َ(الصافات/182)
ترجمه: و از ایشان روگردان تا مدتی(178) و بینا کن که بزودی خواهند دید(179) منزه و والاست پروردگارت که پروردگار عزتست از آنچه او را وصف می‌کنند(180) و سلام بر فرستاده‌شدگان(181) و ستایش مخصوص الله پروردگار جهانیان است(182). 
نکات: حَتَّى حِينٍ یعنی تا وقت آمدن عذاب و یا گرفتاری ایشان و یا مردن ایشان که هر قدر باشد مدت قلیلی بیش نیست. و جملة: عَمَّا يصِفُونَ، دلالت دارد که آنچه بشر خدا را وصف کند باید خدا را منزه از آن دانست بلکه وصف خدا را باید خودش بیان کند و چون حق‌تعالی برای انبیاء سلامت را خواسته و معنی سلامت کمال و دوری از نقص است، پس باید افراد بشر به ایشان اقتداء کنند، و در حدیثی وارد شده که هر کس در هر مجلسی بود چون خواست از آنجا بر خیزد آخر کلامش این سه آیة آخر صافات باشد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1384.txt">آيه 3-1 (ص)</a><a class="text" href="w:text:1385.txt">آیه 8-4 (ص)</a><a class="text" href="w:text:1386.txt">آیه 14-9 (ص)</a><a class="text" href="w:text:1387.txt">آيه 18-15 (ص)</a><a class="text" href="w:text:1388.txt">آيه 25-19 (ص)</a><a class="text" href="w:text:1389.txt">آيه 26 (ص)</a><a class="text" href="w:text:1390.txt">آيه 29-27 (ص)</a><a class="text" href="w:text:1391.txt">آيه 33-30 (ص)</a><a class="text" href="w:text:1392.txt">آیه 40-34 (ص)</a><a class="text" href="w:text:1393.txt">آیه 44-41 (ص)</a><a class="text" href="w:text:1394.txt">آيه 48-45 (ص)</a><a class="text" href="w:text:1395.txt">آيه 54-49 (ص)</a><a class="text" href="w:text:1396.txt">آيه 61-55 (ص)</a><a class="text" href="w:text:1397.txt">آیه 66-62 (ص)</a><a class="text" href="w:text:1398.txt">آیه 72-67 (ص)</a><a class="text" href="w:text:1399.txt">آيه 81-73 (ص)</a><a class="text" href="w:text:1400.txt">آیه 88-82 (ص)</a></body></html>سورة صاد مکی و دارای 88 آیه می‌باشد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
آیه 1 الی 3
متن آیه:
ص وَالْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ(ص/1) بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي عِزَّةٍ وَشِقَاقٍ(ص/2) كَمْ أَهْلَكْنَا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ فَنَادَوْا وَلَاتَ حِينَ مَنَاصٍ(ص/3)
ترجمه: بنام خدای کامل الذات و الصفات رحمن رحیم. ص. سوگند به قرآن دارای تذکر(1) بلی کافران در سرکشی و مخالفند(2) چه بسیار از مردم قرن‌های پیش از ایشان را که هلاک کردیم پس فریاد کردند و حال آن که آن هنگام، هنگام گریز نبود(3). 
نکات: صاد چنانکه در سایر سوره‌ها گفتیم از حروف معجم و هجا می‌باشد و دلالتی بر معنی ندارد، یعنی برای معنی وضع نشده ولی آن را اشاره به صمد و یا صادق الوعد و یا صانع گرفته‌اند، و بعضی صاد را نام سوره گرفته‌اند. بهر حال واو وَالْقُرْآنِ بحسب ظاهر واو قسم است و جواب قسم باید جملة: كَمْ أَهْلَكْنَا.... باشد و می‌تواند جملة مناسبی محذوف گرفت مانند جاء الحق و یا ظهر الأمر و یا إنه معجزة و مانند اینها. آیه 4 الی 8
متن آیه:
وَعَجِبُوا أَنْ جَاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا سَاحِرٌ كَذَّابٌ(ص/4) أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلَهًا وَاحِدًا إِنَّ هَذَا لَشَيءٌ عُجَابٌ(ص/5) وَانْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَاصْبِرُوا عَلَى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هَذَا لَشَيءٌ يرَادُ(ص/6) مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هَذَا إِلَّا اخْتِلَاقٌ(ص/7) أَأُنْزِلَ عَلَيهِ الذِّكْرُ مِنْ بَينِنَا بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْ ذِكْرِي بَلْ لَمَّا يذُوقُوا عَذَابِ(ص/8)
ترجمه: و عجب دارند از اینکه ترساننده‌ای از خودشان برایشان آمده و کفار گویند این ساحری است سخت دروغگو(4) آیا خدایان را یکی قرار داده حقا که این چیزی است بسیار عجیب(5) و گروهی از بزرگانشان براه افتادند که بروید و بر خدایان خود و پرستش آنها استقامت ورزید زیرا این چیزی است که هدف می‌باشد(6) نشنیده‌ایم این را در کیش دیگری این نیست مگر ساختگی(7) آیا در میان ما بر او کتاب نازل شده، بلکه ایشان از کتاب من در شکند بلکه هنوز عذاب مرا نچشیده‌اند(8). 
