 بلکه مقصود این است که چون شما أمت معتدل هستید باید ناظر جامعه باشید و أمر به معروف ونهی از منکر نمائید تا زنده و مکلفید. و شهادت رسول نیز چنین است که تا زنده است باید متوجه اصلاح أمت باشد، نه اینکه پس از وفات از اعمال خلاف مطلع گردد و همواره غصه بخورد، و عالم برزخ را دارالمصیبه نماید و خدا هم کشاف العیوب مردم شود، و لذا در قرآن فرموده «وَكَفَى بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرَاً بَصِيراً» و خدا مطلع بر احوال بندگان است، و کسی شریک در صفات او نیست. پس کلمة شهادت در این آیه مکرر شده، یک مرتبه برای مردم، و یک مرتبه برای رسول، و این دو شهادت به قرینة یکدیگر به یک معنی است، شهادت مؤمنین هر طوری باشد شهادت رسول نیز همانگونه است، ویک کلمه را نمی‌توان در یک آیه دو جور معنی کرد. ومقصود از جملة: (الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيهَا)؛  بیت‌المقدس است، و این تغییر موجب شک اشخاص ضعیف‌الایمان و منافقان گردید، و گفتند اگر قبلة اولیه و نمازهائی که به طرف آن خوانده شده صحیح است، پس قبلة دوم صحیح نیست، و اگر دوم صحیح است، پس آنانکه قبل از تغییر قبل فوت کرده‌اند و نمازهائی که خوانده‌اند چه می‌شود، و بی‌أجر می‌گردد، خدا درجواب فرموده: «وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيضِيعَ إِيمَانَكُمْ» اجر نمازهای سابق ضایع نمی‌گردد.آیه 32 الی 35
متن آیه:
ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَينَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ(فاطر/32) جَنَّاتُ عَدْنٍ يدْخُلُونَهَا يحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤًا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ(فاطر/33) وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَكُورٌ(فاطر/34) الَّذِي أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لَا يمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٌ وَلَا يمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٌ(فاطر/35)
ترجمه: آنگاه این کتاب را به آن بندگانی که بر گزیدیم بارث دادیم، پس بعضی از ایشان به خود ستم کرده و بعضی معتدلند و بعضی از ایشان پیش آهنگ به خیراتند بأمر خدا اینست همان فضل بزرگ(32) بهشت‌های جاوید که وارد آن شوند و در آنجا به دستبندهای طلا و مروارید زیور شوند و لباسشان در آنجا دیبا است(33) و گویند ستایش خاص خدائی است که غم را از ما ببرد زیرا پروردگار ما آمرزندة حق‌گزار است(34) آنکه از کرم خود ما را به این سرای دائمی وارد ساخت نه رنجی در آن به ما برسد و نه ملالی در اینجا ما را دریابد(35). 
نکات: مورد اختلاف شده که الَّذِينَ اصْطَفَينَا  کیانند؟ می‌توان گفت: بندگان موحدین باشند بدلیل آیة 59 سورة نمل «وَسَلامٌ عَلَى عِبَادِهِ الَّذِينَ اصْطَفَى»، که خدا کتب آسمانی را برای ایشان نازل کرده و برای ایشان گذاشته مانند ارث، و در ضمیر فَمِنْهُمْ نیز شده و ظاهر آنست که به الَّذِينَ اصْطَفَينَا بر می‌گردد، پس معنی چنین می‌شود بندگان مؤمن که کتاب آسمانی دارند بر سه قسمند: بعضی گناه کار که سیئاتشان بر حسنات ترجیح دارد. و بعضی معتدلند که لا أقل حسناتشان کمتر از سیئات نیست. و بعضی در راه خدا پیش آهنگ می‌باشند مانند شهداء و علمای عاملین و زاهدان حقیقی. آیه 36 الی 37
متن آیه:
وَالَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ نَارُ جَهَنَّمَ لَا يقْضَى عَلَيهِمْ فَيمُوتُوا وَلَا يخَفَّفُ عَنْهُمْ مِنْ عَذَابِهَا كَذَلِكَ نَجْزِي كُلَّ كَفُورٍ(فاطر/36) وَهُمْ يصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَيرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُمْ مَا يتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ وَجَاءَكُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ نَصِيرٍ(فاطر/37)
ترجمه: و آنان که کافر شدند برای ایشان آتش دوزخ است نه بپایان رسد که بمیرند و نه از ایشان تخفیف شود که از عذاب آسوده شوند اینگونه هر کافری را کیفر می‌دهیم(36) و ایشان در آنجا فریاد کنند که پروردگارا ما را بیرون آور تا عمل نیک کنیم بر خلاف گذشته که می‌کردیم، (خطاب شود) آیا شما را بمقداری که در آن هر پند پذیری پند می‌گیرد عمر ندادیم، و بیم‌دهنده برای شما آمد پس بچشید که برای ستمگران یار و یاوری نیست(37). 
