مثال  آن‌،  نتواند  از  دلایل  تشخیص  قبله‌،  استفاده‌ كند،  بروی  واجب  است‌ كه  از آگاهان  بدینمطلب‌،  پرسش  نماید،  چون كسی  را  نیافت‌،  باید  خود  به  اجتهاد  و  رای  خویش‌،  جهتی  را  انتخاب‌ كند  و  بدان جهت  نمازش  را  بگزارد،  و  نماز  او  صحیح  و  درست  است  و  اعاده  آن  لازم  نیست‌،  حتی  اگر چه  بعد  از اتمام  نماز،  به  اشتباه  خود  پی  ببرد،  لیكن  اگر در حین  نماز متوجه  اشتباه  خود  شد  و  جهت  قبله  را  تشخیص  داد،  بدون  اینكه  نمازش  را  قطع ‌كند،  بدانجهت  می‌چرخد.  از  ابن  عمر  رضی  الله  عنهما  روایت  شده  است‌كه‌:  ‌“‌در  قباء  مردم  مشغول‌ گزاردن  نماز  صبح  بودند، ‌كه  شخصی  آمد  و گفت‌:  “‌همانا  امشب  (‌دیشب‌)  آیاتی  از  قرآن  بر  پیامبر صلی الله علیه و سلم  نازل  شد  و  (‌بموجب  آنها)  به  وی  دستور  داده  

شده  است‌،‌ كه  روی  سوی ‌كعبه‌،  بگرداند‌“‌،  پس  نمازگزاران‌، ‌كه  رویشان  به  جهت  شام  بود،  روی  سوی‌ كعبه  بگرداندند‌“‌.  این  حدیث  متفق  علیه  است‌.  سپس  اگر  بنا  به اجتهاد  خویش  به  یك  جهت  نماز گزارد  و بعد  از آن  خواست  نماز  دیگر بگزارد،  لازم  است ‌كه  مجدداً  اجتهاد  بكند  و  اگر رایش  در  تشخیص  قبله  تغییر كرد،  باید  بدانجهت  دومی  نماز گزارد  و  اعاده  نماز  قبلی  لازم  نیست.  

چه  موقع  استقبال  قبله  لازم  نیست‌؟  
رو سوی  قبله‌،  نمازگزاردن‌،  فرض  است‌،  جز  در موارد  زیر،  ساقط  نمی‌شود  -‌(‌در  موارد  زیرا استقبال  قبله  فرض  نیست)- 

1-‌نماز  ‌“‌نفل‌‌“  و  سنت‌،  برای ‌كسی‌ كه  سواره  آن  را  بخواند، ‌كه  مسافر  یا  سوار  می‌تواند  نماز سنت  خود  را  بر  پشت  مركوب  خویش  بخواند  (‌طبعاً  ماشین  و  قطار و  هواپیما  نیز  چنین  است‌)‌.  و  ركوع  و سجود  را  با  ایماء  (‌سر به  جلو  خم  نمودن‌)  انجام می‌دهد  و  برای  سجده  سرش  را  بیشتر خم  می‌نماید  و  جهت  قبله  جهت  حركت  مركوب  است‌.  از  عامر  ابن  ربیعه  روایت  است‌:  “‌‌پیامبر صلی الله علیه و سلم  را  دیدم  كه  بر  پشت  مركوب  خود  (‌نماز  می‌گزارد)  به  هر  جهت ‌كه  می‌رفت  و  با  سر  ایماء  می‌فرمود". 

مسلم  و  بخاری  آن  را  روایت‌ كرده‌اند.  ولی  در  نمازهای  فرض  این  عمل  را  انجام  نمی‌داد.  و  در  روایت  دیگری  از احمد  و  مسلم  و  ترمذی  آمده  است ‌كه‌:  ‌“‌پیامبر صلی الله علیه و سلم  بر  پشت  مركوبش  نماز می‌گزارد  در حالیكه  از مكه  به  مدینه  برمی‌گشت  مركوب  به  هر جهت  می‌رفت  (‌او  نماز  خود  را  ادامه  می‌داد)  و  در  این  باره آیه  زیر  نازل  شد:" (فأينما تولوا فثم وجه الله) [4] [‌به  هر كجا  روی  آورید  آنجا  جهت  خداست  و  رو  سوی  خدا  دارید]"‌.  از  ابراهیم  نخعی  روایت  است  كه  ‌“‌نماز  می‌خواندند  بر  پشت  شتران  و  چهار پایانشان  رو  به  هر  طرف ‌كه  می‌رفتند.“‌،  ابن  حزم‌ گفته  است ‌كه  این  حكایت  از حال  اصحاب  و  تابعین  است  بطور كلی‌،  چه  در  سفر،  چه  در  حضر“‌. 

نماز  مكره  و  بیمار  و  خائف (ترسان)‌:
خائف  و  بیمار  و كسی‌ كه  او  را  باجبار  وا می‌دارند  (‌مكره‌)  اگر نتوانند  رو  سوی  قبله  

كنند،  جایز  است  به  طرف  غیر  قبله  نماز  بگزارند،  زیرا  پیامبر صلی الله علیه و سلم می‌فرماید:" (إذا أمرتكم بأمر فأتوا منه ما استطعتم).[هرگاه  شما  را  به  چیزی  دستور  دادم  آن  را  به  همان  گونه  كه  می‌توانید  انجام  دهید]"‌.  عبدالله  بن  عمر  ذر  تفسیر  آیه" فإن خفتم فرجالا أو ركبانا [5] [‌بهنگام  خوف‌،  پیاده  یا  سواره‌،  بهر كیفیت‌ كه  توانستید  نماز  بخوانید]"‌،  گفته  است  یعنی  روی  سوی  قبله  داشته  باشید  یا  روی  سوی  آن  نداشته  باشید.  

