د، و نماز را بپا دارد، و زکات را بدهد، و به عهد و پیمان خود گاه بستن پیمان وفا کند، و در سختی‌ها و فقر و مرض و هنگام جهاد صابر باشند، ایشانند راستگویان، وایشانند همان پرهیزگاران.(177)
نکات: 
چون توجه به قبله در عبادت از اصول دائمی اسلام نبوده و لذا در شرایع متعدده قابل تغییر بوده، پس افتخار بخصوص قبله چنانکه یهود را عادت بوده، شایسته نیست، و آیة مانحن فیه، ناظر به همین معنی است. در این آیه آنچه در دین اسلام لازم و مقوم آن بوده، شمرده، از ایمان و عمل، و  ایمان به پنج چیز را کافی دانسته: ایمان به خدا و قیامت و ملائکه و کتب و رسل إلهی. پس ایمان به همین پنج چیز در اسلام و ایمان کافی و از اصول دین است، به تصدیق خدا در این آیه. و ایمان به چیزهای دیگر شرط ایمان واسلام و مقوم آن نیست، و دخالت در کفر و ایمان ندارد مانند ایمان به امامت و رجعت و کرامات اولیاء و مانند آن. و أما آنچه در کتاب خدا صریحا ذکر شده، داخل همین پنج چیز می‌باشد، مانند ایمان به علم و قدرت و عدل و حکمت إلهی، و مانند حساب و کتاب و میزان و بهشت و دوزخ.و أما عمل که فروع باشد، آن نیز در این آیه شرح داده شده که چه کاری مقوم نیکی است دقت شود.حال اگر کسی بخواهد عقاید و اعمال اسلامی را بداند، نظر در این آیه برای اوکافی است، و لازم نیست هزاران کتاب و هزاران عالم را ببیند، و خود را حیران و سرگردان کند.و ضمیر «عَلَى حُبِّهِ» را می‌توان گفت برمی‌گردد به الله، یعنی باری دوستی خدا، فقط مال را مصرف کند، و می‌توان گفت برمی‌گردد به مال، یعنی با اینکه مال را دوست می‌دارد، آن را در راه خدا انفاق می‌کند، و أمر خدا را بر مال ترجیح می‌دهد، و می‌توان گفت برمی‌گردد به ایتاء مستفاد از «آتی» یعنی إعطائ و انفاق مال را دوست می‌دارد.و در کلمة: «الموفون» و «الصابرین» اختلاف شده در اینکه چرا یکی به حالت رفعی و دیگری به حالت نصبی و یا جرّی آمده؟ هر کس چیزی گفته، از آنجمله ابوعلی فارسی که از بزرگان ادیبان است گفته چون صفات کثیرة پی‌درپی برای موصوف واحدی ذکر شود، بهتر آن است که باری جلب توجه سامع إعراب‌های مختلفه به آن صفات داده شود. ولی به نظر ما جهت اختلاف إعراب این است که "وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا" و جملة مبتدا و خبر است، و عطف شده بر جملة «آمَنَ بِاللَّهِ» و بایدمرفوع باشد. ولی «الصابرین» جمله نیست، و عطف است بر"من موصوله" در جملة (آمَنَ بِاللَّهِ) ، و چون "من موصوله" مجرور است الصابرین نیز مجرور آمده و باید مجرور باشد.آیه 83 الی 85
متن آیه:
فَلَمَّا جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَينَاتِ فَرِحُوا بِمَا عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يسْتَهْزِئُونَ(غافر/83) فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا قَالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَكَفَرْنَا بِمَا كُنَّا بِهِ مُشْرِكِينَ(غافر/84) فَلَمْ يكُ ينْفَعُهُمْ إِيمَانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ فِي عِبَادِهِ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْكَافِرُونَ(غافر/85)
ترجمه: پس چون پیامبرانشان با دلیل‌های روشن نزد ایشان آمدند به آنچه نزدشان بود از دانش خوش بودند و فرا گرفت ایشان را اثر آنچه به آن استهزاء می‌نمودند(83) پس چون عذاب ما را دیدند گفتند: ایمان آوردیم به خدای یکتا، و به آنچه عادت داشتیم که به آن شرک می‌ورزیدیم کافر شدیم(84) پس ایمانشان برای ایشان نفعی نداشت زمانی که صلابت ما را دیدند، روشی است که خدا در میان بندگانش جاری نموده و کافران در آنجا زیانکارند(85). 
