 عابدين  اين  راي  را  ترجيح  داده  و مجله  احكام  شرعي  نيزآن  را  پذيرفته  است‌. 

فروش گندم  درخوشه
فروش‌گندم  و  جو در خوشه  و  باقلا  در  پوست  و  همچنين  برنج  و كنجد  و گردو  و بادام  در پوست  جايز است  چون  مي‌توان  ازآنها  بهره  و  سود  برد  و پيامبر صلي الله عليه و سلم   از فروش  خوشه  تا  زماني‌كه  سفيد  مي‌شود  و  از آفت  درامان  خواهد  بود،  نهي‌كرده  است  پس  اگرسفيد  شد  و از آفت  ايمن‌گرديد،  درست  است  چون  مورد  نياز و ضرورت  است  و  احتمال  غرر  و  ابهام  و  ضرر  احتمالي  قابل  چشم  پوشي  است  و  اين  مذهب  علماي  حنفيه  و  مالكيه  است‌.        
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌جمهور  فقهاء  این  معامله  سرجمعی  را  جایزنمی‌دانند  و  می‏‎گویند  باید  محصول  هر  نوبه  جداگانه  فروخته  شود.افت  آفات  وضع  الجوائح

جوائح  جمع  جائحه  بمعني  آفتي  است‌كه  محصول  زراعي  يا  ميوه‌ها  دچار آن  مي‌شوند  و  بر  اثر آن  از  ميان  مي‌روند،  بدون  اينكه  دست  آدمي  درآن  دخالت  داشته  باشد  مانند  خشك  سالي  و  سرمازدگي  و  بي‌آبي  و  امثال  آن‌.

 جوائح  يا  آفات  حكم  خاص  خود  را  دارند.  هرگاه  ميوه‌ها  بعد از  ظهور  علائم  صلاحيت  و رسيدن  بفروش  رفتند  و  فروشنده  آنها  را  بوسيله  تخيله‌كردن  در  اختيارمشتري  و  خريدار  قرارداد  بدينمعني‌كه  به  وي  اجازه  تصرف  داد  سپس  بوسيله  آفتي  از  بين  رفتند  پيش  از آنكه  وقت  چيدن  آنها  فرا  رسد،  در  اين  صورت  ضمانت  آنها  بعهده  فروشنده  است  و  بر  خريدار  واجب  نيست‌كه  بهاي  آنها  را  پرداخت  نمايد،  چون  پيامبر صلي الله عليه و سلم  دستور داد كه  افت  آفات  درنظر گرفته  شود  و  اين  روايت  را  مسلم  از  جابر  روايت‌ كرده  است‌.  و  در  متن  روايتي  آمده  است‌ كه‌:

 " إن بعت من أخيك ثمرا فأصابته جائحة فلا يحل لك أن تأخذ من ثمنه شيئا، بم تأخذ مال أخيك بغير حق؟  [‌هرگاه  ميوه‌اي  را  به  برادرت  فروختي  يعني  بهركس  ميوه  فروختي  سپس  دچارآفت  زدگي  شد،  آنگاه  براي  تو  حلال  نيست‌كه  بهاي  آن  را  از   مشتري  بگيري،  بچه  وسيله  مال  برادرت  را  بناحق  مي‌گيري  يعني  بدون  اينكه  چيزي  به  وي  داده  باشي‌،  چگونه  بهاي  آن  را  مي‌گيري‌]"‌،  و  اين  در صورتي  است‌كه  فروشنده  ميوه  را  با  اصل  درخت  نفروخته  باشد،  يا  ميوه  را  بصاحب  درخت  نفروخته  باشد،  يا  خريدار  براي  جمع‌آوري  آن  عادتا  تاخيري  نكرده  باشد،  چون  در  اين  حالات  در ضمانت  خود  مشتري  است  و مشتري  بايد  بهاي  آن  را  بپردازد  ولو اينكه  با  آفت  از بين  هم  رفته  باشد  و اگر تلف  شدن  ميوه  بوسيله  آفات  نباشد  بلكه  به  وسيله  آدمي  صورت  گرفته  باشد،  در  اين  صورت  مشتري  مختار  است‌،  بين  اينكه  معامله  را  فسخ ‌كند  و  بهاي  پرداختي  را  از فروشنده  پس  بگيرد  و بين  اينكه  بيع  را  فسخ  نكند  و قيمت‌كالاي  تلف  شده  را  از  تلف‌كننده  بگيرد.

اين  راي  احمد  بن  حنبل  و ابوعبيده  و گروهي  از  ياران  حديث  است  و ابن  القيم  آن  را  ترجيح  داده  است‌.  در  ‌“‌تهذيب  سنن  ابي‌داود“  آمده  است‌:‌كه  جمهور  علماء  برآن  هستندكه  امر  به  ‌افت  آفات  و  وضع  جوائح  براي  سنت  است  نه  وجوب‌.  بعنوان  طريقه  احسان  و  نيكي  نيكو  است ‌كه  بايع  بهاي ‌كالاي  تلف  شده  به  وسيله  آفات  را  از  مشتري  نگيرد  واين  امر بر سبيل  وجوب  نيست  و  بايع  ملزم  نيست  باينكه  بهاي  آن  را  نگيرد  .