بخاری  آن  را  روایت  نموده  است‌. 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - ‌شرط  چیزی‌،  عبارت  است  از  چیزی ‌كه  عدم  آن  موجب  عدم  آن  چیز  است‌.  ولی  وجودش  موجب  وجود  و  عدم  آن  نیست‌.  مثلا وضو كه  شرط  نماز  است‌،  اگر وضو  نباشد،  نماز  درست  نیست‌،  ولی  وضو  گرفتن  حتماً  مستلزم  وجود  نماز  یا  عدم  نماز  نیست  (‌بلكه  اگر  وضو  داشته  باشی  می‌توانی  نماز  بخوانی  و  می‌توانی  نخوانی‌.  اما  اگر  وضو  نداشته  باشی  از  نظر  شرعی  نمی‌توانی  نماز  بخوانی‌.  پس  شرایط  نماز  همگی  بدین معنی  می‌باشند كه  تا  آنها  موجود  نباشند،  نماز  از  نظر  شرعی  درست  نیست‌)‌.  “‌مولف‌"
 [2]  مائده‌/6.
[3]  بقره/144و150.
[4] -بقره/115.
[5] -بقره/239.بیع  بمنظور فرار  از ظلم  =بیع ‌التلجئه

هرگاه ‌کسی  ترس  داشت‌،  از  اینکه  ستمکاری  بر  مال  او  تجاوز  و  تعدی‌کند،  لذا  چنان  نشان  داد،‌که  آن  چیز  را  می‌فروشد  و  بمنظور  فرار  از  ظالم  عقد  بیع  را  بگونه‌ای  جاری  ساخت‌،‌که  تمام  شرایط  و  ارکان  بیع  را  در‌بر  داشت‌،  این  عقد  صحیح  نیست  چون  هر  دو  طرف  عقد قصد  بیع  نکرده  و  بیع  مقصود  آنان  نیست  و  این  عملشان  مانند  شوخی  تلقی  می‌شود.  برخی‌گفته‌اند  چون  ارکان  و  شرایط  بیع  را  دارد  عقد  صحیح  است‌. 

ابن  قدامه گفته  است‌،  اینگونه  بیعها که  ‌تلجئه  نامیده  می‌شوند  و  بمنظور  دیگری  اجرا  می‌گردند،  باطل  می‌باشند.  امام  ابوحنیفه  و  امام  شافعی‌گفته‌اند،  چون  شرایط  و  ارکان  بیع  موجود  است  و  چیزی‌که  معامله  را  فاسدکند،  وجود  ند‌ارد،  بیع  صحیح  است  همانگونه ‌که  اگر طرفین  بر شرط  فاسدی  توافق‌کنند،  سپس  عقد  بیع  را  جاری  کنند،  بدون  اینکه  این  شرط  فاسد  را  درضمن  عقد  بیان‌کنند،  این  بیع  صحیح  است‌.  ولی  بنظر  ما  چون  قصد  بیع  نداشته‌اند،  این  عملشان  شوخی  تلقی  می‌شود  و  بیع صحیح  نیست‌.  پایان  سخن  ابن  قدامه‌.اجرای  عقد  بیع  با  استثناء ‌کردن  چیزی  مشخص  و معلوم  از آن

جایز  است ‌که‌کسی‌ کالائی  را  بفروشد  و  چیز  معلومی  را  از آن  استثناء‌ کند،  مانند  اینکه  یک  مجموعه  درخت  را  بفروشد  و یک  درخت  را  استثناء‌ کند،‌ یا  یک  مجموعه  ساختمانها  را  بفروشد  و منزلی  را  استثناء ‌کند،  یا  زمینی  را  بفروشد  و  یک  محل  مشخصی  را  از آن  استثناء‌ کند.    
از  جابر  نقل  شده  است  که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    از  بیع"‌محاقله‌“  و  “‌مزابنه‌“[1]  و  استثناء  در بیع  نهی‌کرده  است‌،  مگر  اینکه  میزان  آنها  مشخص  و معلوم  باشد،  پس  اگر چیزی  را  بصورت  غیر معلوم  و  مجهول  استثناء ‌کرد،  بیع  درست  نیست‌،  چون  موجب  زیان  و  ضرر  و  فریب  می‌شود  و  مجهول  است‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌درقاموس  آمده  است‌:  محاقله‌:  فروش  محصول  زراعی  پیش  از آنکه  رسیده  باشد  یا  فروش  آن  در  خوشه  یا  مزارعه  با  ثلث  ربع  یا کمتر  یا  بیشتر  یا کرایه  زمین  با گندم‌.
مزانبه‌:  فروختن  خرمای  بالای  درخت  -‌رطب  -‌با  خرمای  رسیده‌.  یا  هر  نوع  معامله‌ای‌که  پیمانه  و  وزن و  عدد  آن  مشخص  نباشد.  در  خود  فقه  السنه  این  الفاظ  معنی  خواهند  شد.  مترجمپیمانه  و  وزن  را  بکمال  دادن  در  داد  و  ستد  

خداوند  ام