------------------------------------------------
[1] - مقصود  اموالی  است‌که  در  طی  سال‌کسب  می‌کند  و  بدست  می‌آورد.  زکات  از  مال  مشترک

بنا  به  رای  اکثراهل  علـم‌،  اگرمالی  بین  دونفریا  بیشترمشترک  بود،  وقتی  زکات  از  آن  واجب  می‌شود،‌که  سهم  هریک  ازآنها  به  حد نصاب ‌کامل  برسد.
این  مطلب  یا  مطالب  مربوط  به  اشتراک  در  حیوان  واختلاف  درباره  زکات  آن‌،‌که  قبلا  ازآن  سخن‌گفتیم‌،  تفاوت  دارد  و  غیر  از  آن  است‌. فرار  از  زکات  

بنا  به  رای  امام  مالک  و  امام  احمد  و  اوزاعی  و  اسحاق  و  ابوعبید،  اگرکسی  از  هریک  از  انواع  اموال  زکوی‌،  دارای  حدنصاب  باشد  و  بمنظور  فرار  از  پرداخت  زکات  آن‌،  پیش  ازتمام  شدن  سال  آن  را  بفروشد،  یابه‌کسی  ببخشد  ویا  جزئی  ازآن  را  تلف  کند،  تا  از  حدنصاب‌کاهش  یابد،  دراین  صورت  زکات  از  او  ساقط  نمی‌گردد،  بلکه  در  آخر  سال  زکات  از  وی‌گرفته  می‌شود. البته  این  وقتی  است‌که  اندکی  پیش  از  وجوب  زکات  اینکار  را  انجام  دهد  ولی  اگر  در  اول  سال  این‌کار  را  مرتکب  شد،  زکات  آن  واجب  نیست‌،  چون  درآن  صورت‌گمان  فرار  از  زکات  نمی‌رود. ولی  امام  ابوحنیفه  و  امام  شافعی  می‌گویند: اگر  پیش  از  تمام  شدن  سال‌،  چنین‌کاری  راکرد،  زکات  از  وی  ساقط  می‌گردد  ولی  چون  قصد  فرار  از  زکات  داشته  است‌،‌گناهکار  است‌. 

گروه  اول‌،  بدین  آیه  استدلال‌کرده‌اند: " إنا بلوناهم كما بلونا أصحاب الجنة إذ أقسموا ليصرمنها مصبحين  ولا يستثنون  فطاف عليها طائف من ربك وهم نائمون فأصبحت كالصريم   [1] [بی‌گمان  ما  مردم  مکه  را  آزمودیم‌،  همانگونه‌که  مردمان  صاحب  آن  باغ  را  آزمودیـم‌،  وقتی‌که  سوگند  خوردند،‌که  صبح  زود  میوه  باغ  خویش  را  بچینند،  بدون  اینکه  ان  شاء  الله  بگویند  و  بدون  اینکه  قصد  پرداخت  حق  مساکین  وجداکردن  آن  را  داشته  باشند،  شباهنگام  که  آنان  در  خواب  بودند،  بلای  شدیدی  از  سوی  پروردگارت‌،  برآن  نازل  شد  و  باغ  و  میوه  آن  آنچنان  سوخت  و  سیاه ‌گشت‌ که‌ گوئی  خاکستر  تیره  است‌. . . ]"‌. چون  این  قوم  می‌خواستند  از  پرداخت  صدقه  فرارکنند  خداوند  آنان  را  بدینوسیله  مجازات  و  عقوبت‌کرد. و  بدلیل  اینکه  می‌خواهد  با  این  عمل  خویش  سهـم  و  نصیب‌کسی  را  ساقط‌کند،‌که  سبب  استحقاق  آن  منعقدگردیده  و  بوجود  آمده  است‌،  پس  ساقط  نمی‌شود. همانگونه‌که  اگرکسی  به  قصد  محروم  کردن  ازارث  زنش  را  دربیماری  مرگ  طلاق  دهد،  آن  زن  ازارث  محروم  نمی‌گردد. و   برای  اینکه  قصد  و  نیت  فاسدی‌کرده  است‌،  مقتضای  حکمت  آنست‌که  برخلاف  نیت  خود  مجازات ‌گردد. همانگونه ‌که  اگر کسی  مورث  خود  را  بدان  نیت‌که  زودتر،  به  ماترک  و  ترکه  وی  دست  یابد،  او  را  بکشد،  شریعت  او  را  با  محرومیت  از  ارث  مجازات  کرده  است‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -قلم/17تا21.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="text" href="w:text:4.txt">درباره سایت نوار اسلام</a><a class="text" href="w:text:5.txt">مقد‌مه مترجم بر چاپ د‌وم فقه‌ السنه</a><a class="text" href="w:text:6.txt">مقدمه مترجم</a><a class="text" href="w:text:7.txt">مقدمه‌ به قلم‌: شهيد حسن البنا</a><a class="text" href="w:text:8.txt">مقدمه مؤلف</a><a class="text" href="w:text:9.txt">پيشگفتار مؤلف</a><a class="folder" href="w:html:10.xml">طهارت</a><a class="folder" href="w:html:64.xml">نماز</a><a class="folder" href="w:html:166.xml">زكات</a><a class="folder" href="w:html:238.xml">روزه</a><a class="folder" href="w:html:265.xml">حج</a><a class="folder" href="w:html:433.xml">جنائز</a><a class="folder" href="w:html:538.xml">ذكر و  یا‌د  خدا</a><a class="folder" href="w:html:608.xml">ازدواج</a><a class="folder" href="w:html:776.xml">حدود</a><a class="folder" href="w:html:887.xml">ديه</a><a class="folder" href="w:html:916.xml">جهاد</a><a class="folder" href="w:html:953.xml">أَيْمان</a><a class="folder" href="w:html:956.xml">بيع</a><a class="text" href="w:text:1016.txt">لقيط</a><a class="text" href="w:text:1017.txt">لقطه</a><a class="folder" href="w:html:1018.xml">اطمعه  و مواد  خوراكي</a><a class="folder" href="w:html:1022.xml">الا‌ضحية</a><a class="text" href="w:text:1025.txt">نامگذاري  و سر  تراشيدن  بچه</a><a class="text" href="w:text:1026.txt">کفالت</a><a class="text" href="w:text:1027.txt">مساقات</a><a class="text" href="w:text:1028.txt">جُعاله</a><a class="text" href="w:text:1029.txt">مشاركت</a><a class="text" href="w:text:1030.txt">صلح  و سازش</a><a class="folder" href="w:html:1031.xml">قضاوت</a><a class="folder" href="w:html:1038.xml">لباس و پوشاك</a><a class="text" href="w:text:1044.txt">مسابقه </a><a class="text" href="w:text:1045.txt">اذيت و آزار حيوان</a><a class="folder" href="w:html:1046.xml">بازي تخته‌ نرد</a><a class="text" href="w:text:1049.txt">وقف </a><a class="folder" href="w:html:1050.xml">هبه و بخشش و تعريف ‌آن</a><a class="text" href="w:text:1054.txt">نفقه</a><a class="text" href="w:text:1055.txt">حجر </a><a class="text" href="w:text:1056.txt">علائم و نشانه‌هاي بلوغ</a><a class="folder" href="w:html:1057.xml">وصيت و ميراث</a><a class="text" href="w:text:1082.txt">پايان ترجمه‌ كتاب فقه السنه</a></body></html>پاك  کرد‌ن‌ کفش

