  است  “‌ وإن كنتم على سفر ولم تجدوا كاتبا فرهان مقبوضة، فإن أمن بعضكم بعضا فليؤد الذي أوتمن أمانته وليتق الله ربه    بقره  ٢٨٣  [هرگاه  در  سفر  بودید  و  نویسنده‌ای  نیافتیدكه  بدهی  را  بنویسد،  چیزی  را  در  برابر  بدهی‌تان ‌گرو  بگیرید  اگر برخی  از  شما  از  روی  اطمینان  برخی  را  امین  دانست  و  از وی  نوشته  و  رهن  و گروی  نگرفت‌،  شخص  بدهكار باید  امانت  را  بجای  آورد  و  وامی  راكه  بروی  است  بپردازد و  از  الله ‌كه  پروردگار  او  است  بترسد  و  تقوی ‌كند]"‌.

و اما  دلیل  آن  ازسنت  نبوی  به  اثبات  رسیده  است‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم   جوشن  خویش  را  نزد  یكنفر  یهودی ‌گرو گذاشته  بود،‌كه  از  او  جو  قرض‌ كرده  بود  و  او گفته  بود  محمد  می‌خواهدكه  مال  مرا  برای  خویش  ببرد،‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌: " كذب، إني لامين في الارض، أمين في السماء، ولو ائتمنني لاديت، اذهبوا إليه بدرعي   [‌او  دروغ  می‌گوید  براستی  من  در  زمین  و  آسمان  امین  هستم  و  امانت  را  می‌گذارم  و  اگر  مرا  امین  می‌شمردی  من  در  امانت  خیانت  نمی‌كنم  و آن  را  می‌پردازم  اینك  این  جوشن  و  درع  مرا  برای  او  ببرید]"‌.    

بخاری  و  دیگران  از  ام  المومنین  عایشه  روایت  كرده‌اند كه ‌گفت‌:  “‌پیامبر صلی الله علیه و سلم  از  یكنفر  یهودی  مواد  خوراكی  خریده  بود  و  جوشن  خویش  را  برهن  وی  نهاده  بود”‌.  علما  بر  جواز  رهن  اجماع  دارند  و كسی  در  جواز  و  مشروعیت  آن  اختلاف  ندارند،  اگرچه  در  مشروعیت  رهن‌گرفتن  در  غیرسفر  اختلاف  هست‌.  جمهور فقها  برآنند كه  رهن  درسفر  و  غیرسفر  مشروع  است‌،  چون  پیامبر صلی الله علیه و سلم   خود  در  مدینه  بود،‌كه  عمل  رهن  جوشن  خویش  را  انجام  داده  است‌،  اما  اینكه  درآیه  به  سفر  مقید  شده  است‌،  برای  این  است‌كه  بیشتر و  غالباً  درسفر  این  ضرورت  پیش  می‌آید.  مجاهد  و ضحاك  و  ظاهریه  با  توجه  بظاهر آیه ‌گفته‌اند،  تنها  در  سفر  جایز و  مشروع  است  ولی  حدیث  برخلاف ‌گفته  آنان  را  ثابت  می‌كند.

شرایط  صحت  و  درستی  رهن
برای  صحت  عقد  رهن‌،  شرط  است‌:  داشتن  عقل‌،  بلوغ‌،  موجود  بودن  چیزی‌كه  بوثیقه  و  رهن‌گذاشته  می‌شود  در  هنگام  عقد  رهن‌،  اگرچه  ملك  مشاع  باشد[1]‌.  شرط  چهارم  آنست‌كه  برهن‌گیرنده  یا  وكیلش  آن  را  قبض  ودریافت‌ كند.
امام  شافعی  می‌گوید  خداوند  حكم  را  بر  رهنی  قرار  داده  و  مترتب  ساخته  است‌،  كه  صفت  قبض  و تحویل‌گرفتن  درآن  موجود  باشد،  چون  این  صفت  موجود  نباشد،نباید  حكم  نیز موجود  باشد.  
مالكیه  می‌گویند  با  اجرای  صیغه  رهن‌،  رهن  الزام  پیدا  می‌كند  و  رهن  دهنده  مجبور  می‌گرددكه  شیئی  رهن  شده  را،  به  رهن‌گیرنده‌،  تحویل  دهد،  تا  آن  را  در  اختیارگیرد  و  حیازت‌كند،  همینكه  مرتهن  (‌رهن‌گیرنده‌)  آن  را  (‌مرهون  را)  قبض‌ كرد  و  دریافت‌،  راهن  (‌رهن  دهنده‌)  مالك  انتفاع  ازآن  چیز  می‌شود،  ولی  شافعی  می‌گوید  وقتی  حق  داردكه  از  مرهون  استفاده‌ كند،‌كه  برهن ‌گیرنده  ضرر  و  زیان  نرساند.

