عقاب دردناکست (43) و اگر آن را قرآن اعجمی (غیر فصیح) قرار می‌دادیم محققا می‌گفتند چرا آیات آن بیان نشده آیا اعجمی و عربی است بگو این کتاب برای مؤمنین هدایت و شفا است و آنان که ایمان نمی‌آورند در گوش‌هاشان سنگینی است و این کتاب برای ایشان موجب کوری است آنان ندا می‌شوند از جای دور(44). 
نکات: جملة: مَا يقَالُ لَكَ.... نفی بمعنی نهی اگر باشد معنی چنین می‌شود: باید گفته نشود برای تو مگر همان صفاتی که برای انبیای گذشته گفته شده که بشر بودند، می‌خوردند و خواب می‌رفتند و مانند سایر بشر افسرده و یا خوشحال می‌شدند، مختصر آن که صفات بشری داشتند، و اگر بمعنی نهی نباشد چنانکه ظاهر همین است معنی چنین می‌شود: به تو وحی نمی‌شود مگر همان چیزهائی که به انبیای قبل وحی شد که بشارت بده و انذار کن، و جملة:إِنَّ رَبَّكَ.... تا آخر قرینة بر صحت این معنی است. و محتمل است که معنی چنین باشد کفار موذی هر چه بگویند برای تو گفته نمی‌شود مگر همان چیزهائی که برای پیامبران سلف گفتند؛ ساحر، کذاب و امثال این کلمات، و این معنی با جملة بعد نیز سازش دارد. و مقصود از جملة:ينَادَوْنَ..... این است که این کفار از بس فکرشان از مطالب قرآن دور و از بس حجاب‌های عصبیت و کفر و عناد بر خود گرفته‌اند صدای قرآن را نمی‌شنوند و گویا از دور باید به ایشان رسانید. آیه 45 الی 46
متن آیه:
وَلَقَدْ آتَينَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِي بَينَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ(فصلت/45) مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاءَ فَعَلَيهَا وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ(فصلت/46)
ترجمه: و بتحقیق موسی را کتاب دادیم پس در آن اختلاف شد (بعضی پذیرفتند و بعضی نپذیرفتند) و اگر سخن گذشتة پروردگارت نبود، بین ایشان قضاوت شده بود و محققا ایشان نسبت به قرآن در شکی تهمت‌آور می‌باشند(45) هر کس عمل صالحی کند برای خودش می‌باشد و هر کس بد کند علیه خودش می‌باشد و پروردگار تو برای بندگان ستمگر نیست(46). 
نکات: رسول خدا(ص) افسرده بود که چرا کفار آیات قرآن را رد می‌کنند خدا برای تسلیت می‌فرماید: امت موسی نیز نپذیرفتند. و مقصود از جملة: وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ، همان فرمان مهلت و اختیاری است که خدا برای همه مقرر کرده و اگر این نبود عذابشان می‌کرد. آیه 47 الی 48
متن آیه:
إِلَيهِ يرَدُّ عِلْمُ السَّاعَةِ وَمَا تَخْرُجُ مِنْ ثَمَرَاتٍ مِنْ أَكْمَامِهَا وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنْثَى وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ وَيوْمَ ينَادِيهِمْ أَينَ شُرَكَائِي قَالُوا آذَنَّاكَ مَا مِنَّا مِنْ شَهِيدٍ(فصلت/47) وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يدْعُونَ مِنْ قَبْلُ وَظَنُّوا مَا لَهُمْ مِنْ مَحِيصٍ(فصلت/48)
ترجمه: فقط به او برگشت شود علم ساعت قیامت و علم آنچه از میوه‌جات از غلاف‌های خودشان بیرون می‌آیند و ماده‌ای بار بر ندارد و بار خود را زمین نگذارد مگر بعلم او، روزی که ایشان را ندا می‌کن