جرا گردد،  بايد شرايط  زير  در  او  موجود  باشد:
1-‌مکلف  باشد  يعني  بالغ  و  عاقل  باشد  چون  اگر  ديوانه  يا  غيربالغ  باشد  حد  درباره  او  اجرا  نمي‌شود  بلکه  تعزير  مي‌گردد.
٢-‌آزاد  و  حر  باشد  چون  اگر  بنده  ياکنيز  باشد  حکم  رجم  درباره  آنها  اجرا مي‌شود. چون  خداو‌ند  درباره  کنيزها  مي‌فرمايد:" فإن أتين بفاحشة فعليهن نصف ما على المحصنات[1] من العذاب   [‌چنانچه‌کنيزها  به  عمل  زشت  زنا  اقدام‌ کنند  شکنجه  و  کيفر آنها  نصف  شکنجه  و کيفر زنان  آزاده  است‌]‌’‌’‌. بديهي  است‌که  رجم  قابل  تجزيه  و نصف  شدن  نيست  پس  بايد  پنجاه  ضربه  شلاق  بخورند.

٣-‌زن  يا  مرد  وقتي  محصن  است‌که  قبلا  با  ازدواج  صحيح  ازدواج ‌کرده  و  عمل  آميزش  جنسي  را  انجام  داده  باشد  اگر چه  انزالي  هم  صورت  نگرفته  باشد. اگر  عمل  جمع‌  با  نکاح  صحيح  درحال  حيض  يا  احرام  نيز صورت‌گرفته  باشد  بازهم  محصن  بحساب  مي‌آيد. اگر  عمل  جماع  و آميزش  جنسي  وسيله  يک  نکاح  فاسد  صورت  گرفته  باشد  احصان  حاصل  نمي‌شود  و ادامه  ازدواج  نيز لازم  نيست  يعني  براي  اينکه  کسي  محصن  بحساب  آيد  ادامه  ازدواج  صحيح  شرط  نيست  پس  اگرکسي  بصورت  صحيح  شرعي  ازدواج ‌کرد  و  يک  بار عمل  جنسي  و  جماع  را  انجام  داد  سپس  پيوند  زناشوئي ‌گسست  و  بعد  از آن  شخصي  مرتکب  زنا  شد،  در  اين  حال  محصن  است  و  کيفرآن  رجم  وسنگسارکردن  است‌. وزن  نيزچنين  است  پس  هرگاه  زني  ازدواج‌کرد  و  عمل  جنسي  را  انجام  داد  سپس  طلاق‌گرفت  و  بعد  از  طلاق  مرتکب  زنا  شد  او  محصن  بحساب  مي‌آيد  و کيفرش  رجم  و  سنگسارکردن  است‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -  احصان  در  قرآن  دارای  معانی  زیر  است‌:
1-  بمعنی  حریت  و  آزادی‌: " فعليهن نصف ما على المحصنات من العذاب "     در  سوره  نساء ‌که  محصنات  بمعنی  زنان  حره  است‌.  و  همچنین  در "والمحصنات من النساء    الا  ما  ملکت  ایمانکـم‌“  و  “‌من  یستطع  منکم  طولا  ان  ینکح  المحصنات  المومنات‌...“
2- بمعنی  عفت  و  پاکدامنی  که  محصنات  عبارت  خواهد  بود  از  زنان  پاکدامن  و  عفیفه  مانند:  "‌والذین  یرمون  المحصنات‌...”  بمعنی  عفیفات  و  “‌محصنات‌"،  غیر  مسافحات‌...“  و  “‌والتی  احصنت  فرجها“‌.
٣-  ازدواج  کرده  در  سوره  نساء  آمده‌:  “‌والمحصنات  من  النساء‌..“  یعنی  زنان  ازدواج  کرده‌.
٤-  بمعنی  وطاء‌:  محصنین  غیر  مسافحین‌".
٥-‌بمعنی  اسلام‌:  فاذا  احصن  ای  اسلمن  در  لغت  بمعنی  منع  و  در  شرع  بمعنی  بلوغ  و  عقل  نیز  آمده  ا‌ست‌.  مولفمسلمان  و کافر  براي  اجراي ‌کيفر  رجم  يکسان  است

همانگونه ‌که  مسلمان  اگر  مرتکب  زنا  شود  و  ثابت‌گردد  بايد  حد  درباره  او  اجرا شود. اگر کافر ذمي  يا  مرتد  نيز  مرتکب  زنا  شوند  و  به  ثبوت  برسد  بايد  حد  شرعي  درباره  آنها  نيز  اجراگردد. زيرا  ذمي  همينکه  پذيرفت  در  جامعه  مسلمين  زندگي‌کند اجراي  احکام  مسلمين  را  نيز  پذيرفته  است‌. و  ثابت  شده‌که  پيامبر صلي الله عليه و سلم   دو  نفر يهودي محصن  راکه  مرتکب  زنا  شده  بودند،  رجم‌کرد. اما  درباره  مرتد  بدينجهت  حد  درباره او  اجرا  مي‌گردد  که  ارتداد  او  را  از  اجراي  احکام  مسلمين  بر  او  معاف  نمي‌دارد  و احکام  اسلامي  همچنان  شامل  او  مي‌شود. 