امام  مالك‌گفته  است  از  يك  سوم  ببالا  اگر  تلف  شود  افت  حساب  مي‌گردد  و  قيمت  آن  پرداخت  نمي‌گردد  و  اگر  از  يك  سوم‌كمتر  باشد  تاثيري  ندارد  وكسر  نمي‌شود.  ياران  اوگفته‌اند  يعني  اگر  آفت‌ كمتر  از  ثلث‌،  ميوه  را  تلف‌كند،  از  مال  مشتري  است  و  اگرآفت  بيش  از  ثلث  را،  تلف‌كند  از  مال  فروشنده  است‌.كساني‌كه امر  در  اين  حديث  را  بر  ندب  و  استجاب  حمل‌كرده‌اند،  نه  بر  وجوب‌،  استدلال  كرده‌اندكه  اين  آفت  و  بلا  بعد از استقرار ملكيت  مشتري  پديد  آمده  است‌،  و  مشتري  مالك  آن  شده  است‌،  سپس  آفت  پيش  آمده  است‌،  اگر  مشتري  اراده ‌كند كه  بعد  از  خريد،  آن  را  بفروشد  يا  ببخشد  اين  تصرف  او  جايز و  صحيح  است‌،  در  حالي‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم   نهي‌كرده  است  از  سود  بردن  و  ر‌بح  چيزي‌كه  در  ضمانت  شخص  نباشد.  پس  هرگاه  فروش  صحيح  باشد،  ضمانتش  نيز  ثابت  مي‌گردد.

و  پيامبر صلي الله عليه و سلم   نهي‌كرده  است  از  اينكه  ميوه  را  پيش  ازظاهر  شدن  صلاحيت  و  رسيدن  بفروشد  اگر آفت  و  آسيب  بعد  از  ظاهر  شدن  علائم  رسيدن  و  از  مال فروشنده  باشد،  اين  نهي  از  فروش  پيش  از رسيدن  فايده‌اي  در‌بر نخواهد  داشت‌.  پس  بعد  از  ظاهر شدن  علائم  رسيدن  تماماً  ملك  مشتري  مي‌شود  و خود  ضمانت  آن  را  بعهده  دارد.  پايان  سخن  تهذيب‌.فرایض  و  واجبا‌ت  نما‌ز 

نماز  فرایض  و  ارکانی  دارد که  حقیقت  آن  را  تشکیل  می‌دهند.  چنانچه  یکی  از این  فرایض  نباشد  نماز  شرعا  اعتباری  ندارد.  فرایض  نماز  بشرح  زیر  اشت‌:

1- ‌النیه[1]:
نیت  واجب  است‌.  زیرا  خداوند  می‌فرماید:" (وما أمروا إلا ليعبدوا الله مخلصين له الدين[2] [و  بدانان  دستور  داده  نشده  مگر  اینکه  خدای  را  خالصانه  عبادت  و  پرستش  کنند  و  دین  را  از آن  او  بدانند]"‌.  و  پیامبر صلی الله علیه و سلم  نیز  فرموده  است‌:" (إنما الاعمال بالنيات، وإنما لكل امرئ ما نوى، فمن كانت هجرته إلى الله ورسوله فهجرته إلى الله ورسوله ومن كانت هجرته لدنيا يصيبها أو امرأة ينكحها فهجرته إلى ما هاجر إليه [‌آنچه  که  به ‌کارها  ارزش  می‌دهد،  نیت  و  اراده  است‌،  به  هر کس  آن  چیز  می‌رسد که  نیت  و  اراده  باطنی اوست‌،  پس  هر کس  به  نیت  و  قصد  رضای  خدا  و  پیامبر صلی الله علیه و سلم  هجرت ‌کند،  هجرتش پسند  خدا  و  پیامبر صلی الله علیه و سلم  و  موجب  ثواب  است‌،  و هر کس  هجرتش  بقصد  و  نیت رسیدن  به  یک  چیز  دنیایی  باشد  یا  برای  ازدواج  با  زنی  هجرت‌ کند،  هجرت  او  بمنظور  رسیدن  بدان  هدف  است‌،  نه  رضای  خدا  و  پیامبر صلی الله علیه و سلم  و  ارزش  هجرت  وی  بهمان  اندازه  بی‌ارزش  و کوچک  است‌]"‌.  بخاری  آن  را  روایت‌ کرده  است  و  در  مبحث‌“‌وضو“  از  حقیقت  آن  سخن‌ گفتیم‌.

در باره  تلفظ  و  بر  زبان  راندن  ‌“‌نیت‌“  ابن  القیم  در  “‌اغاثه  اللهفان‌“‌ گفته  است‌:  نیت  عبارت  است  از  قصد  و  آهنگ  انجام  چیزی‌،  و  محل  آن  دل  نیت ‌کننده  است  و اصلا  به  زبان  تعلق  ندارد  -  (‌پس  بر  زبان  راندن  آن  لازم  نیست‌)  -  لذا از  پـیامبر صلی الله علیه و سلم  و  از  اصحاب  او  هیچ ‌گونه  لفظی‌.  در‌باره  “‌نیت‌“  نقل  نشده  است‌،  و  این  عباراتی ‌که  (‌برای  نیت‌)  بعدها  پدید  آورده‌اند  و  بوقت  آغاز  وضو  و  نماز  و  یا  هر  عمل  عبادی  و  غیرعبادی  بر  زبان  می‌آورند،  شیطان  آنها  را  میدان  مبارزه  با  وسوسه‌ گران  قرار  داده  و مردم  را  در گ