اهل  ذمه  در  قضاياي  ازدواج  و  طلاق  و  نفقه‌،  داراي  آزادي‌کامل  هستند  و  مي‌توانند  بر  حسب  خواست  خود،  رفتار  نمايند  بدون‌اينکه  اسلام  حدود  و  قيودي برايشان  وضع  کرده  باشد.  

 خامسا:  اسلام‌کرامت  و  حقوق  آنهارا  مورد  حمايت  قرار  داده  است  و  بدانان  اين  آزادي  را  داده  است  که  در  حدود  عقل  و  منطق‌،  بجدل  و  مناقشه  بپردازند  و  ملزم  بمراعات  ادب  و  اخلاق  باشند  و  از  خشونت  و  زور  دوري‌کنند.  خداوند  مي‌فرمايد:" ولا تجادلوا أهل الكتاب إلا بالتي هي أحسن.إلا الذين ظلموا منهم، وقولوا أمنا بالذي أنزل إلينا وأنزل إليكم وإلهنا وإلهكم واحد، ونحن له مسلمون     عنکبوت  ٢٦  [‌اي  مومنان  با  اهل‌کتاب  مجادله  مکنيد  مگر  مجادله  باحسن  يعني  وقتي‌که  با  اهل ‌کتاب  مجادله  مي‌کنيد  از  راه  عقل  و  منطق  و  جدال  با  حسن  استفاده‌کنيد  مگر  اينکه  اهل‌ کتاب  درجدال  خويش  مرتکب  ظلم  و  تجاوز از  حق  بشوند  و از راه  عقل  و منطق  دور  شوند در آن  صورت  بدانان  بگوئيد:  ما  ايمان  داريم  بدانچه  ازطرف  خدا  بر  ما  نازل  شده  و بدانچه  ازطرف  خدا  برشما  نازل  شده  است‌،  خداي  ما  وخداي  شما  يکي  است  وما  در  برابر  دستورات  و  امر  و  نهي  او  تسليم  هستيم‌]‌".

سادسا‌:  در  بعضي  از  مذاهب  اسلامي‌،  اهل  ذمه  با  مسلمانان  در  مجازات  و کيفر  مساوي  مي‌باشند  و  در  ارث  هر  دو  يک  سان  محروم  مي‌شوند  بدينمعني‌که  ذمي  از  خويشاوند  مسلمان  خود  ارث  نمي‌برد  و  مسلمان  نيز از خويشاوند  ذمي  خويش  ارث  نمي‌برد،  پس  هر  دو  بطور  مساوي  محروم  هستند.

سابعا‌:  اسلام  طعام  اهل  کتاب  و  خوردن  گوشت  ذبح  شده‌شان  و  ازدواج  با زنانشان  را  نيز  حلال  دانسته  و  براي  مسلمان  مباح‌کرده  است‌.  خداوند  مي‌فرمايد:" اليوم أحل لكم الطيبات وطعام الذين أوتوا الكتاب حل لكم، وطعامكم حل لهم، والمحصنات من المؤمنات والمحصنات من الذين أوتوا الكتاب من قبلكم إذا آتيتموهن أجورهن محصنين غير مسافحين ولا متخذي أخدان، ومن يكفر بالايمان فقد حبط عمله وهو في الاخرة من الخاسرين   [امروز  چيزهائي  براي  شما  حلال  شد  و  همچنين  غذاي  اهل‌کتاب  براي  شما  حلال  است  و  غذاي  شما  نيزبراي  آنها  حلال  مي‌باشد  -‌يعني  براي  شما  حلال  است‌که  غذاي  خود  را  بدانان  بدهيد  -‌و نيز  زنان  پاکدامن  مسلمان  و  زنان  پاکدامن  ازاهل‌کتاب  براي  شما  حلال  هستندکه  با  آنان  ازدواج‌کنيد  هنگامي‌که  مهريه  آنها  را  بپردازيد  و  پاکدامن  باشيد  نه  اينکه  زنا کار و  بدنبال  دوست‌گرفتن  پنهاني  و نامشروع  با  آنها  باشيد.  و کسي‌که  انکارکند  وکفر ورزد  بدانچه ‌که  بايد  به  آن  ايمان  بياورد،  اعمال  او  باطل  و  بي‌اثر  مي‌گردد  و  در  سراي  ديگر  از  زيانکاران  خواهد  بود]"‌.

ثامناً‌:  اسلام  براي  مسلمانان  مباح  کرده  است  که  بديدن  غير  مسلمانان  و  عيادت  بيمارانشان  بروند  و  هدايائي  بدانان  تقديم  دارند  و  داد  و  ستد  و  امثال  آن  با  آنان‌کنند  ازاين  جمله  درحديث  آمده  است‌:  هنگامي‌که  پيامبر صلي الله عليه و سلم    وفات‌کرد  درع  و  جوشن  او  در  رهن  و گرو  يک  نفر  يهودي  بود،‌که  پيامبر صلي الله عليه و سلم   به  وي  بدهکار  بود  و  برخي  از  ياران  پيامبر صلي الله عليه و سلم   وقتي ‌که  يک‌گوسفندي  سرمي‌بريدند  به  خادم  خود  مي‌گفتند  از  همسايه  يهودي  ما  شروع‌ کن‌.  صاحب  “‌بدايع‌” ‌گفته  است‌:  غير  مسلمين‌ در  شهرهاي  مسلمين  سکونت  مي‌کردند  و  بداد  و  ستد  مشغول  بودند  و  اين  داد  و  ستد  ازنظر  شرع  جايز  بود،  تا  وسيله‌اي  باشد  براي  آشنا  شدنشان  با  اسلام  و اسلام  آوردنشان  و اجازه  اقامت  سکونت  در  شهرهاي  مسلمانان  بهترين  وسيله  بود  براي  اين ‌کار  و  داد  و  ستد  آنها  نيز براي  مسلمانان  سودمند  بود. موالات  و دوستي  با  غيرمسلمانان ‌كه  مورد  نهي  است

