ست‌:  مراد  و  قصد  پیامبر صلی الله علیه و سلم    آن  بودكه  شعار  اسلام  را  آشكاركند  در  محلی‌كه‌كافران  شعاركفر  و  عداوت  خدا  و  پیامبر صلی الله علیه و سلم    را  آشكاركرده  بودند.  و  این  عادت  پیامبر صلی الله علیه و سلم   بودكه  همواره  شعار  توحید  را  بجای  شعاركفروشرك  قرارمی‌داد  و  جای‌گزین  می‌كرد.  همانگونه‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    دستور  داد  كه  مسجد  طایف  را  در  محل  استقرار  بتهای  "‌لات"  و  "‌عزی‌"  بسازند.‌عُمره 

عمره  بمعنی  زیارت  است‌كه  مقصود  ازآن  زیارت  خانه‌كعبه  وطواف  بدور آن  و  سعی‌  و  شتاب  بین  صفا  و  مروه  و  تقصیر  وكوتاه‌كردن  موی  سر  می‌باشد.
علما  بر  مشروعیت  آن  اجماع  دارند.  ابن  عباس‌گوید:  “‌انجام  زیارت  عمره  در ماه  رمضان  پاداش  برابر  با  پاداش  یك  حج  غیرواجب  دارد“‌.  بروایت  احمد  و  ابن  ماجه‌.  ابوهریره‌گوید:  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:" العمرة إلى العمرة كفارة لما بينهما، والحج المبرور ليس له جزاء إلا الجنة   [زیارت  عمره  تا  زیارت  عمره  دیگركفاره‌گناهان  مدت  زمان  فاصله  بین  آنها  است  و  حج  مقبول  جزبهشت  پاداشی  ندارد]"‌.  بروایت  احمد  و  بخاری  و  مسلم‌.  قبلا  نیز  یادآور  شدیم  كه  در  حدیث  آمده  است‌: " تابعوا بين الحج والعمرة     [بدنبال  انجام  حج  زیارت  عمره  را  نیز  انجام  دهید]"‌.تكرار زیا‌رت  عمره  (‌در  یك  سال‌)‌:  

1-‌نافع‌گوید:  چند  سال  در  زمان  ابن  الزبیر  عبدالله  بن  عمر  هرسال  دو  بار  عمره  را انجام  می‌داد.
2-‌قاسم‌گفته  است‌:‌ عایشه ‌(‌رض‌)  سه  بار  در  یك  سال  زیارت  عمره  را  انجام  داد.  گفتند:  آیا كسی  آن  عمل  را  بروی  عیب‌ گرفت‌؟  او گفت‌:  سبحان  الله  بر ام  المومنین   خرده  بگیرند؟  و  بیشتر اهل  علم  هم  این  رای  را  پذیرفته‌اند.  امام  مالك  تكرار آن  را  در  یك  سال  مكروه  دانسته  است‌.انجا‌م  زیا‌رت  عمره  در ما‌ه ها‌ی  حج  پیش‌ از  حج  جا‌یز است

كسی ‌كه  بزیارت  عمره  می‌رود  می‌تواند  آن  را  در  ماههای  حج  انجام  دهد،  بدون  اینكه  حج  بگزارد،  زیرا  عمر  بن  خطاب  زیارت  عمره  را  در  ماه  شوال  انجام  داد  و  بمدینه  برگشت‌،  بدون  اینكه  حج  بگزارد.  و  همچنین  جایز  است‌كه  پیش  از  انجام  مراسم  حج  مراسم  عمره  را  انجام  دهد.  همانگونه‌كه  عمر  آن  را  نیز  انجام  داد.  طاووس‌گفت‌:  در  زمان  جاهلیت  انجام  زیارت  عمره  را  در  ماههای  حج  بدترین‌گناه  می‌دانستند  و  می‌گفتند:  “‌هرگاه  ماه  صفر  تمام  شد،  و  زخم  پشت  مركوب  یا  زخم  پاهایش  خوب  شد  وآثارراه  حج  برطرف‌گردید،  موقع  عمره  فرا  می‌رسد " إذا انفسخ صفر، و برأ الدبر  وعفا الاثر  حلت العمرة لمن اعتمر   "  چون  اسلام  آمد  به  مردم  دستور  داد،‌كه  در  ماههای  حج  زیارت  عمره  را  انجام  دهند.  ازآنوقت  ببعد  تا  روز  قیامت  انجام  عمره  در  ماههای  حج  مباح  می‌باشد.حكم‌ عمره

حنفیه  و  مالك  عمره  را  سنت  می‌دانند،  چون  جابرگفت‌:  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم    درباره  وجوب  زیارت  عمره  سئوال  شد،  اوگفت‌:  نخیر.كه  حدیث  آن  حسن  و  صحیح است‌.  شافعیه  و  احمد  آن  را  فرض  می‌داند.  چون  خداوند  فرموده  است‌: " وأتموا الحج والعمرة لله    چون  عمره  بعد  ازحج‌-‌ذكرشده  و  حج  فرض  است‌،  پس  عمره  نیزفرض  می  باشد.

