 یعنی ذکر انبیای قبل برای این است که تو به سفاهت قومت صابر باشی، و ممکن است مقصود از ذکر شرف جمیل برای انبیا باشد که در کتاب إلهی ذکر ایشان جاوید بماند، و ممکن است تبویب باشد یعنی هذا قرآن و فصل منه چنانکه مقصود از کلمة هذا که برای طاغین آمده فصل آخر باشد چنانچه قاعدة مصنفین و کاتبین چنین است که بابا بعد باب تفصیل می‌دهند. آیه 55 الی 61
متن آیه:
هَذَا وَإِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَآبٍ(ص/55) جَهَنَّمَ يصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمِهَادُ(ص/56) هَذَا فَلْيذُوقُوهُ حَمِيمٌ وَغَسَّاقٌ(ص/57) وَآخَرُ مِنْ شَكْلِهِ أَزْوَاجٌ(ص/58) هَذَا فَوْجٌ مُقْتَحِمٌ مَعَكُمْ لَا مَرْحَبًا بِهِمْ إِنَّهُمْ صَالُو النَّارِ(ص/59) قَالُوا بَلْ أَنْتُمْ لَا مَرْحَبًا بِكُمْ أَنْتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا فَبِئْسَ الْقَرَارُ(ص/60) قَالُوا رَبَّنَا مَنْ قَدَّمَ لَنَا هَذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِي النَّارِ(ص/61)
ترجمه: این است جزای متقین و برای سرکشان بدترین بازگشت و فرجام شری است(55) دوزخی که در آن در آیند که بد جایگاهی است(56) این است جزای سرکشان پس باید بچشند آن را که آب جوشان و خونابه است(57) و انواع عذاب‌های دیگری مانند آن(58) این است گروهی که هجوم آورند با شما گشایشی مباد ایشان را زیرا در آتش در آیند(59) گویند: بلکه شما را گشایشی مباد که شما دوزخ را برای ما پیشنهاد کردید که بد جائی است(60) گویند: پروردگارا هر کس برای ما این را پیش آورده عذاب او را در آتش دو چندان بیفزای(61). 
نکات: فَوْجٌ مُقْتَحِمٌ گروهی را گویند که بی‌رویه و بی‌اندیشه بکاری هجوم آورند مانند اکثر مردم که به خرافات کفر و شرک رو می‌آورند بدون آن که تفکر کنند، و این آیات بر ذم تقلید دلالت دارد زیرا حق‌تعالی در جملة فَوْجٌ مُقْتَحِمٌ مَعَكُمْ مذمت کرده از کسانی که با سرکشان و به همراهی ایشان هجوم می‌آورند در آتش، و در حق ایشان نفرین نمود که لَا مَرْحَبًا بِهِمْ و پیروان نیز در حق رؤسا و پیشوایان نفرین کنند که شما این پیشنهاد را کرده و ما را وادار کردید پس لَا مَرْحَبًا به خود شما. آیه 62 الی 66
متن آیه:
وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَى رِجَالًا كُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرَارِ(ص/62) أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِيا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ(ص/63) إِنَّ ذَلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ(ص/64) قُلْ إِنَّمَا أَنَا مُنْذِرٌ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلَّا اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ(ص/65) رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَينَهُمَا الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ(ص/66)
ترجمه: و گویند چه شده ما را که نمی‌بینیم مردانی را که ایشان را از اشرار می‌شمردیم(62) آیا آنان را که ما مسخره می‌کردیم اهل دوزخ نیستند و یا چشمان ما ایشان را نمی‌‌بیند(63) محققا این حق است که دوزخیان خصم یکدیگرند (64) بگو همانا من ترساننده‌ای هستم و نیست معبودی جز خدای یکتای قهار(65) مالک و صاحب اختیار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست که عزیز آمرزنده است(66). 
