ف  است  و اوامر و  نواهي  الهي  و  خطاب  تكليف‌،  به  وي  تعلق  مي‌گيرد  مگر  در  بعضي  ازكارهايي‌كه  انجامش  براي  او  دشوار  باشد،  بعلت  گرفتاري  او  بخدمت  كردن  اربابش  كه  آن  تكليف  از  او ساقط  است  مانند  نماز  جمعه  و  جماعت‌. 

و  خداو‌ند  دستورداده  است‌كه  از  مي  خوارگي  اجتناب  شود  و  اين  امر  به  اجتناب  شامل  انسان  آزاده  و  برده‌،  هر  دو  مي‌شود  و  اجتناب  از  ميخوارگي  براي  بنده  و  برده  دشوار  نيست‌. و  ضرر  و  زيان  آن  براي  بنده  وآزاد‌ه  يكسان  است‌. و  تنها  در  عقوبت  و  حد  با  هم  تفاوت  دارند،‌كه  عقوبت  بنده  نصف  عقوبت  آزاده  است  بنابراين  عقوبت  بنده  مي  خوار  بيست  ضربه  شلاق  يا  چهل  ضربه  شلاق  مي‌باشد  همانگونه‌كه  در اجراي  حد  بر  آزاده  نيز  اين  اختلاف  وجود  داشت‌. 

همانگونه‌كه  حريت  شرط  اقامه  حد  نيست‌،  مسلمان  بودن  نيز  شرط  نيست بنابراين  اهل‌كتاب  از  يهود  و  نصاري‌كه  داراي  شناسنامه ‌كشور اسلامي  هستند  و  تابع يك  دولت  اسلامي  مي‌باشند  و  بتعبير  فقهي  اهل  ذمه  باشند،  مانند  قبطيان  در سرزمين  مصر  و  يا  مانند  اهل‌كتاب‌كه  تابع  دولتهاي  بيگانه  نمي‌باشند  و  برابر  قرارداد  دركشور  اسلامي  اقامت  دارندكه  به  تعبير  فقهي  “‌مستامنين‌”  ناميده  مي‌شوند  و  اجازه اقامت  موقت  دارند  اينها  همه  چنانچه  در  ديار  اسلام  مرتكب  باده‌گساري  گردند  

حدود  شرعي  برآنان  اجراء  مي‌گردد،  چون  دراين  سرزمين  اسلامي  درسود  و زيان  با ما  شريك  هستند  وگذشته  از  آن  در  اديان  اهل  كتاب  نيز  باده‌گساري  حرام  است  همانگونه‌كه  قبلا  بدان  اشاره  شد  و  آثار و  نتايج  زشت  مي  خوارگي  و  مواد  مخدر  براي  زندگي  فردي  و  عمومي  مردم  يكسان  است  و  اسلام  مي‌خواهد  جامعه‌اي‌كه  در  زير پرچم  اسلام  است  از  انحطاط  و  پستي  و  زيانهاي  اخلاقي  و  جسمي  و  ضعف  و سستي  درهمه  جهات  چه  مسلمين  وچه  غيرمسلمين‌،  بدور و جامعه‌اي  پاك  و  منزه و  متحد  باشد  واينست  مذهب  جمهور فقهاء ‌كه  حق  است  و  نبايد  ازآن  عدول  نمود،ولي  علماي  حنفي  مي‌گويند  مي  اگر چه  نزد  ما  مسلمين  بعلت  حرمت‌،  مال  محسوب  نيست  و  احترامي  ندارد،  ولي  نزد  اهل‌كتاب  مال  است  و  داراي  ارزش  است  و  اگر مسلماني  آنرا  دور  بريزد  بايد  بهاي  آن  را  بصاحبش  از  اهل‌ كتاب  بپردازد  و  نوشيدن  مي  از  نظر  اهل ‌كتاب  مباح  است  و  ما  ماموريم ‌كه  آنان  را  در  دين  خود  آزاد  بگذاريم  پس  اگر  يكي  از اهل‌ كتاب  مي  خورد  نبايد  عقوبت  در  مورد  او  اجرا  شود  و  بفرض اينكه  دركتاب  اصلي  آنان  حرام  باشد،  ما  حق  نداريم  آنان  را  تعقيب ‌كنيم‌،  چون  بحرمت  آن  معتقد  نيستند  و  ما  موظف  هستيم ‌كه  برابر  عقيده‌شان  با  آنان  رفتار  نمائيم  نه  بمقتضاي  آنچه‌ كه  حقيقت  است  با  توجه  به  نفس  حقيقت‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - قبلا  توضیح  داده  شدكه  همه  مواد  مخدر  خمر  هستند  بنابراین  وقتی‌كه  می‌گوئیم  میخواره  مقصود  استعمال  كننده  انواع  مخدرات  است‌.مداواي  با  خمر  و  مواد  مخدر  

مردم  در دوره  جاهلي  پيش  از اسلام  مي  را  بعنوان  مداوا  مي‌نوشيدند  چون  اسلام  آمد  مردم  را  از  اين  مداوا  منع كرد  و  مي  را  حرام  ساخت‌.
امام  احمد  و  مسلم  و  ابوداود  و  ترمذي  از  طارق  ابن  سويد  جعفي  روايت‌كرده‌اند  كه  او  درباره  مي  از  پيامبر صلي الله عليه و سلم    سوال  نمود  و  پيامبر صلي الله عليه و سلم    او  را  آن  منع‌ كرد. طارق‌گفت‌: “‌من  آن  را  براي  درمان  و  دوا  مي سازم‌“‌. پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:" إنه ليس بدواء، ولكنه داء    [‌بيگمان  مي  درمان  نيست  بلكه  درد  است‌]"‌.