نکات: جملة: أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُمْ مَا يتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ، دلالت دارد که مخاطب إلهی کسانیند که بمقدار کافی عمر کرده‌اند که در آن مدت می‌توانستند فکر نمایند و متذکر شوند، حال آن مقدار کدام است؟ علی(ع) فرموده: «العمر الذي أعذر الله فیه إلی ابن آدم ستون سنة»، و از رسول خدا(ص) روایت شده که فرمود: «من عمره الله ستین سنة فقد أعذر إلیه»، و حضرت صادق فرموده: سن هیجده سالگی است. و بعضی گفته‌اند: سن چهل سالگی است. و مقصود از النَّذِيرُ رسول و یا قرآن و یا موی سفید است. آیه 38 الی 40
متن آیه:
إِنَّ اللَّهَ عَالِمُ غَيبِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ(فاطر/38) هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلَائِفَ فِي الْأَرْضِ فَمَنْ كَفَرَ فَعَلَيهِ كُفْرُهُ وَلَا يزِيدُ الْكَافِرِينَ كُفْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِلَّا مَقْتًا وَلَا يزِيدُ الْكَافِرِينَ كُفْرُهُمْ إِلَّا خَسَارًا(فاطر/39) قُلْ أَرَأَيتُمْ شُرَكَاءَكُمُ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَرُونِي مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّمَاوَاتِ أَمْ آتَينَاهُمْ كِتَابًا فَهُمْ عَلَى بَينَتٍ مِنْهُ بَلْ إِنْ يعِدُ الظَّالِمُونَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا إِلَّا غُرُورًا(فاطر/40)
ترجمه: محققا خدا به غیب آسمان‌ها و زمین داناست و بی‌گمان به افکار و اندیشة دل‌ها آگاه است(38) اوست که شما را جانشین أمم گذشته در زمین قرار داد، پس هر کس کافر شود زیان کفر او بر خود اوست و کفر کافران نزد خدا چیزی جز غضب حق نیفزاید و کفر کافران جز خسارت و زیان نیفزاید(39) بگو آیا به این شریکانتان که جز خدا می‌خوانید توجه دارید به من نشان دهید که چه چیز خلق کرده‌اند یا شرکتی در خلقت آسمانها دارند آیا کتابی برای ایشان آمده که ایشان را برهانی از کتاب باشد، بلکه ستمگران به یکدیگر وعده نمی‌دهند جز وعدة غرور آمیز(40). 
نکات: فقط خدا بندگان خود را می‌شناسد و از افکار و اندیشه و دل ایشان با خبر است، پس توجه به مخلوق اگر چه مقرب نزد خدا باشد چون از حال دیگران بی‌اطلاع است و از باطن دیگران خبر ندارند نمی‌تواند اظهاری کند، این در صورتی است که بندة مقرب زنده و حاضر باشد و اما اگر زنده و حاضر نباشند که اصلا توجه به او غلط است. و مقصود از خَلَائِفَ ، جانشین گذشتگان است که هر امتی جانشین امت گذشته باشد زیرا معنی ندارد که خدا دارای جانشین باشد و بعلاوه جانشین خدا کافر نمی‌شود. در قرآن هر جا خلفاء و خلائف و خلیفه ذکر شده مراد همی