نکات: کفار را بهانه این بود که محمد با ما مساوی است در خلقت و صورت و نسب، پس چگونه برای خود عنوان رسالت قائل شده؟ و با اینکه می‌دانستند او مردی است صادق، او را ساحر و کذاب می‌خواندند، و این دلیل بر کمال جهالتشان بود، زیرا محمد(ص) ایشان را به توحید و ترک خرافات دعوت می‌کرد و عقلا می‌بایست او را تصدیق کنند نه اینکه تعجب کنند که خدایان را یکی قرار داده. 
در حدیث آمده که چون عمر مسلمان شد مسلمین کاملا خوشحال شدند و بر قریش سخت آمد، پس 25 نفر از بزرگانشان نزد أبو طالب اجتماع کردند و گفتند: تو بزرگ مائی و می‌دانی که این سفهاء چه می‌کنند. ما آمده‌ایم تا تو بین ما قضاوت کنی، پس أبوطالب رسول خدا(ص) را احضار کرد برای جواب ایشان. حضرت فرمود: چه می‌خواهید؟ گفتند: تو ما را و خدایان ما را رها کن و ما نیز تو و خدای تو را رها می‌کنیم، حضرت فرمود: اگر آنچه می‌خواهید من به شما قول دهم شما حاضرید کلمه‌ای بگوئید که عرب و عجم تسلیم شما شوند؟ گفتند: آری، فرمود بگوئید: لا إله إلا الله، پس چون شنیدند برخاستند و گفتند: أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلَهًا وَاحِدًا و تعجب ایشان برای این بود که عقلشان به چشمشان بود و می‌دیدند تمام مردم مشرکند و دیگر اینکه خدای واحد چگونه تمام جهان را می‌تواند اداره کند و اهل استدلال هم نبودند و می‌گفتند: چگونه این اقوام کثیره و این همه جمعیت نفهمیدند و فقط محمد فهمیده و این بعید است. آیه 9 الی 14
متن آیه:
أَمْ عِنْدَهُمْ خَزَائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ(ص/9) أَمْ لَهُمْ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَينَهُمَا فَلْيرْتَقُوا فِي الْأَسْبَابِ(ص/10) جُنْدٌ مَا هُنَالِكَ مَهْزُومٌ مِنَ الْأَحْزَابِ(ص/11) كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتَادِ(ص/12) وَثَمُودُ وَقَوْمُ لُوطٍ وَأَصْحَابُ الْأَيكَةِ أُولَئِكَ الْأَحْزَابُ(ص/13) إِنْ كُلٌّ إِلَّا كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ عِقَابِ(ص/14)
ترجمه: آیا نزد ایشان است خزینه‌های رحمت پروردگار تو که عزیز بخشاینده است(9) یا ملک ایشانست ملک آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست پس بالا روند در میان اسباب (و سببی بدست آورند برای انزال وحی به هر کس می‌خواهند)(10) ایشانند لشکری که آنجا پراکنده شوند از جملة احزاب(11) پیش از ایشان قوم نوح و عاد و ثمود و فرعون صاحب میخ‌ها تکذیب کردند(12) و ثمود و قوم لوط و اهل أیکه آنانند احزاب(13) هر یک از ایشان نبودند مگر تکذیب‌کنندة پیمبران، پس عقاب بر ایشان لازم شد(14). 
نکات: مقصود از جملة: أَمْ عِنْدَهُمْ خَزَائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ ... این است که خود را قوی و عزیز و مالک خزائن إلهی می‌دانند هر چه می‌توانند بکنند و نبوت را از تو بگیرند و به هر کس می‌خواهند بسپرند ولی خیر ایشان جمعیتی پراکنده و شکست خورده خواهند بود مانند اقوام گذشته. آیه 15 الی 18
متن آیه:
وَمَا ينْظُرُ هَؤُلَاءِ إِلَّا صَيحَةً وَاحِدَةً مَا لَهَا مِنْ فَوَاقٍ(ص/15) وَقَالُوا رَبَّنَا عَجِّلْ لَنَا قِطَّنَا قَبْلَ يوْمِ الْحِسَابِ(ص/16) اصْبِرْ عَلَى مَا يقُولُونَ وَاذ