كن ما تعمدت قلوبكم    [در  چیزی‌كه  درآن  اشتباه  كرده‌اید،  برشماگناهی  نیست  و  درچیزهائی‌كه  قلبتان  بدان  قصد  می‌كند،  و  نیت  آن  می‌نمائید  مورد  حساب  و  بازخواست  قرار  می‌گیرید]"‌.  و  قبلا  نیزگفتیم‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفته  است‌:" إن الله وضع عن أمتي الخطأ  والنسیان‌...".  عبدالرزاق  از  قول  معمر  از  اعمش  از  زید  بن  وهب  روایت‌كرده  است‌كه‌:  “‌روزی  درزمان  عمربن  خطاب  مردم   افطاركردند،  و  من كاسه‌های  بزرگ  پر  از  آب  را  دیدم‌،  كه  از  منزل  حفصه  (‌ام  المومنین‌)  بیرون  آوردند  و  از  آنها  نوشیدند،  سپس  خورشید  از  زیر  ابرها  سر  بیرون  آورد،  گو  اینكه  اینكار  بر  مردم  گران  آمد  وگفتند:  باید  امروز  را  قضا  كنیم‌.  عمر  بن  خطاب  گفت‌:  چرا؟  بخدای  سوگند  ما  تمایلی  به  ارتكاب  گناه  نداشتیم‌“‌.  بخاری  از  اسماء  دخت  ابوبكر  روایت‌كرده  است‌كه‌گفت‌:  “‌روزی  در  زمان  پیامبر صلی الله علیه و سلم   در رمضان  هوا  ابری  بود،  و  ما  افطاركردیم‌،  سپس  خورشید  طلوع‌كرد‌“‌.  ابن  تیمیه‌گفته  است‌:  از  این  حدیث  برمی‌آید  كه‌:  

الف  -‌اگر  هوا  ابری  باشد،  مستحب  است‌كه  افطار  را  بتاخیر  انداخت  تا  اینكه  از  غروب  آفتاب  یقین  حاصل  شود.  اصحاب  چنین‌كاری  را  نكردند  و  پیامبر صلی الله علیه و سلم    نیز  بدانان  نگفت  كه  چنین  كنید.  بدیهی  است‌كه  یاران  پیامبر صلی الله علیه و سلم    بیشتر  از  دیگران  بدستورات  خدا  و  پیامبر صلی الله علیه و سلم    آگاه  بودند  و  بیشتر  از  دیگران  مطیع  اوامر  خدا  و  رسول  بودند  .  

ب  -‌از  این  حدیث  برمی‌آیدكه  چنین  روزه‌ای  قضا  ندارد.  چون‌ اگرپیامبر صلی الله علیه و سلم  آنان  را  به  قضا  دستور  داده  بود،  همانگونه  كه  افطارشان  نقل  گردیده  است‌،  دستور  به  قضایشان  نقل  می‌شد.  حالاكه  نقل  نشده  است  دلالت  دارد  بر  اینكه  به  قضای  آن  

دستور  نداده  است‌.  

اما  چیزیكه  روزه  را  باطل  می‌كند  و  موجب كفاره  و  قضای  روزه  هر  دو می‌باشد:
 بنا  برای  جمهورعلما،  تنها  جماع  و  همخوابگی  توام  با  دخول  است‌،‌كه  روزه  را  باطل  می كند   و  موجب‌كفاره  می‌باشد.  از  ابوهریره  روایت  است‌كه  مردی  به  حضور  پیامبر صلی الله علیه و سلم    آمد  وگفت‌:  ای  رسول  خدا  هلاك  شدم‌.  پیامبر صلی الله علیه و سلم  گفت‌:  چه  چیزی  شما  را  هلاك‌كرد؟  گفت‌:  در  (‌روز)  ماه  رمضان  با  زن  خود  جماع  و  همخوابگی‌كرده‌ام‌.  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:  آنقدر  داری  كه  یك  برده‌ای  را  خریده  و  آزاد  كنی‌؟  اوگفت‌:  نخیر.  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:  آیا  می‌توانی  دو  ماه  پشت  سرهم  روزه  باشی‌؟‌گفت‌:  نخیر.  پیامبر صلی الله علیه و سلم  گفت‌:  آنقدر  داری‌كه  شصت  نفر  بینوا  را  اطعام‌كنی‌؟‌گفت‌:  نخیر  سپس  آن  مرد  نشست‌.  درآنوقت  مقداری  خرمای  صدقه  به  نزد  پیامبر صلی الله علیه و سلم    آوردند.  پیامبرگفت‌:  این  خرما  را  ببر وآن  را  بعنوان‌كفاره  به  بینوایان  ببخش  اوگفت‌:  آیاكسی  از  ما  نیازمندتر  هست‌،‌كه  آن  را  به  وی  بدهم‌؟  در  مدینه‌كسی  را  سراغ  ندارم‌كه  بیش  از  ما  بدان  خرما  نیازمند  باشد.  پیامبر صلی الله علیه و سلم    آنقدرخندیدكه  دندانهایش  پدیدارگردید.  وگفت‌:  برو  آن  را  به  خانواده‌ات  بده‌‌ [1].  بروایت  همه  محدثین  بزرگ.

بنا  بمذهب  جمهور  علما  برای  اینكه‌كفاره  چنین  روزه‌ای  را  پرداخت‌كنند  زن  و  مرد  هر  دو  یكسان  هستند،  مادام  اینكه  هر  دو  در  حال  اختیار  در  روز  رمضان [2]‌كه  نیت  روزه  آورده  باشند،  به  عمد  قصد  جماع  وهمخوابگی‌كنند.  اما  اگرجماع  ازروی  نسیان  یا  ازروی  عدم  اختیار  و  اجبار  از  سوی  هردوی  زن  و  شوهر  صورت‌گرفت  یا  اینكه  نیت  روز  نكرده  بودند،  در  آنصورت  بر  هیچكدام  از  آنان‌كفاره  واجب  نیست  (‌بلكه  فقط  قضای  آن  واجب  است‌)‌.  اگرمردی  زنش  را  مجبوربه  جماع  و  همخوابگی  نمود،  یا  اینكه  زن  بنا  بعذری  اصلا  روزه  نبود،  درآنصورت  فقط‌كفاره  برمرد  واجب  است  نه  بر  زن‌.  و  بنا  بمذهب  امام  شافعی  در  هیچ  حالی  بر  زن‌كفاره  واجب  نیست‌،  خواه  شوهراورا  مجبوركند  یا  اینكه  اورا  مجبورنكند.  برزن  واجب  است‌كه  فقط  آن  را  قضاء‌كند.  نووی‌گفته  است  بطوركلی  قول  اصح  آنست‌،‌كه‌كفاره  جماع  در  روز  رمضان‌،  تنها  برمرد  واجب  است  نه  برزنش‌،  بنابراین  شوهر،  فقط  یك‌كفاره  از  بابت  خودش  می‌دهد  و  بر  زن  چیزی  بعنوان‌كفاره  واجب  نیست  و  وجوب‌كفاره  به  زن  تعلق  نمی‌گیرد،  چون‌كفاره‌،  یك  حق  مالی  است  ویژه  جماع‌،  و  اختصاصاً  به  مرد تعلق  می‌گیرد  نه  بزن‌،  همانگونه‌كه  مهریه  نیزتنها  برعهده  مرد  است‌.  

ابوداود  می‌گوید:  از  امام  احمد  سئوال  شد:  اگركسی  در  روز  رمضان‌،  با  زنش  جماع‌كرد،  آیا  بر  زن  نیزكفاره  واجب  است‌؟  اوگفت‌:  ما  نشنیده‌ایم‌كه  بر  زن‌كفاره  واجب  باشد.  مولف  “‌المغنی‌“‌گفته  است‌:  بدان  علت  می‌گویند  بر  زن‌كفاره  واجب نیست‌،‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم  “‌به  كسی‌كه  در  روز  رمضان  جماع‌كرده  بود،  دستور  داد  كه  برده‌ای  را  آزادكند  وبه  زن  وی  چیزی  نفرمود  با  وجود  اینكه  می‌دانست‌كه  آن  زن  هم  در  جماع  سهیم  بوده  است‌‌“‌.  ا ه.

كفاره  و  تاوان  جماع‌،  در  روز  رمضان‌،  بنا  بقول  جمهور  علما،  بهمان  ترتیبی‌كه  در  حدیث  آمده  است‌.  بنابراین  واجب  است‌كه  نخست  یك  برده  را  آزادكند،  سپس  اگر  ازآن  عاجز  بود  و  برایش  مقدور  نگشت‌،  دو  ماه  پشت  سر  هم  (‌غیر  از  رمضان  و  ایام  عیدین  و  ایام  التشریق‌)  باید  روزه  باشد.  اگر  از  روزه  دو  ماه  پشت  سر  هم  عاجز  بود  و  نتوانست‌،  باید  شصت  نفز  بی‌نوا  را،  ازغذای  متوسط  خانواده  خویش  اطعام‌كند [3]‌.  

تا  زمانی‌كه  اولی  برای  او  مقدور  است‌،  دومی  صحیح  نیست  و  همچنین  وقتی  دوم  مقدور  باشد،  سوم  صحیح  نیست‌.  بنا  برای  مالكیه  و  بروایتی  از  امام  احمد،  هركس  بین  این  ٣  چیز  مختار  است  هركدام  را  خواست  انجام  می‌دهد  و  صحیح  است‌.  زیرا  مالك  و  ابن  جریح  از  حمید  بن  عبدالرحمن  ازابوهریره  روایت‌كرده‌اندكه‌:  ‌“‌مردی  در  ماه  رمضان  (‌ظاهراً  بوسیله  همخوابگی  و  جماع‌)  افطاركرده  بود،  پیامبر صلی الله علیه و سلم    به  وی  دستور  داد،‌كه‌كفاره  بدهد:  بنده‌ای  را  آزادكند  یا  دو  ماه  پشت  سر  هم  روزه  باشد،  یا  شصت  مسكین  را  اطعام‌كند“‌كه  مسلم  آن  را  روایت‌كرده  است‌.

و كلمه  “‌او =  یا“  دارد كه  آنهم  برای  تخییر  و  مخیرگذاشتن  بكار  می‌رود.  و  دلیل  دیگرآنست‌كه  این‌كفاره  بسبب  مخالفت  با  امرخدا  است  پس  همانگونه ‌كه  دركفاره  یمین  (‌شكست  سوگند)  شخص  مخیر  است‌كه  هركدام  را  خواست  انجام  می‌دهد،  اینجا  نیز  همین  طور  است‌.  شوكانی‌ گفته  است‌:  از  روایات  ترتی