نکات: بزرگترین مانعی که مردم را از دین و حقائق دینی و از انبیاء دور کرده وجود دانشمندان متکبر بوده که هر پیامبری آمده و یا هر حقگوئی حقی را ظاهر نموده ایشان تکبر ورزیده و بدانش خود مغرور گشته به آن خوش بوده و به گفتار حقگویان استهزاء می‌نمودند، چنانکه جملة: فَرِحُوا بِمَا عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ به آن دلالت دارد. پس اگر عالم نمایان زمان ما مانع از سخن حق ما شده‌اند تازه‌ای نیست. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1452.txt">آيه 5-1 (فصلت)</a><a class="text" href="w:text:1453.txt">آیه 7-6 (فصلت)</a><a class="text" href="w:text:1454.txt">آيه 12-8 (فصلت)</a><a class="text" href="w:text:1455.txt">آيه 17-13 (فصلت)</a><a class="text" href="w:text:1456.txt">آيه 24-18 (فصلت)</a><a class="text" href="w:text:1457.txt">آيه 28-25 (فصلت)</a><a class="text" href="w:text:1458.txt">آيه 32-29 (فصلت)</a><a class="text" href="w:text:1459.txt">آيه 35-33 (فصلت)</a><a class="text" href="w:text:1460.txt">آيه 38-36 (فصلت)</a><a class="text" href="w:text:1461.txt">آيه 40-39 (فصلت)</a><a class="text" href="w:text:1462.txt">آيه 42-41 (فصلت)</a><a class="text" href="w:text:1463.txt">آيه 44-43 (فصلت)</a><a class="text" href="w:text:1464.txt">آيه 46-45 (فصلت)</a><a class="text" href="w:text:1465.txt">آيه 48-47 (فصلت)</a><a class="text" href="w:text:1466.txt">آيه 51-49 (فصلت)</a><a class="text" href="w:text:1467.txt">آيه 54-52 (فصلت)</a></body></html>سورة فصلت و یا سورة سجده مکی و دارای 54 آیه می‌باشد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
آیه 1 الی 5
متن آیه:
حم(فصلت/1) تَنْزِيلٌ مِنَ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ(فصلت/2) كِتَابٌ فُصِّلَتْ آياتُهُ قُرْآنًا عَرَبِيا لِقَوْمٍ يعْلَمُونَ(فصلت/3) بَشِيرًا وَنَذِيرًا فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لَا يسْمَعُونَ(فصلت/4) وَقَالُوا قُلُوبُنَا فِي أَكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونَا إِلَيهِ وَفِي آذَانِنَا وَقْرٌ وَمِنْ بَينِنَا وَبَينِكَ حِجَابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنَا عَامِلُونَ(فصلت/5)
ترجمه: بنام خدای کامل الذات و الصفات رحمن رحیم. حا، میم(1) این نازل شده از جانب رحمن رحیم(2) کتابی است که آیات آن بیان شده در حالی که قرآنی است عربی برای گروهی که بدانند(3) بشارت دهنده و ترساننده است پس بیشتر این قوم اعراض کرده که نمی‌شنوند(4) و گفتند: دلهای ما از فهم آنچه ما را به سوی آن دعوت می‌کنی در پرده و مستور است و در گوشهای ما سنگینی و میان ما و تو حائلی است پس تو کار خود را بکن که ما کار خود را می‌کنیم.(5)
نکات: کلمة: تَنْزِيلٌ خبر است برای مبتدای محذوف که هذا باشد و یا خبر است برای حم، و یا خود مبتدا و خبر آن كِتَابٌ فُصِّلَتْ باشد. بهر حال تَنْزِيلٌ مصدر بمعنی منزل است که مفعول باشد. و تفصیل بمعنی بیان آمده و بمعنی فصل فصل آوردن نیز آمده است. مقصود اینکه فصول متعدده در این کتاب آمده در توحید و صفات الله و مواعظ و قصص و احکام. و جملة:قُرْآنًا عَرَبِيا لِقَوْمٍ يعْلَمُونَ  دلالت دارد که حق‌تعالی قرآن را نازل نموده تا مردم بدانند و سبب نزول آن فهم مردم است، زیرا لام لِقَوْمٍ  برای تعطیل و یا بیان غایت است که فهم مردم باشد، پس کسی که خیال می‌کند قرآن را کسی نمی‌فهمد بر ضد این آیات اعتقاد ورزیده. و منظور کفار از جملة: فَاعْمَلْ إِنَّنَا عَامِلُونَ، آنست که هر کاری در ابطال أمر ما داری بکن ما نیز در ابطال امر تو سعی می‌کنیم، و یا تو بر کیش خود و ما بر کیش خودمان عمل می‌کنیم. آیه 6 الی 7
متن آیه:
قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يوحَى إِلَي أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَه