لمان  برادر است‌]"‌،  پس  سرشت  ايمان  اينست‌كه  اتحاد  را  پديد  آورد  نه  تفر‌قه  را  و  جامعه  را  متحد  سازد  نه  پراكنده  و  از  هم‌گسسته‌. " المؤمن ألف مألوف، ولا خير فيمن لا يألف ولا يؤلف  [‌مومن‌كسي  است‌كه  بديگران  الفت  مي‌گيرد  و  ديگران  نيز با وي  الفت  مي‌گيرند كسي كه  چنين  نباشد  در وي  خيري  نيست‌]"‌.  مومن  با  مومن  همچون  بناي  ساختمان  است‌كه  بعضي  آجرهاي  آن  برخ  ديگررا  نگهميدارند  پس  همچون  يكديگر  احساس  مي‌كنند  و  شعورشان  يكسان  است  و  در  شادي  و  غم  همديگر  شريك  و  سهيمند  و  خود  را  جزء  يك  ديگر  مي‌پندارند... " مثل المؤمنين في توادهم وتراحمهم وتعاطفهم كمثل الجسد إذا اشتكى منه عضو تداعى له سائر الجسد بالحمى والسهر   [‌مومنان  دردوستي  و مهر و عطوفت  نسبت  بيك  ديگر همچون  يك  تن  واحد  هستند كه  هرگاه  اندامي  بدرد  آمد  ديگر  اندامهاي‌ بدن  نيز  در  اين  درد  شريك  مي‏‎باشند  و  تب  و  شب‌ بيداري  آنها  را  نيز فرا  مي‌گيرد]‌"‌.  سعدي  عليه  الرحمه  چه  خوش  در  ترجمه  آن  سروده  است‌:
بني‌آدم  همه  اعضاء  يك  پيكرند       كه  درآفرينش  ز  يك‌گوهرند 
 چو  عضوي  بدرد  آورد  روزگار          دگر  عضوها  را  نماند  قرار  
تو كز  محنت‌ د‌يگران  بيغمي            نشايد  كه  نامت  نهند  آدمي  

اسلام  اين  پيوند  و  علاقه  را  استحكام  مي‌بخشد  و  مسلمانان  را  به  پيوستن  به  جماعت  متحده  و  جمع  شدن  در  رشته  اتحاد  آن  مي‌خواند  و  مسلمانان  را  از  هر  چيزي‌كه  اين  پيوند  مستحكم  را  سست  و  ضعيف ‌كند  برحذر مي‌دارد  و  مي‌گويد  جامعه  متحد  و  همآهنگ  همواره  در  زير  چتر  حمايت  خداوند  و  در  دست  او  است‌:" يد الله مع الجماعة، ومن شذ، شذ في النار     [‌دست  خدا  با  جماعت  مردم  است  و  هركس  ازجماعت  و اتحاد  مسلمانان  بيرون  رود  بآتش  دوزخ  مي‌رود]".  چون  آرامش  طبيعي  انسان  در  جماعت  همآهنگ  است  و  نفس  راحتي  مي‌كشد،  جماعت  را  رحمت  مي‌شمارد:"  الجماعة رحمة، والفرقة عذاب     [‌اجتماع  و  اتحاد  رحمت  و  تفرقه و  جدائي  عذاب  است]"‌.  تجمع  هر  اندازه‌كوچك  باشد  از  تنهائي  بهتر  است‌.  هر  اندازه  تجمع  بيشتر و افراد  آن  افزوني  بيشتري  داشته  باشند  آن  جامعه  بهتر و  نيكوتر  است"  " الاثنان خير من واحد، والثلاثة خير من الاثنين، والاربعة خير من الثلاثة، فعليكم بالجماعة، فإن الله لن يجمع أمي إلا على الهدى     [‌دو نفر بهترند  از  يك  نفر و  سه  نفر با  هم  باشند  بهترند  از دو نفر و چهار نفر با  هم  باشند  بهترند  از سه  نفر و...  پس  برشما  باد كه  هميشه  با  جماعت  و  توده  مردم  باشيد  چون  خداوند  امت  مرا  -‌پيامبراسلام  -‌جز  برهدايت  و  راه  راست  جمع  نمي‌كند  يعني  هميشه  اجتماع  و  جامعه  متحد  مسلمانان  بهتر از  پراكندگي  و  تفرقه  و  جدائي  است‌]".  و  عبادتهاي  اسلام  بصورت  اجتماعي  و  جماعت  ادامي‌شوند  و  برگزار مي‌گردند  مثلا  نماز  جماعت  سنت  است  و  يك  نماز بجماعت  بهتر است  از  بيست  و  پنج  نماز  بتنهائي  و  ثواب  بيشتري  دارد.

و  زكات  معامله‌اي  است  بين  ثروتمندان  و  فقيران  و آنها  را  با  هم  جمع  مي‌كند  و  روزه  ماه  رمضان‌،  هم  يك  نوع  مشاركت  اجتماعي  است‌كه  همه  با  هم  روزه  مي‌گيرند  و همه  درگرسنگي  و  تشنگي‌كشيدن  با  هم  مساوي  مي‌باشند،  درمدت  معيني  از روز  و  حج  عبادتي  است  كه  مسلمانان  از  سراسر  جهان  هر  سال  در  موسم  معين  و  براي  مقدس‌ترين  هدف  در  يك  نقطه  پيرامون  هم ‌گرد  مي‌آيند:" وما اجتمع قوم في بيت من بيوت الله يقرأون القرآن ويتدارسونه بينهم، إلا نزلت عليهم السكينة، وحفتهم الرحمة، وذكرهم الله في ملا عنده    [‌هرگروه  و  قومي ‌كه  در  يكي  از  خانه‌هاي  خدا  پيرامون  هم  جمع  مي‌شوند  و قرآن  را  تلاوت‌ كنند  و آن  را  در ميان  خويش  تدريس  نمايند  خداوند  بدانان  آرامش  خاطر  مي‌بخشد  و  رحمت  خدا  آنان  را  دربر  مي‌گيرد  و  خداوند  از آنان  نزد  فرشتگان  مقرب  ياد  مي‌كند  -‌خداوند  آنان  را  برخ  فرشتگان  مقرب  مي‌كشد]‌"‌.  براستي  پيامبر صلي الله عليه و سلم    بسيار  تلاش  مي‌كرد  و حريص  بود  براينكه  مسلمانان  مجتمع  و  متحد  باشند.  حتي  بشكل  ظاهري  هم  باشد:  روزي  برخي  از  مسلمانان  را  ديدكه  بطور  پراكنده  نشسته‌اند  فرمود:  "  اجتمعوا "  [‌پيرامون  هم  فراهم  آييد]‌’‌’  آنان  بگونه‌اي  فراهم  آمدندكه  اگر  عباي  خويش  را  بر  آنان  مي‌انداخت‌،  همه  را  در  زير  آن  جاي  مي‌داد.  پس  هرگاه  جماعت  و  اتحاد  و  تجمع  مسلمانان  نيروئي  باشدكه  دين  خدا  را  حمايت  و  دنياي  مسلمين  را  حراست‌كند.  بديهي  است‌ كه  تفرقه  و  جدائي  و پراكندگي  دين  و  دنياي  مسلمانان  را  تباه  نمي‌سازد  لذا  اسلام  بشديدترين  وجه  از  تفرقه  نهي‌كرده  است  چون  تفرقه  راه  شكست  وهزيمت  را  مي‌گشايد  و هيچ  چيزي  باندازه  تفرقه  و  جدائي  قدرت  و  نيروي  مسلمانان  را  به  تحليل  نبرده  است  و  عقب ماندگي  و  زيان  خسران  و  شكست  و خواري  و  تمام  رنجهاي  مسلمين‌،  نتيجه  مستقيم  تفرقه  و  جدائي  آنها  است‌.  خداوند  مي‌فرمايد:" ولا تكونوا كالذين تفرقوا واختلفوا من بعد ما جاءهم البينات وأولئك لهم عذاب عظيم    [مانند  كساني  مباشيد كه  بعد  از اينكه  دلايل  روشن  يافتند  تفرقه  پيش‌گرفتند  واختلاف‌كردند  و  بدين  جهت  آنان  را  عذاب  بزرگ  در انتظار است‌]"‌. " ولا تنازعوا فتفشلوا وتذهب ريحكم     [نزاع  نكنيد  و  با  هم  دشمني  ننمائيد  چون  در اثر آن  دچار شكست  خواهيد  شد  و نيروي  خويش  را  از  دست  مي‌دهيد  و  قدرت  نخواهيد  داشت‌]"‌. " واعتصموا بحبل الله جميعا، ولا تفرقوا     [بريسمان  خدا  چنگ  بزنيد  همگي  و  پراكنده  مشويد  يعني  از  دستورات  خداوندكه  مايه  اتحاد  شما  است  پيروي‌ كنيد  و  راه  تفرقه  پيش  مگريد]"‌

" ولا تكونوا من المشركين - من الذين فرقوا دينهم وكانوا شيعا   [از  مشركان  مباشيد  از  آن ‌كساني‌كه  در  دين  خويش  راه  تفرقه  و  جدائي  پيش‌گرفتند  و  دسته  و  دسته  و گروه  گروه  شدند  يعني  تفرقه  و  پراكندگي  در  دين  بشري  مي‌انجامد]"‌. "  إن الذين فرقوا دينهم وكانوا شيعا لست منهم في شئ    [‌كساني‌كه  آيين  و دين  خود  را  پراكنده  ساختند  -  وحدت  ديني  را  بهم  زدند  و  به  دسته‌جات ‌گوناگون  و  مذاهب  مختلف  تقسيم  شدند  هيچگونه  ارتباطي  با  آنها  نداري  و  از آنان  نيستي‌]"‌.  پيامبر صلي الله عليه و سلم   مي‌فرمايد:" لا تختلفوا، فإن من كان قبلكم اختلفوا فهلكوا    [‌اختلاف  نكنيد  براي  اينكه  مردمان  پيش  از شما  در  دين  با  هم  اختلاف‌ كردند  و  هلاك  شدند]‌"‌.  وقتي  جماعتي  وحدت  و  همبستگي  خود  را  مي‌تواند  حفظ‌ كند كه  هر فردي  از  افراد  آن  جماعت‌،  حاضر  باشد  جان  و  مال  خود  را  فداي  آن  جماعت‌كند،  آنوقت  است‌كه  جماعت  متحد  مي‌ماند.  و  هر  فردي  دركارهاي  مربوط  بجامعه‌،  خود  را  دراختيار  جامعه  مي‌گذارد،  خواه  از  نظر  مادي  يا از  نظر  مال