ز جوانی تمام قوای انسان سست می‌شود و بلکه از کار می‌افتد و آیة زیر اشاره به همین است، ولی جملة: وَلَوْ نَشَاءُ لَطَمَسْنَا .... راجع به دنیا می‌باشد. آیه 68
متن آیه:
وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَفَلَا يعْقِلُونَ
ترجمه: و کسی را که عمرش دهیم در آفرینش بر می‌گردانیمش آیا بعقل در نمی‌یابند(68). 
نکات: نیروی جوانی و از بین رفتن قوا در پیری دلیل است بر قدرت خالق انسان که بدون اختیار انسان قوای او را می‌گیرد و به حالت بچگی بلکه بدتر او را در می‌آورد، پس همان دست است که می‌تواند بشر را به قیامتی بیاورد و تمام هستی او را برگرداند. نکتة دیگر آنکه انسان تا پیر نشده و قوای جوانی را از دست نداده باید به فکر آخرت کند و خود را کامل سازد، حضرت صادق فرموده: «من قرأ القرآن و هو شاب مؤمن اختلط القرآن بلحمه و دمه». آیه 69 الی 70
متن آیه:
وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا ينْبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَقُرْآنٌ مُبِينٌ(يس/69) لِينْذِرَ مَنْ كَانَ حَيا وَيحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكَافِرِينَ(يس/70)
ترجمه: و او را شعر نیاموختیم و برای او سزاوار نمی‌بود نیست این کتاب مگر سبب تذکر و قرآن روشن(69) تا بترساند آنکه را که زنده باشد و ثابت کند گفتار را بر کافران(70). 
نکات: در اواخر سورة شعراء مقداری از مفاسد شعر را گوشزد کردیم. در این آیه که در سورة یس آمده می‌گوید خداوند رسول خود را متوجه شعر ننموده است، و لذا در حدیث آمده که: «کان الشعر أبغض الحدیث إلی رسول الله(ص)». ما این مطلب را در کتاب شعر و موسیقی بتفصیل شرح داده‌ایم. حال اگر کسی بگوید پس چگونه رسول خدا(ص) در جنگ حنین می‌فرموده: 
أنا النبی لا کذب
		أنا ابن عبد المطلب؟

جواب آنست که این رجز است و عرب رجز را شعر حساب نمی‌کند. و جملة: لِينْذِرَ مَنْ كَانَ حَيا.... دلالت دارد که شخص زنده دل و متفکر و سلیم القلب به شنیدن قرآن پند می‌گیرد و از خدا می‌ترسد و بر کافران حجت تمام می‌شود چنانکه در سوره ق آیه37 می‌فرماید: «إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ». و این آیات رد است بر آنچه که در زمان ما رایج است که قرآن را بر سر قبرها و مردگان می‌خوانند. آیه 71 الی 73
متن آیه:
أَوَلَمْ يرَوْا أَنَّا خَلَقْنَا لَهُمْ مِمَّا عَمِلَتْ أَيدِينَا أَنْعَامًا فَهُمْ لَهَا مَالِكُونَ(يس/71) وَذَلَّلْنَاهَا لَهُمْ فَمِنْهَا رَكُوبُهُمْ وَمِنْهَا يأْكُلُونَ(يس/72) وَلَهُمْ فِيهَا مَنَافِعُ وَمَشَارِبُ أَفَلَا يشْكُرُونَ(يس/73)
ترجمه: آیا ندیدند و تأمل نکردند که ما برای ایشان چهارپایان را آفریدیم بقدرت خود که ایشان آنها را مالکند(71) و آنها را برای ایشان رام نمودیم پس از همان‌ها سواری ایشانست و از همان‌ها می‌خورند(72) و برایشان در آنها بهره‌ها و آشامیدنی‌ها است آیا پس شکر نمی‌کنند(73). 