نکات: از این آیات استفاده می‌شود که بسا کسانی را که مردم به ایشان بدبینند و در دنیا ایشان را از اشرار می‌شمردند همان‌ها نزد خدای مقرب و اهل حق می‌باشند. إِنَّ ذَلِكَ.... اشاره است به گفتگوی سابق الذکر که رؤسا به پیروان خود می‌گفتند و پیروان در جواب گفتند: لَا مَرْحَبًا بِكُمْ که معلوم می‌شود دوزخیان خصم یکدیگرند و در همان عذاب با یکدیگر نزاع دارند، و استفهام أَتَّخَذْنَاهُمْ.... استفهام تعجب و توبیخ است. آیه 67 الی 72
متن آیه:
قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ(ص/67) أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ(ص/68) مَا كَانَ لِي مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَى إِذْ يخْتَصِمُونَ(ص/69) إِنْ يوحَى إِلَي إِلَّا أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ(ص/70) إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ طِينٍ(ص/71) فَإِذَا سَوَّيتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ(ص/72)
ترجمه: بگو آن خبری است بزرگ(67) شما از آن اعراض دارید(68) برای من دانشی به ملأ اعلی نبوده وقتی که خصومت می‌‌کردند(69) به سوی من وحی نمی‌شود جز آن که من ترسانندة آشکاری باشم(70) هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت که من آفرینندة بشری از گل می‌باشم(71) و چون تمام و معتدلش کردم و در او از روحم دمیدم برای او به سجده بیفتید(72). 
نکات: ضمیر هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ بر می‌گردد به آنچه ذکر شد از توحید و خبر قیامت، و مقصود از بِالْمَلَإِ الْأَعْلَى گروه فرشتگانند که مقام بالاتری دارند و مقصود از مخاصمة ایشان سؤال و جوابی است که بین ایشان و خدا بوجود آمده در قول ایشان «أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ....» و بر این سؤال و جواب مجازا اطلاق مخاصمه شده چون سؤال و جواب شبیه به مخاصمه می‌باشد، که رسول خدا(ص) بدون وحی از آن علمی نداشته و کتابی نخوانده که آن را بداند، و این دلیل است که إخبار او از وحی و مهم است و نباید مردم اعراض کنند، و اعراض ایشان از جهالت ایشان است. آیه 73 الی 81
متن آیه:
فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ(ص/73) إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ(ص/74) قَالَ يا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيدَي أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعَالِينَ(ص/75) قَالَ أَنَا خَيرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ(ص/76) قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ(ص/77) وَإِنَّ عَلَيكَ لَعْنَتِي إِلَى يوْمِ الدِّينِ(ص/78) قَالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلَى يوْمِ يبْعَثُونَ(ص/79) قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ(ص/80) إِلَى يوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ(ص/81)
ترجمه: پس تمام فرشتگان همه‌شان سجده کردند(73) بجز ابلیس که تکبر نموده و از کافران گردید(74) فرمود: ای ابلیس تو را چه بازداشت که سجده کنی به آنچه من بقدرت کاملة خود آفریدم(پاورقی1) آیا تکبر نمودی یا از برتران بودی(75) گفت: من از او بهترم مرا از آتش آفریدی و او را از گل آفریدی(76) فرمود: از آنجا خارج شو که تو رانده‌ شدی(77) و محققا بر تو است لعنت من تا روز جزا(78) گفت: پروردگارا پس مرا مهلت بده تا روزی که برانگیخته شوند(79) فرمود: محققا تو از مهلت داده شدگانی(80) تا روز وقتی که معلوم است(81). 
نکات: مقصود از تمام فرشتگان فرشتگان زمین است، و مقصود از سجده تواضع و فروتنی در پیشگاه آدم است که او را نگهبان باشند و حوائج او را به او برسانند بأمر خدا و شیطان چون جسد آدم را ملاحظه نمود گفت: من از او بهترم ولی اگر روح انسانیت را که از عالم قدس إلهی است ملاحظه می‌کرد أَنَا خَيرٌ مِنْهُ نمی‌گفت و مقصود از الْمَعْلُومِ، معلوم عنده الله است. 

-------------------
1) تأویل صفات پروردگار یکتا از جمله مواردی است که برخی سعی کرده اند خر لنگ عقل خویش را در میدانی غیر از محدوده عقل برانند. خداوند متعال عقل بشر را برای 