 دخت  "‌حييي‌“  يهودي‌که  مسلمان  شد،  ازدواج  کرده  است‌.

٣-‌زن  اگرداراي  منزلت  رفيع  باشد  او  و  اولياي  او  هستندکه  عادتاً  بر  شوهري‌که  منزلت‌کمتري  دارد  خرده  و  طعنه  مي‌گيرند  و  تفاخر  مي‌نمايند.[3]اما  مرد  شريف  و  محترم  اگر  زنش  منزلت  پايينتري  داشته  باشد  برآن  تفاخري  نمي‌کند  و  او  را  دست‌کم  نمي‌گيرد  و کوچک  نمي‌شمارد.

 کفاءت  حق  زن  و اولياي  او  است[4]‌: بنظر  جمهوري  فقهاء ‌کفاء‌ت  حق  زن  و  اولياي او  است‌،  پس  ولي  زن  حق  ندارد که  او را  از غيرکف‌ء  نکاح‌کند  مگر  برضاي  ا‌و ديگر  اوليا  . چون  ازدواج  او  با  غيرکف‌ء  براي  همه  آنها  سرافکندگي  و  عار  ببار  مي‌آورد  و  بدون  رضايت  همه  آنها  جايز  نيست‌. اگر  زن  و  اولياي  او  راضي  شدند  ازدواج  جايز  است  چون  وقتي  آنان  راضي  باشند  منعي  درکار  نيست  و آنان  ازحق  خودگذشته‌اند. 

شافعيه  مي‌گويند: اين  حق  تنها  براي  اوليائي  است  که  ولايت  مالي  دارند. امام  احمد  در  روايتي ‌گفته‌: اين  حق  براي  همه  اولياي  نزديک  و  دور  است  هرکس  از  آنان راضي  نباشد  حق  فسخ  نکاح  را  دارد. در  روايتي  ديگر  از  احمد  آمده  است‌که‌ کفاء‌ت  حق  خدائي  است  پس  زن  و  اولياء  نمي‌توانند  آن  را  اسقاط ‌کنند،  ولي  اين  روايت مبني  برکفاء‌ت  ديني  است  و  اين ‌کفاء‌ت  ديني  است‌که  ساقط  نمي‌شود.

کفاءت  چه  موقع  معتبر  است‌؟: ‌کفاء‌ت  بهنگام  بستن  عقد  ازدواج  معتبر  است‌،  اگر  بعد  از  اجراي  عقد  يکي  از  اوصاف‌کفاء‌ت  تغييرکرد،  اشکالي  ندارد  و  موجب  تغيير  واقعيت  عقد  نمي‌شود  و  درعقد  ازدواج  تاثيري  ندارد،  چون  شروط  ازدواج  بهنگام عقد  معتبر  هستند. 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -زاد المعاد4/22.
[2] - قر‌یشی  عبارتند  از  فرزندان  نضر  بن  کنانه‌.  و  هاشمی  عبارتند  از  فرزندان  هاشم  بن  عبد  مناف  و  دیگر عربها بپدری بالاتر از نضر منسوبند.مولف
[3] -‌حنفیه گوید:  در  دو  مورد  زن  نیز  باید  با  مردکف‌ء  و  مساوی  باشد:
1-‌در  صورتیکه  زوج‌کسی  را  وکیل  خودکند  تا  زن  غیرمعینی  را  ازاو  نکاح‌کند.  دراینصورت  باید  زن  با  مرد  برابر باشد  تا  ازدواج  لازم  الاجراء  باشد. 
٢-‌در  صورتیکه  ولیی‌که  دختر  خردسال  را  بعقدکسی  درمی‌آورد  غیر  از  پدری‌،  باشدکه  معروف  به  سوء‌انتخاب  نیست‌که  در  این  صورت  برای  صحـت  نکاح  شرط  است‌که‌،  زوجه‌کف‌ء  باشد  با  مرد  بدلیل  احتیاط  و  رعایت  مصلحت  مرد. 
[4] -هرگاه  زن  را  با  غیرکف‌ء  نکاح‌کـردند  بدون  رضایت  او  و  اولیاء  او،  بعضی‌گویند:  نکاح  باطل  است  و  بعضی  گویند  صحیح  است  ولی  برای  زن  و  آنان  حق  “‌خیار“  ثابت  می شود  و  این  رای  شافعیه  است  و  رای  حنفیه  در  مبحث  ولایت  بیان  شده  است‌.
اگر  مرد  بهنگام  عقد  ازدواج  دارای  حرفه  شریف  و  ارجمندی  بود،  یا  در  آنوقت  می‌توانست  هزینه  زندگی  همسر  را  بپردازد،  یا  مرد  درستکار  بود...  سپس  شرایط  و  ظروف  تغییرکرد  و  شغل  و     حرفه  او  پست  گردید  یا  فقیر  شد  و  نتوانست  هزینه  را  تامین‌کند  یا  فاسق  شد  و  خلاف  امر  خدا  رفتار  نمود،  در  اینصورت  عقد  نکاح  بحال  خود  باقی  است‌...  چه  زمانه  دگرگون  است  و  انسان  بر  یک  حال  نمی‌ماند.  و  زن  باید  واقعیت  را  بپذیرد  و  بدانچه‌که  روی  داده  است  راضی  و  شکیبا  و  پرهیزکار  باشد  و  اینست  بهترین‌کار.  مقدمه‌ به قلم‌: 
شهيد حسن البنا

ستيش مر خدي را، و درود خدا بر محمد صلي الله عليه و سلم و آل و اصحاب او باد.

وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ (توبه: ١٢٢) [‌شيسته نيست مومنان همگي (‌به سوي ميدان جهاد) كوچ كنند، چرا از هر گروهي طيفه‌ي از آنان كوچ نمی‌كند (‌و طيفه‌ي بماند) تا در دين (‌و معارف و احكام اسلام‌) آگاهي پيدا كنند و به هنگام بازگشت به سوي قوم خود آنها را انذار نميند تا (‌از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند و خودداری‌ كنند].
اما بعد: بيگمان انتشار دعوت اسلامي و بيان احكام ديني بويژه جنبه‌هي فقهي آن از جمله بزرگترين قربتها و نزديكي به خداوند تبارك و تعالي و كسب رضي اوست‌، تا ينكه مردم در اعمال عبادي و كردارهيشان از نظر دين اشكالي نداشته و از آنها آگاه باشند. پيامبر صلي الله عليه و سلم فرموده است‌: ''مَنْ يُرِدِ اللّهُ به خَيراً يُفَقِّهْهُ في الدِّين، و إِنَّما الْعِلْمُ بِالتَّعَلُّمِ، إنَّ الأَنْبِيَاءَ صلوات الله و سلامه عليهم لَمْ يُوَرِّثُوا دِينَارًا وَلا دِرْهَمًا ، إنَّمَا وَرَّثُوا عِلْمًا، فَمَنْ أخَذَهُ أخَذَ بِحَظٍّ وَافِرٍ'' [‌كسي كه خداوند خير وي را بخواهد او را در دين فقيه و دانا می‌گرداند، بيگمان دانش از راه تعلم فراگرفته می‌شود و پيامبران پيشين - درود خدا برآنان باد -‌درهم و ديناري از خود بجي نگذاشتند بلكه دانش را از خود بجي نهاده‌اند، هركس آنرا فرا گرفت‌، بيگمان بهره وافر برده است‌.]‌.
بيگمان لطيف‌ترين و سودمندترين شيوه و نزديكترين راه به دل و خرد، در بررسي فقه اسلامي بويژه در بيان احكام عبادات و بررسی‌هي عمومی‌ كه بري فهم توده‌ي مردم نوشته می‌شود، آنست كه نويسنده در آنها از اصطلاحات فني و طرح مسيل فراوان فرضي اجتناب ‌كند و تا آنجا كه ممكن است با استناد به قرآن ‌كريم و سنت صحيح نبوي و اشاره به فلسفه‌ي احكام و فويد آن در حد توانيي با عبارات و چملات ساده و آسان به بيان مسائل فقهي بپردازد، تا ينكه خوانندگان طالب فقه احساس‌ كنند كه مسائل ديني خود را از خدا و پيامبر فرا می‌گيرند و آنرا به سود دين و دنيي خويش بكار می‌بندند. ين شيوه بزرگترين انگيزه بري مردم است تا بر آگاهي خود بيفزيند و بر كسب دانش روي آورند.
خداوند بزرگ برادر ارجمند سيد سابق را موفق نموده است تا ين شيوه بيان را پيش‌ گيرد. و ين رساله را (‌فقه السنه‌) ساده و مفيد و سودمند نوشته و در آن احكام فقهي را با روشي نيكو و اسلوبي زيبا توضيح داده است‌. بنابر ين شايسته‌ي پاداش نيكوي خداوند خواهد بود ان شاء الله. و اعجاب و شگفتي و تحسين دوستداران و شيفتگان ين دين را برخواهد انگيخت‌. خداوند پاداش ين خدمت به دين و امت و دعوت اسلامي را به بهترين وجه به وي ارزاني دارد و او را از آن بهره‌مند سازد و خداوند او و مردم را از آن عمل خير و نيك وي بهره‌مند و متمتع ‌گرداند. آمين.

حسن البناتعداد  نمازهای  فرض  (‌د‌ر  شبانه  روز)  

خداوند  در  شبانه روز  پنج  نماز  بر  انسان  فرض‌ کرده  است‌،  از  ابن  محیریز  روایت  است ‌که‌:  مردی  از  بنی‌کنانه‌،  بنام  “‌‌مخدجی‌‌“‌،  در  شام  از  مردی  بنام  ابومحمد  شنید که می‌گفت‌:  نماز  ‌“‌وتر‌“  واجب  است‌،  مخدجی‌ گفت‌:  که  به  نزد  ‌“‌عباده  بن  الصامت‌“