اسد  و  تباه  مي‌كند[2]‌.

مصادره  اموال  شخصي  امان  داده  شده
اموال  چنين  شخصي  مصادره  نمي‌شود،  مگراينكه  با  مسلمانان  بجنگند  و آنوقت   كه  اسيرگردند،  بصورت  برده  و  عبد  درمي‌آيند  و  دراين  حال  مالكيت  وي  برمال  او  نيز  از  بين  مي‌رود،  چون  در  اين  حال  استحقاق  مالكيت  ندارد.  و  استحقاق  وراثت  نيز  از  آنها  زايل  مي‌شود.  اگرچه  در  اين  وقت  هنوز  در  سرزمين  اسلام  باشند،  چون  استحقاق  وراثت  وقتي  است‌كه  شخصي  بميرد  و اين  وقتي  است ‌كه  آنها  بميرند  و  حال  آنكه  نمرده‌اند.  و  اموال  چنين  اشخاصي  به  بيت‌المال  مسلمين  تحويل  داده مي‌شود  بر  مبناي  اينكه  جزو  غنايم  است‌.
و  اگر  بر  بعضي  از مسلمانان  يا  افراد  ذمي‌،  قرضي  نيز  داشته  باشد،  ساقط  مي‌شود  چون‌كسي  نيست  آن  را  مطالبه‌كند  و  شايستگي  آن  را  داشته  باشد.  

ميراث  چنين  شخصي  
هرگاه  شخص  امان  داده  شده  در  سرزمين  اسلامي  بميرد،  يا  در  سرزمين  دشمن  بميرد،  مالكيت  او  بحال  خود  باقي  است‌،  و  بقول  جمهور  مالكيت  به  ورثه  او  منتقل  مي‌گردد،  برخلاف  نظر  شافعي‌.  بنابراين  وظيفه  دولت  اسلامي  است‌،‌كه  اموال  او  را  بورثه‌اش  منتقل  كند،  و  برايشان  ارسال  دارد،  اگر  او  ورثه‌اي  نداشت‌،  اين  اموال  او  فيئي  مسلمين  محسوب  مي‌گردد. 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌ممكن  است  برای  ابلاغ  نامه  یا  ماموریتی  یا  امثال  آن  یا  برای  شنیدن‌ كلام  خدا  آمده  باشد  او  در امان  است  و  نیازی  بعقد  امان  ندارد  اما  اگر برای  نجات  بیاید  و  به  وی  اجازه  داده  شود  از  مقامات  مسئول  او  مستامن  محسوب‌ می‌شود. مولف
[2] -‌ابوحنیفه  می‏‎گوید  در  حقوق  الهی  و  حقوقی‌كه  جنبه  الهی  آنها  غلبه  دارد  بر  شخص  امان  داده  شده  حدود  شرعی  اجرا  نمی‌شود.  و  این  رای  مرجوع  است‌.  مولفعهد  و  پيما‌نها  

احترام  بعهود  و  پيمان‌ها
چون  احترام  بعهد  و  پيمانها  بسيارنيكو  است  و  نقش  مهمي  دارد  و  در  محافظت  بر  صلح  و آرامش‌،  اهميت  نقش  آن‌،  در  حل  مشكلات  و  نزاعها  و  تسويه  علاقات  و  پيوندها،  غيرقابل  انكار  و  بديهي  است‌،  لذا  احترام  بعهود  و  پيمانها  يك  وظيفه اسلامي  است‌.  

عربها گويند:  “‌هركس  با  مردم  آميزش  و  رفتار كند  و  بدانان  ظلم  ننمايد  و  با آنان  سخن ‌گويد  و  مرتكب  دروغ  نشود  و  بوعده  خويش  وفا كند،  براستي  مردانگي  و  مروت  چنين  شخصي‌،‌كامل  است  و  عدالت  او  آشكار  و  برادريش  واجب  است‌”‌.  براستي  اين  سخن  حق  است‌،  چون  هركس  با  مردم  رفتارنيكو  داشته  باشد  و  بوعده  خويش  وفاكند  و  راستگو  باشد،  اين  دليل  كمال  مردانگي  و  مظهر  عدالت  است‌،  و  دوستي  و  برادري  چنين  شخصي  شايسته  است‌.  

خداوند  به  وفا  و  التزام  بهمه  عهود  و  التزامات‌،  دستور  داده  است  خواه  اين  عهود  و  التزامات‌،  با  خدا  يا  با  خلق  خدا  باشد:" يأيها الذين آمنوا أوفوا بالعقود     مائده  ١  [اي  كساني‌كه  ايمان  آورده‌ايد  به  عقود  و  عهودي ‌كه  بسته‌ايد  وفاكنيد]"‌.

هر  نوع  تقصير  و كوتاهي  در  وفاي  بعهدگناه  بزرگي  محسوب  مي‌گردد  و  مستوجب  خشم  و  غضب  خدا  است‌." يأيها الذين آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون - كبر مقتا عند الله أن تقولوا مالا تفعلون    منافقون  ١  [اي  مومنان  چرا  چيزي  را  مي‌گوئيدكه انجامش  نمي‌دهيد،  پيش  خداوندگناه  بزرگ  و  موجب  خشم  او  است‌كه  چيزي  را  بگوئيد  و  بدان  عمل  نكنيد]"‌.