نکات: مقصود از جملة: أَوَلَمْ يرَوْا .... در تمام قرآن رؤیت بصری نیست بلکه رؤیت عقل و نظر فکری است. و مقصود از جملة: مِمَّا عَمِلَتْ أَيدِينَا  این است که بقدرت خود ما خلق شده نه بقدرت یاوری و وزیر و شریکی. و کلمة مَشَارِبُ ممکن است جمع مشرب بمعنی ظرف شرب باشد زیرا از پوست حیوانات خیک آب و ظرف‌ها برای آب می‌ساختند، و ممکن است جمع مشروب باشد، یعنی شیر و دوغ و روغن‌ها. مختصر آن که در چهار پایان هزاران منافع برای بشر است. آیه 74 الی 76
متن آیه:
وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ ينْصَرُونَ(يس/74) لَا يسْتَطِيعُونَ نَصْرَهُمْ وَهُمْ لَهُمْ جُنْدٌ مُحْضَرُونَ(يس/75) فَلَا يحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ إِنَّا نَعْلَمُ مَا يسِرُّونَ وَمَا يعْلِنُونَ(يس/76)
ترجمه: و غیر خدا و پائین‌تر از او خدایانی را گرفتند برای یاری خود تا شاید ایشان یاری شوند(74) توانائی یاری ایشان را ندارند در حالی که ایشان برای آنان لشکری مهیا و احضار شده می‌باشند(75) پس گفتار ایشان تو را محزون نکند حقا که ما می‌دانیم آنچه را که پنهان می‌کنند و آنچه را که آشکار می‌کنند(76). 
نکات: حق‌تعالی پس از ذکر نعمت‌ها و توقع شکر گزاری می‌فرماید شکر که نکردند هیچ، بلکه توجه به مخلوقات کردند و از آنها یاری جستند، در حالی که آنها لا یضر و لا ینفع می‌باشند، و اگر چه اینان یعنی عابدین لشکری مهیا برای معبودین خود باشند، و یا معبودین لشکری مهیا برای عابدین باشند ولی اول ظاهرتر است. آیه 77 الی 80
متن آیه:
أَوَلَمْ يرَ الْإِنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ(يس/77) وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِي خَلْقَهُ قَالَ مَنْ يحْيي الْعِظَامَ وَهِي رَمِيمٌ(يس/78) قُلْ يحْييهَا الَّذِي أَنْشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ(يس/79) الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَارًا فَإِذَا أَنْتُمْ مِنْهُ تُوقِدُونَ(يس/80)
ترجمه: و آیا انسان ندیده که ما او را از نطفه‌ای آفریدیم پس ناگهان او دشمنی آشکار شده است(77) و او برای ما مثلی زده و خلقت خود را فراموش کرده گوید چه کس زنده می‌کند استخوان‌ها را در حالی که پوسیده شده باشد(78) بگو آن کسی که ایشان را در اولین مرتبه ایجاد کرده است و او به هر آفرینشی داناست(79) آنکه برای شما از درخت سبز آتش قرار داده که ناگهان شما از آن آتش می‌افروزید(80). 
نکات: جملة: أَوَلَمْ يرَ الْإِنْسَانُ.... بیان نموده پست‌ترین مقام بشر و بالاترین مقامی که بشر برای خود قائل است، یعنی این بشری را که ما از نطفة پستی که اجزاء مشابه آن را به جوارح و اعضاء مختلفه در آوردیم چون به مقام نطق و اراده رسید به خصومت با ما پرداخت، و انکار قدرت ما در معاد می‌کند و برای ما و قدرت ما مثلی می‌زند، در حالی که مثل او دانی و ادنی می‌باشد و برای خدا مثل اعلی است، زیرا قدرت خدا را نباید با قدرت خود قیاس کند، قدرت خدا از نیستی بارادة «کن» ایجاد می‌کند. و از آیة 78 و سایر آیات قرآن استفاده می‌شود که تمام بدن‌ها حتی ابدان انبیاء و اولیاء نیز در قبرشان می‌پوسد. علی(ع) در مناجات خود با خدا عرض می‌کند: «إلهي ارحمني إذا تغیرت صورتي و امتحنت محاسني و بلي جسمي و تقطعت أوصالي و تفرقت أعضائي». یعنی خدایا به من رحم کن وقتی که صورتم دگرگون شود و زیبائیهایم محو شود و تنم پوسیده شود و بندهای تنم از هم جدا شود و اعضای بدنم پراکند گردد. و حضرت علی بن الحسین در صحیفة سجادیه عرض می‌نماید: «مولاي و ارحمني عند تغییر صورتي و حالي إذا بلي جسمي و تفرقت أعضائي»، یعنی؛ مولای من به من رحم کن موقع تغییر پیکرم و حالم آنگاه که تنم پوسیده گردد و اندامم از هم متفرق شود. آیه 81 الی 83
متن آیه:
أَوَلَيسَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلَى وَهُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ(يس/81) إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيئًا أَنْ يقُولَ لَهُ كُنْ فَيكُونُ(يس/82) فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيدِهِ مَلَكُوتُ ك