ا  برای  جنگ  اسلحه  بدست‌گیرد  و  نباید درختان  آنجا  بریده  شوند،  مگر  اینكه‌كسی  به  شتر  خود  علف  دهد]‌"‌.  و  در  حدیث  متفق  علیه  آمده  است‌كه  حدود  حریم  مدینه  مابین  “‌عیر“‌ و  “‌ثور”  می‌باشد.  ابوهریره  گوید  پیامبر صلی الله علیه و سلم    مابین  دو زمین  سنگلاخی  سیاه  شرقی  و  غربی  مدینه  را  حرم  مدینه  قرار  داده  و  دوازده  میل  پیرامون  مدینه  را  قرقگاه  نمود.  و  حریم  حرم  مدینه  دوازده  میل  از  فاصله‌كوه  “‌عیر”  واقع  در  میقات  تاكوه  “‌ثور”  در  نزد  “احد”  در  جهت  شمال  می‌باشد.

پیامبر صلی الله علیه و سلم    برای  اهل  مدینه  رخصت  داده‌اندكه  درختان  را  برای‌كارهای  ضروری  و مورد  نیاز،  ازقبیل  ساختن  وسیله‌كشاورزی  یا  سواری  و  امثال  آن‌،  قطع‌كنند  و  همچنین  رخصت  داده‌اندكه  اهل  مدینه‌گیاه  مورد  نیاز،  برای  تعلیف  چهارپایان  خود  را  نیز  تهیه‌كنند.  احمد  از  جابر  بن  عبدالله  روایت  كرده  است  كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:  “حرام ما بين حرتيها، وحماها كلها، لا يقطع شجرة إلا أن يعلف منها  [‌مابین  در  سنگلاخ  سیاه  مدینه  و  همه  قرقگاه  آن  حریم  است‌،  نباید  درختان  آن  بریده  شوند  مگراینكه  بمنظور  تعلیف  چهارپایان‌]"‌.  بخلاف  حریم  مكه‌كه  درآنجا  چنین  چیزی  روا  نیست زیرا  در  مكه  مردم  می‌توانند،  مایحتاج  خود  را  پیداكنند  ولی  در  مدینه  مردم  نمی‌توانند  مایحتاج  خود  را  تهیه‌كنند.  برای  كشتن  شكار  و  قطع  درختان  در  حریم  مدینه  جزائی  تعیین  نشده  است  ولی  این‌كارموجب‌گناه  و  عصیان  است‌.  بخاری  از  انس  روایت‌كرده  است‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:" المدينة حرم، من كذا إلى كذا، لا يقطع شجرها، ولا يحدث فيها حدث، من أحدث فيها حدثا فعليه لعنة الله والملائكة والناس أجمعين   [‌حریم  مدینه  از  آنجا  تا  بدانجا  است  و  نباید  درختانش  قطع‌گردد  و  نباید  درآنجا  رویدادهائی  پیش  آید،  هركس  درآنجا  رویدادی  و  حادثه‌ای  بوجود  آورد،  لعنت  خدا  و  فرشتگان  و  همه  مردم  بر  او  باد]"‌.  هركس  شاخ  و  برگ  و  تنه  بریده  درخت  آنجا  را،  یافت  استفاده  ازآن  برایش  حلال  می‌باشد.  از  سعد  بن  ابی‌وقاص  روایت  است‌كه  او  سواره  به  قصر  خویش  واقع  در  “‌عقیق‌”  می‌رفت‌،  او  بنده‌ای  را  دیدكه  درختی  را  می‌برید  یا  شاخ  و  برگ  آن  را  می شكست‌،  آن  را  از  اوگرفت‌.  چون  سعد  برگشت‌،  صاحبان  آن  بنده  آمدند  وبه  وی‌گفتند:  آنچه‌كه  ازغلام  ماگرفته‌ای‌،  به  وی  پس  ده‌.  او  گفت‌:  معاذ  الله  چیزی‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    به  من  بخشیده  است  پس  بدهم  وامتناع  ورزید  از  پس  دادن  آن‌.  به  روایت  مسلم‌.

ابوداود  و  حاكم  آن  را  روایت‌كرده‌اند  و  حاكم  آن  را  صحیح  دانسته  است  كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:" من رأيتموه يصيد فيه شيئا فلكم سلبه   [هركس  را  دیدیدكه  در  حریم  مدینه  مشغول  شكار  است  می‌توانید  آن  را  از  او  بگیرید]"‌.آیا   غیر از این  دو،  حریم  دیگری  هست‌؟

ابن  تیمیه‌گوید:  دردنیا  حریم  دیگری  بجزحریم  مكه  و  حریم  مدینه  وجود  ندارد  و  غیرآن  دو  جا  را  نمی‌توان  حریم  نامید  همانگونه‌كه  جاهلان‌،  جاهای  دیگررا  حریم  می‌نامند  مانند:  "حرم  المقدس‌”  و  “‌حرم  ا‌لخلیل‌”  و  امثال  آن‌.  اینها  باتفاق  مسلمین  حریم  نیستند،  و  احترام  شرعی  ندارند.

حریمی‌كه  مجمع  علیه  باشد  حریم  مكه  است  وجمهورعلما  برای  مدینه  هم  حریم  قائل  هستند  همانگونه‌كه  احادیث  فراوانی  در  این  باره  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم    رسیده  است‌،  مسلمانان  درباره  وجود  حریم  سومی‌،  نزاعی  ندارند  مگر  درباره  “‌وجاء‌”‌كه  در  طایف  واقع  است  وگروهی  ازجمله  شافعی  وشوكانی  آنجا  را  هم  “‌حریم‌”  می‌دانند  و  جمهورآنجا  را  بصورت  “‌حریم‌”  قبول  ندارند.برتری  مكه  برمدینه

بنا  برای  جمهور  علما  مكه  برتراز  مدینه  می‌باشد  و  فضیلت  بیشتری  دارد.  چون  احمد  و  ابن  ماجه  و  ترمذی  بصورت  صحیح  از  عبدالله  بن  عدی  بن  الحمراء  روایت  كرده‌اندكه  او  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم   شنیدكه  می‌گفت‌:" والله إنك لخير أرض الله وأحب أرض الله إلى الله، ولولا أني أخرجت منك ما خرجت  [به  خدای  سوگندكه  تو  بهترین  زمین  خدا  هستی  وبه  نزد  خدا  محبوبترین  زمین  می‌باشی‌،  اگر مرا  بیرون  نمی‌كردند  هرگز بیرون  نمی‌رفتم‌]‌’‌’‌.  بروایت  و  تصحیح  ترمذی  ازابن  عباس  آمده  است‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم  به  مكه‌ گفتند:" ما أطيبك من بلد، وأحبك إلي، ولولا أن قومي أخرجوني منك ما سكنت غيرك   [‌چقدر  شهر پاك  و  تمییز  هستی  و  چقدرترا  دوست  دارم‌،  اگر قومم  مرا از اینجا  بیرون  نمی‌كردند،  هرگز  در  جای  دیگر  جز  تو  سكونت  نمی‌گزیدم‌]"‌.دخول  در  مکه  بدون  احرام

اگرکسی  قصد  حج  و  یا  عمره  را  نداشته  باشد،  جایز  است  بدون  احرام  وارد  مکه  شود  خواه  دخول  در  آن‌،  بمنظور  نیاز،  تکرارگردد،  مانند  هیزم  کش  وکسی‌که  گیاه  می‌فروشد  و  سقاء  و  شکارچی  و  امثال  اینها  یا  نیاز  او  تکرارنگردد  مانند:  تاجر  و  زائر  و  امثال  آن  و  خواه  ایمن  باشد  یا  ترسان‌.  و  صحیح‌ترین  قول  شافعی  و  چیزی‌که  اصحاب  او  بدان  فتوی  داده‌اند،  چنین  است‌.  در  حدیث  مسلم  آمده  است  که  پیامبر صلی الله علیه و سلم    داخل  مکه  شد  و  عمامه  سیاهی  برسر  داشت  و  در  احرام  نبود.  ازابن  عمر  نقل  شده‌که  او  پاره‌ای  راه  رفته  بود  و  برگشت  و  بدون  احرام  به  مکه  درآمد.

ابن  شهاب  و  ابن  حزم‌گفته‌اند،  دخول  در  مکه‌،  بدون  احرام  اشکالی  ندارد  پیامبر صلی الله علیه و سلم    میقات  را  برای‌کسانی  تعیین  فرموده‌اندکه  قصد  حج  یا  عمره‌کنند،  نه  برای  کسانی‌که  قصد  حج  و  عمره  ندارند  و  خداوند  و  پیامبر صلی الله علیه و سلم    نگفته‌اند،‌که  دخول  در  مکه  بدون  احرام  جایز  نیست  و  نمی‌توان  چیزی  راکه  شارع‌،  مردم  را  بدان  ملزم  ننموده  ا‌ست‌،  الزامی  ساخت‌.

آنچه که  برای  دخول  در  مکه  و  بیت‌الحرام  مستحب  می‌باشد 
1-‌غسل‌ کردن‌:  از  ابن  عمر  روایت  است‌که  او  برای  دخول  درمکه  غسل  می‌کرد.  

٢-‌کسی‌ که  از  ناحیه  “‌زاهر”  به  مکه  وارد  می‌شود  مستحب  است‌که  شب  را  در  “‌ذی  طوی‌”  بماند.  زیرا  پیامبر صلی الله علیه و سلم   شب  درآنجا  ماند.  نافع  گوید:  ابن  عمر  چنان  می‌کرد.  بروایت  بخاری  و  مسلم‌.

   ٣-‌مستحب  است‌که  از  جهت  “‌ثنیه  العلیاه  -‌ثنیه‌کداء‌”  -‌نام‌گردنه‌ای  است  -‌وارد  مکه  شود.  پیامبر صلی الله علیه و سلم    ازآن  ناحیه  وارد  شد.  در  غیرآن  صورت  هرگونه‌که  برایش  مقدور  است  و  از  هر  طرف  باشد  اشکالی  ندارد.  

٤-‌پس  از  اینکه  وسایل  خویش  را  درجای  امنی  نهاد،  بزیارت  خانه‌کعبه  بشتابد  و  از  “‌باب  بنی  شیبه  -‌باب  السلام‌”  وارد  شود.  و  با  خ