هر  نوع  عهدي‌كه  انسان  بر  خويشتن  ببندد  و  بدان  متعهدگردد،  درباره  آن  مورد  محاسبه  و  بازخواست  قرار  مي‌گيرد." وأوفوا بالعهد إن العهد كان مسئولا    [بعهدي‌كه  مي‌بنديد  وفا كنيد  براستي  عدم  وفاي  بعهد  مورد  بازخواست  قرار  مي‌گيرد]"‌.  حق  وفاي  به  عهد  بر  دين  مقدم  است‌:" والذين آمنوا ولم يهاجروا مالكم من ولايتهم من شئ حتى يهاجروا وإن استنصروكم في الدين فعليكم النصر إلا على قوم بينكم وبينهم ميثاق    انفال  ٧٢  [‌وكساني  كه  ايمان  آورده‌اند  و  مهاجرت  نكرده‌اند  شما  ولايت  و  سرپرستي  آنها  را  نداريد  تا  اينكه  هجرت  نكنند  و اگر در دين  از شما  كاري  بخواهند  بر  شما  واجب  است‌كه  بدانان ‌كمك‌كنيد  مگر  بر  عليه  قومي  باشدكه  بين  شما  و ايشان  پيماني  وجود  دارد]"‌.  ملاحظه  مي‌شودكه  در اينجا  حق  وفاي  بعهد  و  پيمان  بر  حق دين  مقدم  است  -‌وفاي  بعهد  و  پيمان  خود  جزو  ايمان  است‌.  پيامبر صلي الله عليه و سلم    مي‌فرمايد:" إن حسن العهد من الايمان     [براستي  نيك  عهدي  در  اثر  ايمان  و  جزئي  از  آن  است‌]"‌.  بگفته  حاكم  صحيح  است  و ذهبي  آن  را  قبول  داشته  است‌.  جزاي  وفا  بعهد  و پيمان   چيزي  نيست  مگر  بهشت‌:"  والذين هم لاماناتهم وعهدهم راعون - والذين هم على صلواتهم يحافظون - أولئك هم الوارثون الذين يرثون الفردوس هم فيها خالدون  مومنون  ١١  [و كساني ‌كه  امانات  و  عهد  و  پيمان  را  مراعات  مي‌كنند  و  امانت‌دار  و  درست  عهد  و  پيمانند  و كساني‌ كه  بر  نماز  خواندن  خود  مداومت  دارند  براستي  اينانندكه  بهشت  و  جنات  فردوس  را  به  ارث  مي‌برند  و  جاويدان  درآن  مي‌مانند]"‌.

براستي  درست  عهدي  و  نيكو  پيمان  داري‌،  از  اخلاق  پيامبران  و  رسولان  خداوند  عليهم  السلام  بوده  است‌:

" واذكر في الكتاب إسماعيل إنه كان صادق الوعد وكان رسولا نبيا    مريم  ٥٤  [در  اين  كتاب  از  اسماعيل  يادكن  براستي  راست  وعده  و  وعده  نگه‌دار  بود  و  رسول  و  نبي  بود]"‌.  و  پيامبر صلي الله عليه و سلم    اسلام  در  اين  خلق  و  خوي  براستي  نمونه  اعلاي  انساني  بود.  عبدالله  بن  ابي‌الحمساء ‌گفت‌:  من  قبل  از  بعثت  چيزي  از  پيامبر صلي الله عليه و سلم    خريده  بودم  و  اندكي  از  بهاي ‌كالا  مانده  بود  به  وي  وعده  داده  بودم ‌كه  آن  را  برايش  ببرم‌،  در  جاي  خودش‌،  لذا  فرمود:" يافتى لقد شققت علي، أنا ها هنا منذ ثلاث   أنتظرك  [‌اي  جوانمرد  تو مرا  به  شفقت  انداختي  من  سه روز است  بخاطر  وفاي  بعهد  در  اينجا  انتظار  شما  را  مي‌كشم  كه  برگردي  ]"‌.

پيامبر صلي الله عليه و سلم    بعد  از هجرت  با  يهوديان  عهد  و  پيمان  بست‌ كه  آنان  بر دين  خود بمانند  و اموالشان  مصون  باشد،  بشرط  اينكه  بر  عليه  او  به  مشركين  قريش‌ كمك  و  كاري  نكنند. كه  يهوديان  اين  عهد  و پيمان  را  شكستند،  سپس  پوزش  خواستند  و  بعد  مجدداً  پيمان  را  شكستند  و  برگشتند كه  خداوند  فرمود:" إن شر الدواب عند الله الذين كفروا فهم لا يؤمنون .الذين عاهدت منهم ثم ينقضون عهدهم في كل مرة وهم لا يتقون  انفال 56-55 [براستي  بدترين  جانوران  و  موجودات  نزد  خداوندكساني  هستند  كه  كافر  شدند  و  ايمان نمي‌‌آورند،‌كساني‌كه  از  آنان  عهدگرفته‌ايد  سپس  عهد  و  پيمان  خدا  را  بهم  مي‌زنند  و  هر بار آن  را  نقض  مي‌كنند  و آنان  متقي  نيستند  و  نا  پرهيزگارانند  ]"‌.

 ثعلبه  با  خداي  خويش  عهد  و  پيما