 كه اين نوع مقاصد شيطاني در اين روزگار چقدر فراوان است‌. و همچنين‌كسي‌كه تنها بدين داعيه مال خود را وقف مي‌كند تا مالش در ميان فرزندانش باقي بماند وازملكيت آنان بيرون نرود وآن را برنسل خود وقف مي‌كند و بدرستي اين خواسته است‌كه با حكم خداوند مخالفت‌كندكه عبارت است از انتقال ملك به ارث بورثه و واگذاري تصرف درميراث ازطرف ورثه بهركيفيتي‌كه دل آنان بخواهد و غنا يا فقر ورثه بوقف ارتباط ندارد، بلكه بخداوند مربوط است و گاهي بندرت پيش مي‌آيدكه وقف برنسل و ذريت موجب تقرب بخدا شود و اين بستگي به نيت اشخاص دارد بايد دقت و امعان نظركرد،‌كه چه اسبابي موجب آن شده است‌. و بندرت چنين مي‌شود مانند اين‌كه‌كسي وقف‌كند بر فرزندان صالح خود ياكساني از آنان‌كه بتحصيل علم اشتغال دارند، چون اين نوع وقف‌گاهي خالصانه و بقصد قر‌بت الي الله صورت مي‌گيرد و بستگي به نيت واقف دارد، ليكن حواله و تفويض امر بحكم خداوندكه براي بندگان خود خواسته و براي آنان راضي شده است‌، بهتر و سزاوارتر است‌. ا.ه. 
--------------------------------------------------------------------------
[1] -‌بروایت  بخاری  و  مسلم  و  ترمذی‌.  شوكانی‌گفته  است‌كسی‌كه  در  بیماری  مرگ  نباشد  در  حال  حیات  می‌تواند  بیش  از  یك  سوم  مال  خود  را  وقف‌كند  چون  ابوطلحه  مقداری كه  وقف‌كرد  بیان  ننمود  ولی  پیامبر(‌ص‌)  در  هنگام  بیماری  به  سعد  بن  ابی  وقاص‌گفت‌:  یك  سوم  و  آن  هم  فراوان  است‌.
[2] -‌به  عمر  رسیده  بودكه  بیت‌المال  را  زده‌اند  لذا  او  به  سعد  نوشت‌كه  جای  مسجد  را  به  بازار  خرما  فروشان  تغییر  ده  و  بیت‌المال  را  در  جهت  قبله  آن  قرار  بده  چون  همواره  در  مسجد  نمازگذار  هست‌.ذکر و دعای موقع برخواستن از رکوع و اعتدال‌:  

برای  نمازگزار  خواه  امام‌،  یا  ماموم  یا  منفرد  -  مستحب  است  در  وقت  برخاستن  بگوید:" سمع الله لمن حمده " ،چون  راست  ایستاد  (‌در  اعتدال‌)  بگوید:" ربنا ولك الحمد "  یا  " اللهم ربنا ولك الحمد "‌.  ابوهریره ‌گفته  است‌ که‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم  چون  از  رکوع  برمی‌خاست‌،  می‌گفت‌:" سمع الله لمن حمده ’‌’‌،  سپس  چون  بـحال  اعتدال  می‌ایستاد  می‌گفت‌:" ربنا ولك الحمد ".  احمد  و  شیخان  آن  را  روایت  کرده‌اند.  در  بخاری  از  حدیث  انس  آمده  است‌:  چون  (‌امام‌)  گفت‌:" سمع الله لمن حمده" ،  پس  شما  (‌مامومین‌)  بگوئید:"  اللهم ربنا ولك الحمد "‌.  رای  بعضی  از  علماء  برآنست‌ که  ماموم‌:" سمع الله لمن حمده "‌،  را  نمی‌گوید  بلکه  چون  آن  را  از امام  شنید  می‌گوید:" اللهم ربنا ولك الحمد"، توجه  آنان  بدین  حدیث  و  حدیث  ابوهریره  است  که  احمد  و  غیر  او  ذکر کرده‌اند:  پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرموده:" (إذا قال الامام سمع الله لمن حمده فقولوا اللهم ربنا ولك الحمد، فإن من وافق قوله قول الملائكة غفر له ما تقدم من ذنبه) [‌چون  امام‌گفت‌:  سمع  ٠٠‌٠  شما  بگوئید:  اللهم  ...  چه  اگر سخن ‌کسی  با  سخن  فرشتگان  هماهنگ  شود  (‌یعنی  فرشتگان  بدنبال  قول  امام‌:  سمع  ...  می‌گویند:  اللهم‌...)  گناهان  گذشته  او  آمرزیده  می‌شود  ]"‌.

لیکن  مقتضای  حدیث‌:" صلوا كما رأيتموني أصلي "‌،  آنست‌ که  هر  نمازگزاری  تسبیح  و  تحمید  هر  دو  را  بگوید:  اگر چه  ماموم  نیز  باشد،  در  جواب ‌کسانی ‌که  گفته‌اند:‌“‌ماموم  نباید  هر  دو  را  جمع‌ کند‌“‌،  بلکه  فقط  تحمید  را  بگوید،  آنان  سخن  نووی  را  پاسخ‌‌ گفته‌اند که ‌گوید:  یاران  ما گفته‌اند:  معنی‌: قولوا:" ربنا لك الحمد "،  آنست‌:  شما که" سمع الله لمن حمده "،  را  می‌دانید،  آن  را  نیز  بگوئید.  علت  اختصاص  آن  به  ذکر  بدان  جهت  است‌که  آنان‌:" سمع الله لمن حمده "‌،  را  آشکارا  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم  می‌شنیدند،  چه  سنت  آشکارا گفتن  آنست‌،  ولی"  ربنا لك الحمد  "،  را  از او  نمی‌شنیدند،  چه  آن  را  سری  و  نهانی  می‌گفت‌.  و  سخن  او  صلی الله علیه و سلم :"  صلوا كما رأيتموني أصلي  "‌،  می‌دانستند  و  از  قاعده  تاسی  مطلق  به  وی  نیز پیروی  می‌کردند  بنابر این  در گفتن "  سمع الله لمن حمده  "  با  ایشان موافقت  می‌کردند  و نیازی  به  امر به ‌گفتن  آن  نبود  ولی"   ربنا لك الحمد  " را  نمی‌دانستند، پس  بدان  امر فرمود.  و  این  تحمید،‌ کمترین  ذکری  است ‌که در اعتدال ‌گفته  می‌شود  و  مستحب  است‌ که  آنچه  در  احادیث  زیر  می‌آید  بدان  افزوده  می شود:  

ا)  رفاعه  بن  رافع ‌گفته  است‌:  روزی  پشت  سر  پیامبر صلی الله علیه و سلم  نماز  می‌گزاردیـم‌،  چون  پیامبر صلی الله علیه و سلم  از رکوع  سر  برداشت  و "  سمع الله لمن حمده  " را گفت‌،  مردی  پشت  سر او گفت‌: "  ربنا لك الحمد حمدا كثيرا طيبا مباركا فيه   "‌،  چون  پیامبر صلی الله علیه و سلم  سلام  داد،  فرمود:  چه ‌کسی  بود که  چنین ‌گفت‌؟  آن  مرد گفت‌:  من  بودم  ای  رسول  الله‌  صلی الله علیه و سلم‌.  فرمود:"  رأيت بضعة  وثلاثين ملكا يبتدرونها، أيهم يكتبها أولا  " [سی و اند  فرشته  را  دیدم ‌که  برای  نوشتن  آن  از  هم  پیشی  می‌گرفتند]"‌.  احمد  و  بخاری  و  مالک  و  ابوداود  آن  را  روایت‌ کرده‌اند.

٢)  از  علی  بن  ابی‌طالب  روایت  است‌ که‌:  چون  پیامبر صلی الله علیه و سلم  از  رکوع  برمی‌خاست  می‌گفت‌:"  سمع الله لمن حمده وربنا ولك الحمد مل ء  السموات والارض وما بينهما، ومل ء ما شئت من شئ بعد "  [خداوند  حمد  و ستایش‌ کسی  را که  او  را  ستود  بگوش  قبول  شنود، پروردگارا  ستایش  تراست‌،  ستایشی‌ که  اگر  مجسم ‌گردد  باندازه ‌گنجایش  آسمانها  و  زمین  و هر چه ‌که  تو  بخواهی  باشد]‌"  احمد  و مسلم  و ابوداود  و  ترمذی  آن  را  روایت کرده اند  .  

٣) از  عبدالله  بن  ابی  اوفی‌،  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم  روایت  است ‌که‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم چون  سر  از  رکوع  برمی‌داشت  چنین  می‌گفت‌:" اللهم لك الحمد مل ء السماء ومل ء الارض ومل ء ما شئت من شئ بعد: اللهم طهرني بالثلج والبرد والماء البارد، اللهم طهرني من الذنوب ونقني منها كما ينقى الثوب الابيض من الوسخ "  [خداوندا  ستایش  تراست‌...  خداوندا  مرا  پاکیزه  گردان  با  برف  و  تگرگ  و  آب  خنک‌،  خداوندا  مرا  پاکیزه  گردان  از گناهان  بهمانگونه ‌که  جامه  سفید  از  چرک  و کثافت  پاکیزه ‌گردانده  می‌شود]‌"‌.  احمد  و  مسلم  و  ابوداود  و  ابن  ماجه  آن  را  روایت  کرده‌اند. معنی  این  دعا:  طلب  طهارت  کامل  و پاکیزگی  کامل  است‌.  

٤)  ابوسعید  خدری‌ گفته  است‌:  چون  پیامبر صلی الله علیه و سلم  می‌گفت‌:" سمع الله لمن حمده " بعد می‌گفت‌:"  اللهم ربنا لك الحمد مل ء السموات ومل ء الارض ومل ء ما شئت من شئ بعد أهل الثناء والمجد (3) أحق ما قال العبد، وكلنا لك عبد: لا مانع لما أعطيت.ولا معطي لما منعت، ولا ينفع ذا الجد منك الجد"  [‌خداوندا،  پروردگارا....  پروردگارا،  تو  شایسته ستایش  و  تمحید  هستی‌،  ستایش  تو  شایسته‌ترین  چیزی  است ‌که 