ابوداود  از  ابوالدرداء  روايت  كرده  كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌:" إن الله أنزل الداء والدواء، فجعل لكم داء دواء، فتداووا، ولا تتداووا بحرام    [‌خداوند  همانگونه  كه  درد  را  آفريده‌،  دواء  را  نيز  براي  آن  آفريده  است  پس  دردها  را  دواكنيد  ولي  از  حرام  دواء  نسازيد  و  در  دواي  خويش  از  حرام  استفاده  نكنيد]‌".

گاهي  پيش  از  اسلام  براي  پرهيز  از  سرما  و  شدت  سردي  هوا  مي‌ مي‌خوردند  و اسلام  اينكار  را  نيز  ممنوع  ساخت‌. 

ابوداود  روايت  كرده  است  كه  ديلم  حميري  از  پيامبر صلي الله عليه و سلم   سوال  كرد  وگفت‌: اي  رسول  خدا  ما  درسرزمين  سردي  هستيم  وهواي  سردي  دارد  و  در آنجا كارسخت  و  دشوار  داريم  و  ما  براي  اينكه  در  برابر  سرماي  شديد  و  سختي‌كار  مقاومت‌كنيم  از  گندم  شرابي  درست  مي‌كنيم  و  آن  را  مي‌خوريم‌كه  مقاومت  ما  را  مي‌افزايد؟  پيامبر صلي الله عليه و سلم    فرمود: "  هل يسكر؟ [‌آيا  آن  شراب  مست  مي‌كند؟‌]‌’‌’  ديلم  حميري ‌گفت‌: آري  مست  مي‌كند. پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌: ازآن  دوري‌كنيد  و  آن  را  نخوريد. ديلم‌گفت‌: مردم  ازآن  دست  نمي‌كشند. پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:" فإن لم يتركوه فقاتلوهم   [‌اگر  ازآن  دست  نكشيدند  با  آنان  جنگ  كنيد]"‌.

بعضي  از  اهل  علم‌گفته‌اند: اگر  دواي  حلالي  نباشدكه  جاي  آن  دواي  حرام  را  بگيرد  مداوا  با  “‌خمر”  جايزاست  مشروط  برآنكه  شخص  براي  لذت  و  مستي  ازآن استفاده نكند  و  از  حد  و  مقدار  مجاز  پزشك‌،  تجاوز  نكند  همانگونه‌كه  در  حال  اضطرار  نيز  استفاده  از  خمر  جايز  است‌. فقها  براي  اين‌كار  مثال  آورده‌اندكه‌: شخصي  لقمه‌اي  درگلويش‌گيركرده  و  به  آب  دسترسي  ندارد،  درآن  حال  اگربه  مي  دسترسي  باشد،  مجاز  است  از  آن  استفاده‌كند. يا  اينكه‌كسي  در  سرماي  سختي‌گرفتار  آمده  و  مشرف  برهلاك  باشد  و  بچيزي  دسترسي  نداشته  باشدكه  خود  را  ازهلاك  و  سرما  نجات  دهد،  جز  پياله‌اي  يا  جرعه‌اي  از  مي‌،  در  آن  حال  مي تواند  ازآن  استفاده ‌كند. يا اينكه ‌كسي  دچار  نارسائي  قلبي  شده  و  مشرف  بمرگ  است‌،  خود  مي‌داند  يا  اينكه  پزشك  بوي  خبر  داده  است‌،‌ كه  تا  مقدار معيني  از  مي  نخورد  از آن  رهائي  نمي‌يابد،  لذا  از  آن  مي‌خورد. اينست  ميزان  و  حد  براي  اينكه  ضرورات  مخطورات  را  مباح  مي‌گرداند. =الضرورات  تبيح  المظورات<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:793.txt">حد  زنا</a><a class="text" href="w:text:794.txt">زنايي كه  موجب  حد  است</a><a class="text" href="w:text:795.txt">حد  بکر</a><a class="text" href="w:text:796.txt">حد  زناي  محصن</a><a class="text" href="w:text:797.txt">اقسام  زنا‌کا‌ران</a><a class="text" href="w:text:798.txt">شرايط  احصان</a><a class="text" href="w:text:799.txt">اجراي ‌کيفر  رجم  براي كافر و مسلمان</a><a class="text" href="w:text:800.txt">راي  فقها  درباره  حد کافر</a><a class="text" href="w:text:801.txt">شلاق ‌و رجم  باهم</a><a class="text" href="w:text:802.txt">شرايط اقامه حد</a><a class="text" href="w:text:803.txt">ثبوت  حد</a><a class="text" href="w:text:804.txt">چه  وقت  بايد  حد  زده  شود</a><a class="text" href="w:text:805.txt">کندن  خندق  و  چاه  براي‌ کسي ‌که  رجم  مي‌شود</a><a class="text" href="w:text:806.txt">حضور  ام