انتفاع  و  بهره‌گیری  رهن گیرنده  از  رهن  و  چیزی ‌كه  در  رهن  او  است  
عقد  رهن  عقدی  است‌كه  مقصود  ازآن  طلب  و ثیقه  و  ضمانت  وام  است‌،  و  مقصود  از  آن  استثمار  و  سودجوئی  نیست‌،  و  مادام‌كه  چنین  است  حلال  نیست‌كه  مرتهن  (‌رهن‌گیرنده‌)  ازآن  چیزی‌كه  دررهن  او  است  استفاده‌كند  و  سود  ببرد،  اگر چه رهن  دهنده  (‌راهن‌)  به  وی  اجازه  استفاده  هم  بدهد،  چون  بهر  شكلی  قرض  موجب  جر منفعت  شود  ربا  و  سود  خواری  بحساب  می‌آید  و آنهم  حرام  است‌.
و  این  وقتی  است‌كه  مرهون  حیوانی  نباشدكه  برای  سواری  یا  دوشیدن  از  آن  استفاده  شود،  دراین  صورت  می‌تواند  در برابر  هزینه‌ای‌ كه  برای  آن  می‌كند،  سوارش  بشود  وآن  را  بدوشد  و  شیرش  را  بخورد  مانند  شتر و  اسب  و  قاطر  و  امثال  آنها كه  سواری  و  بازكردن  و  دوشیدن  و  امثال  آنها  در  برابر نفقه  و هزینه‌شان‌،  جایز است  و  در گاو  و گوسفند  و  امثال  آنها  نیز  چنین  است‌.  -‌این  مذهب  احمد  و  اسحاق  است  و  جمهور  علما  برخلاف  این  نظر  داده‌اند  و  حدیث  برعلیه  آنان  حجت  است  -‌دلایل  آن  بشرح  زیر  است‌:
1-  بروایت  شعبی  از  ابوهریره  پیامبر صلی الله علیه و سلم  گفت‌:" لبن الدر يحلب بنفقته إذا كان مرهونا، والظهر يركب  بنفقته إذا كان مرهونا، وعلى الذي يركب ويحلب النفقة     [شیر  حیوان  شیرده ‌كه  در  رهن  باشد،  در  برابر  هزینه  آن  است  و  استفاده  سواری  از  حیوان  سواری‌كه  در  رهن  باشد،  در  برابر  نفقه  و  هزینه  آن  است‌،  پس  هزینه  نگاهداری  بعهده  كسی  است‌كه  سوار  می‌شود  و  شیر  آن  را  می‌دوشد]"‌.  ابوداود  گفت‌:  این  حدیث  نزد  ما  صحیح  است  و  بخاری  و  ترمذی  و  ابن  ماجه  نیزآن  را  آورده‌اند. 
 ٢-  باز  هم  بروایت  ابوهریره  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم   آمده  است‌كه‌:" الظهر يركب بنفقته إذا كان مرهونا، ولبن الدر يشرب بنفقته إذا كان مرهونا، وعلى الذي يركب ويشرب  النفقه  [حیوان  سواری‌كه  در  رهن  است  و  نوشیدن  شیر  حیوان  شیرده‌كه  در  رهن  است  در  برابر  هزینه  نگاهداری  آنها  است‌،‌كسی  كه  سوار  می‌شود  و  شیر  می‌خورد  باید  هزینه  نگاهداری  را  بدهد]‌"‌.  بروایت  جماعت  محدثین  جز  مسلم  و  نسائی‌.  و  متن  حدیث  بدینگونه  نیز  آمده  است‌:" إذا كانت الدابة مرهونة فعلى المرتهن علفها، ولبن الدر يشرب وعلى الذي يشرب نفقته   "  بروایت  امام  احمد.
٣-‌بروایت  ابوصالح  از  ابوهریره  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم   آمده  است‌:" الرهن محلوب مركوب " أو " مر كوب محلوب [حیوانی  كه  در  رهن  باشد  از  آن استفاده  سواری  و  دوشیدن  می‌شود]"‌.

هزینه  رهن  و  منافع  آن  
هزینه  رهن  و  اجرت  و  هزینه  نگاهداری ‌كردن  و  هزینه  برگشت  دادن  آن  بعهده  مالك  آنست‌.  و  منافع  آن  برای  برهن‌ گذارنده  است  و رشد  و  نمو آن  تابع  همان  شیی‌ء  و  چیزی  است‌كه  برهن‌گذاشته  شده  و  همراه  اصل  خود  نیز  در  رهن  است‌،  پس  شامل  بچه  و پشم  ومیوه  و شیر می‌شود،  چون  پیامبر صلی الله علیه و سلم گفت‌:" له غنمه، وعليه غرمه    [‌منفعت  آن  از آن  مالك  است  و  غرامت  و  خسارتش  نیز  بر  او  است‌]"‌.
امام  شافعی  می‌گوید:  هیچكدام  از  اینها  داخل  در  رهن  نمی‌شوند  و  جزو  رهن  بحساب  نمی‌آیند  و  امام  مالك‌ گوید:  تنها  بچه  حیوان  رهن  و  نهال  خرما  داخل  در  رهن  می‌شود  نه ‌چیزهای‌ دیگر.
هرگاه  رهن ‌گیرنده  در  صورت  غیبت  رهن  دهنده  و  امتناع  او  از  هزینه‌،  باجازه  حاكم  هزینه‌ای  برای  مرهون  انجام  داد،  این  هزینه  نیز  جزو  قرض  بر  رهن  دهنده بحساب  می‌آید.  
رهن  حكم  امانت  دارد،  پس  چیزی‌كه  برهن  گذاشته  شده‌،  در  دست  گیرنده  امانت  می‌باشد  فقط  در  صورت  تعدی  ضامن  می‌باشد  و  این  رای  احمد  و  شافعی است.  

رهن  بحال  