اين  بود  پيوند  و علاقه  مسلمانان  با  غير مسلمانان  و اصل  برآن  است  واين  علايق  بهم  نمي‌خورد  و  دگرگون  نمي‌گردد،  مگر اينكه  غير مسلمانان  خود  از  جانب  خود  با  دشمني  وكينه  ورزي  اين  پيوندها  و  علايق  را  درهم  شكنند  وپاره  پاره‌كنند  و  برعليه  مسلمين‌،  اعلان  جنگ‌كنند  و  بدسيسه  و  توطئه  بپردازند،‌كه  درآنصورت  قطع  رابطه  با  آنان  بصورت  يك  امر  واجب ديني  و  وظيفه  اسلامي‌،  درمي‌آيد  علاوه  برآنكه  قطع  رابطه‌با  آنان ‌يك  عمل  سياسي  و  درست  است‌،  معامله  بمثل  نيز  مي‌باشد،‌كه  خود  خواستار آن‌ گرديده‌اند.  قرآن‌كريم  پيروان  خويش  را  بدين  حقيقت  متوجه  مي‌سازد  و  حكم  نهائي  را  در  آن  صادر  فرموده  است‌:" لا يتخذ المؤمنون الكافرين أولياء من دون المؤمنين ومن يفعل ذلك فليس من الله في شئ إلا أن تتقوا منهم تقاة ويحذركم الله نفسه و الي المصير   [مومنون  نبايد  غير  مومنان ‌كافر را  دوست  نزديك  و  سرپرست  خود انتخاب‌كنند  و  هركس  چنين‌كند  بهيچ  وجه  و  در  هيچ  چيز از  خداوند  نيست  -‌كاراو  مورد  رضايت  خدا  نيست  و  رابطه  او  بكلي  از  پروردگار گسسته  است  -‌مگر  اينكه  از  آنها  بپرهيزيد  و  بخاطر  هدفهاي  مهمتري  تقيه‌كنيد  و  خداوند  شما  را  از  نافرماني خويش  برحذر  مي‌دارد  و  بازگشت  شما  به  سوي  خداست  يعني  اگركافران  را  بدوستي‌گرفتيد  و  بر  عليه  مصالح  مسلمين  با  آنان  پيوند  برقرار  ساختيد،  خدا  سزاي  آن  را  بشما  خواهد  داد]"‌.  اين  آيه  معاني  زير  را  در‌بر  دارد:

1-‌مسلمانان  را  از  موالات  و  دوستي  و  كاري  و  مساعدت  دشمنان  برحذر مي‌دارد،  زيرا  بسيار  خطرناك  است‌.  و  خود  را  در  معرض  خطر  قرار  دادن  است‌.  
2-‌هركس  بچنين  عملي  اقدام‌كند  او  از  خداوند  بريده  و  هيچگونه  رابطه‌اي  با  خداوند  ندارد.  
٣-‌چنانچه  مسلمانان  در  حالت  ضعف  و  ناتواني  باشند  و  از  آزار  و  زيان  آنان خوف  داشته  باشند،  براي  مسلمانان  جايز است‌كه  دركمال  احتياط  بصورت  ظاهر  با  كافران  موالات  و  دوستي  برقرارسازند  و  درضمن  آن  دراين  مدت  براي  دفع  خطري  كه  آنان  را  تهديد  مي‌كند  و  با  آن  روبرو هستند،  خود  را  آماده  نمايند  و  باصطلاح  اين  دوستي  دوستي  تاكتيكي  و  استراتژيكي  است‌،  و باز هم  قرآن  دراين  زمينه  مي‌فرمايد:" بشر المنافقين بأن لهم عذابا أليما - الذين يتخذون الكافرين أولياء من دون المؤمنين أيبتغون عندهم العزة فإن العزة لله جميعا وقد نزل عليكم في الكتاب أن إذا سمعتم آيات الله يكفر بها ويستهزأ بها فلا تقعدوا معهم حتى يخوضوا في حديث غيره إنكم إذا مثلهم إن الله جامع المنافقين والكافرين في جهنم جميعا - الذين يتربصون بكم فإن كان لكم فتح من الله قالوا ألم نكن معكم، وإن كان للكافرين نصيب قالوا ألم نستحوذ عليكم ونمنعكم من المؤمنين فالله يحكم بينكم يوم القيامة ولن يجعل الله للكافرين على المؤمنين سبيلا   [به  منافقان  بشارت  ده  كه  مجازات  دردناكي  در  انتظار  آنها  است‌.  همانها 