از  ابن  عمر  روايت  است‌که  يهوديان  زن  و  مردي  يهودي  راکه  زنا  مرتکب  شده  بودند  به  حضور  پيامبر صلي الله عليه و سلم  آوردند. پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:" ما تجدون في كتابكم؟ " فقال: تسخم وجوههما ويخزيان." قال: كذبتم إن فيها الرجم، فأتوا بالتوراة فاتلوها إن كنتم صادقين    [در  کتاب  آسماني  شما  چه  چيزي  در  اين  باره  آمده  است‌؟‌ گفتند: چهره  آنان  سياه  مي‌شود  و  آنگاه  خوار  و  رو سياه  مي‌گردند. پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌: شما  دروغ‌گفتيد،  براستي  درکتاب  شما  حکم  رجم  وجود  دارد. اگر  راست  مي‌گوئيد  تورات  بياويد  و  آن  را  بخوانيد]"‌. آنگاه  يهوديان  شخصي  را  آوردندکه  تورات  خوان  بود  و  تورات  را  قرائت  کرد  تا  اين  به  جائي  رسيد  و  بر آن  دست  نهاد  و  به  وي ‌گفته  شد:

دستت  را  بردار  و  دستش  را  برداشت  و ديدند که  حکم  رجم  در آن  مي‌درخشد،  و  روشن  است  و  آشکار گفتند: اي  محمد: براستي  درآن  حکم  رجم  هست  ولي  ما  آن  را  در  ميان  خود  پنهان  مي‌کرديم‌”  لذا  پيامبر صلي الله عليه و سلم   دستور  داد  تا  هر  دو  را  رجم‌کردند. عبدالله  بن  عمرگويد:

-‌آن  مرد  را  ديدم‌که  خود  را  سپر  آن  زن  مي‌ساخت  و  او  را  از سنگهائي‌ که  بسويشان  مي‌انداختند  حفظ  مي‌کرد. بخاري  و  مسلم  آن  را  روايت‌ کرده‌اند. در روايت  احمد  آمده  است‌که  نام  قاري  اعور  آنان  “‌صوريا”  بود.

از  جابر  بن  عبدالله  آمده  است‌که‌گفت‌: پيامبر صلي الله عليه و سلم    يک  مرد  از  يهود  و  يک  مرد  از  اسلم  را  رجم‌کرد[1]‌. بروايت  احمد  و  مسلم‌.

از  براء  بن  عازب  روايت  است‌که‌گفت‌: “‌يک  مرد  يهودي  را  از کنار پيامبر صلي الله عليه و سلم    عبور  دادند که  چهره‌اش  را  با  ذغال  سياه  کرده  و کتک  زده  بودند  و  شلاق  خورده  بود. پيامبر صلي الله عليه و سلم   آنان  را  صدا  زد  وگفت‌: “‌آيا  حد  زنا  را  درکتابتان  -  تورات  چنين  مي‌يابيد‌؟  

گفتند: آري‌. پيامبر صلي الله عليه و سلم    يکي  از  علماي  يهود  را  خواند  و  به  وي‌گفت‌: ترا  بدان  خدائي  قسم  مي‌دهم‌که  تورات  را  برموسي  فرو  فرستادکه  بمن  بگوئي  آيا  حد  زنا  درکتاب  شما  -‌تورات  -‌چنين  است  وآن  را  چنين  مي‌يابيد؟  آن  مرد  عالم  يهودي‌گفت‌: نخير. 

واگر  مرا  چنين  قسم  نداده  بودي‌،  من  حد  رجم  را که  در  تورات  است  به  تو نمي‌گفتم‌. -‌آري  حد  زنا  در  تورات  رجم  است  -‌ولي  چون  زنا  در  ميان  اشراف  ما  فراوان  گشت‌،  ما  هروقت  مرد  شريفي  را  مي‌گرفتيم‌که  مرتکب  زنا  شده  بود  اورا  بحال  خود  مي‌گذاشتيم  وهروقت  زنا  برشخص  ضعيفي  ثابت  مي‌گشت  حد  را  درباره  او  جاري  مي‌کرديم‌. سپس  خود گفتيم‌: بيائيد  بر  چيزي  توافق‌کنيم‌که  آن  را  درباره  شريف  و وضيع  و  محترم  و  نامحترم  يکسان  اجراکنيم‌. اين  بودکه  بجاي  رجم‌کردن‌،  رو  سياه  زدن  و  شلا‌ق  زدن  را  قرار  داديم  و  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:" اللهم إني أول من أحيا أمرك إذا أماتوه    [‌خداوندا  من  نخستين‌کسي  بودم ‌که  اين  امر  و  حکم  از  ميان  رفته  شما  را  در  ميان  قوم  يهود  زنده  مي‌کنم‌]‌’‌’‌. لذا  دستور  دادکه  آن  مرد  زناکار  يهود  را  رجم‌کردند. سپس  اين  آيه  نازل‌گشت‌:" يأيها الرسول لا يحزنك الذين يسارعون في الكفر من الذين قالوا آمنا بأقواههم ولم تؤمن قلوبهم و  من  الذين  هادوا سما‌عون  للکذب  سما‌عون  لقوم  آخرين لم  ياتو‌‌ک‌،يحرفون ا‌لکلم  من ‌بعد  مو‌اضعه  يقولون  ان  اوتيتم  هذا فخذوه  وان  لم توتوه  فا‌حذروا، و  من  يرد  الله  فتنته  فلن  تملک  له  من