سخن  ابوحنیفه  و  مالك  ارجحیت  دارد.  در  فتح  العلام‌گفته  است‌:  احادیث  دال  بر  فرضیت  آن  نمی‌توانند  حجت  فرضیت  آن  واقع  شوند.  ترمذی  ازشافعی  نقل‌كرده  است‌كه  احادیث  مربوط  به  سنت  بودن  عمره  ثابت  نشده‌اند  پس  واجب  است‌.چیزيی كه  وضو  را  با‌طل‌ نمی‌كند

دوست  داشتیم  به  چیزهایی  اشاره ‌كنیم ‌كه  گمان  رفته  است‌،  كه  وضو  را  باطل  می‌كنند  و  حال  آنكه  وضو  بدانها  باطل  نمی‌شود،  زیرا  دلیل  صحیحی‌ كه  بتوان  بدان اعتماد  نمود،  در  این  باره  در دست  نیست‌.  این  چیزها  بشرح  زیر  است‌:

1-‌دست زد‌ن  به  زن  بدون  حائل‌:  
از  عایشه  رضی  الله  عنها  روایت  شده  است‌ كه‌:  پیامبر صلي الله عليه و سلم،  او  را  بوسیده  درحالی كه  پیامبر  روزه  داشت‌،  و  فرمود:  (إن القبلة لا تنقض الوضوء ولا تفطر الصائم)  [‌بیگمان  بوسه‌،  وضو  و  روزه  را  باطل  نمی‌كند]‌‌.  اسحاق  بن  راهویه  آنرا  “‌‌بیرون  آورده “  است‌.  و  بزاز  نیز  با  سند  “‌‌جید”‌  آنرا  بیرون  آورده  است‌.  عبدالحق‌ گفته  است‌:  برای  آن  علتی  را  كه  موجب  ترك  آن  باشد  نمی‌شناسم‌.  باز  هم  از  عایشه  رضی  الله  عنها  روایت  شده  است  كه‌:  شبی  پیامبر صلي الله عليه و سلم را  در  رختخواب  در كنار  خود  نیافتم‌،  بجستجوی  وی  

پرداختم‌ كه  دست  بر كف  پاهای  ایشان‌ گذاشتم  و  ایشان  در  حال  سجده  بود  و  پاها  را  نصب  كرده  بودند  و  می‌گفتند:  (اللهم اني أعوذ برضاك من سخطك، وأعوذ بمعافاتك من عقوبتك، وأعوذ بك منك، لا أحصي ثناء عليك أنت كما أثنيت على نفسك) [خداوندا  به  رضای  تو  پناه  می‌برم ‌كه  مرا  از  خشم  خودت  در  امان  داری‌،  و  به  عفو  و بخشش  تو  پناه  می‌برم‌ كه  مرا  از  خشم  خودت  در  امان  داری‌،  و  به  عفو  و  بخشش  تو  پناه  می‌برم  كه  مرا  به  عقوبت  خودت‌ گرفتار  نسازی‌،  و  از  تو  به  تو  پناه  می‌برم‌،  من  نمی‌توانم  آنطور  ترا  بستایم  كه  تو  خود  را  ستوده‌ای‌]‌‌.  مسلم  و  ترمذی  آنرا  روایت  كرده‌اند،  و  ترمذی  آنرا  “‌‌صحیح“  دانسته  است‌.

باز  هم  از  عایشه  رضی  الله  عنها  روایت  شده  است  كه‌: (أن النبي صلى الله عليه وسلم قبل بعض نسائه ثم خرج إلى الصلاة ولم يتوضأ)،  [‌پیامبر صلي الله عليه و سلم  یكی  از  زنانش  را  بوسید  سپس  برای  نماز  بیرون  رفت  و تجدید  وضو  نكرد]‌  احمد  و  چهار نفر از محدثین  آنرا  با  سندی‌ كه  رجال  آن  موثوق  به  هستند،  روایت ‌كرده‌اند.  باز  هم  از  او  رضی  الله  عنها  روایت  شده  كه  گفته  است‌: (كنت أنام بين يدي النبي صلى الله عليه وسلم ورجلاي في قبلته فإذا سجد غمزني فقبضت رجلي)  و  در  متن  دیگری‌:  ” (فإذا أراد أن يسجد غمز رجلي)  (‌متفق  علیه‌)  [‌در  پیش  روی  پیامبر صلي الله عليه و سلم  خوابیده  بودم‌،  پاها  را  در  جهت  قبله‌ي وی  دراز  می‌كشیدم  هرگاه  می‌خواست  به  سجده  رود  مرا  تكان  می‌داد  و  نشگو‌ن  می‏‎گرفت  و  من  پای  خود  را جمع  می‌كردم‌ “.  یا  “‌‌هرگاه  می‌خواست  به  سجده  رود،  پای  مرا  تكان  می‌داد‌[1]]‌‌.  

2-‌خارج  شدن  خون  ا‌ز  غير ا‌ز مخرج  معتاد،  خواه  بوسیله‌ي جراحت  یا  حجامت  یا  خون  دماغ  شدن  بوده  و  خواه  اندك  یا  فراوان  باشد،  ناقض  وضو نیست‌:  -  پس  خارج  شدن  خون  از شرمگاه  پیشین  و پسین  وضو را  باطل  می‌كند  -

حسن رضي الله عنه  گفته  است‌:  ما زال المسلمون يصلون في جراحاتهم [‌مسلمانان  همواره  با  جراحاتی ‌كه  برمی‌داشتند،  نماز  می‌گزاردند]‌‌‌.  بخاری  آنرا  روایت‌ كرده  است‌،  و گفته  است‌:  “‌‌ابن  عمررضی  الله  عنهما، ‌كوركی  