کفش  آلوده  و  دم‌پائی  آلوده‌،  با  مالیدن  به  خاک‌،  پاک  می‌شوند،  اگر  اثر  نجاست  برطرف  شود.  زیرا  ابوهریره رضي الله عنه  گفته  است‌:  (إذا وطئ أحدكم بنعله الاذى فإن التراب له طهور)  [‌پیامبر صلي الله عليه و سلم   فرموده  است‌:  هرگاه‌ کفش  یکی  از شما،  با  نجاست  برخورد کرد،  بیگمان  خاک‌،  پاک‌کننده‌ي آن  است]‌‌.  ابوداود  آنرا  روایت‌کرده  است‌.  و  در  روایت  دیگری‌:  (إذا وطئ الاذى بخفيه فطهورهما التراب)   [هرگاه  کسی  دم‌پائی‌های  خود  را  آلوده ‌کرد،  پاک  کننده‌ي آنها  خاک  است‌]‌‌.

از  ابوسعید  روایت  شده  که‌:  پيامبر  فرموده  است‌:  (إذا جاء أحدكم المسجد فليقلب نعليه فلينظر فيهما، فإن رأى خبثا فليمسحه بالارض ثم ليصل فيهما) [هرگاه ‌کسی  از  شما  به  مسجد  رفت‌، ‌کفشهای  خود  را  برگرداند  و  بدانها  بنگرد،  اگر  نجاستی  در آنها  دید  آنرا  به  خاک  بمالد  سپس  با  آنها،  نماز  بخواند]‌‌.  احمد  و ابوداود  آنرا  روایت ‌کرده‌اند.  زیرا کفش  غالباً  با  نجاست  برخورد  می‌کند،  پس  مالیدن  آن  به  چیز  جامدی‌، ‌کفایت می‌کند  مثل  محل  استنجاء ‌که  مالیدن  جسم  جامد  آنرا  پاک  می‌کند  بلکه  این  شایسته‌تر  است‌،  زیرا  محل  استنجاء  (‌نشیمن‌گاه‌)  دو  بار  یا  سه  بار  در  روز  با  نجاست  برخورد می‌کند  ولی‌ کفش  بیشتر  بدین  چيزها  مبتلا  است‌.چه ‌کسی ‌با‌ید  زکا‌ت  را  توزیع کند؟

پیامبر صلی الله علیه و سلم    نمایندگان  خود  را  به  اطراف  و  نواحی‌گسیل  می‌داشت  تا  اموال  زکات را  جمع  و  بر  مستحقین  توز‌بع  و  تقسیم‌کنند. و  ابوبکرو  عمر  نیزهمین‌کار  را  ادامه  می‌دادند. خواه  در  اموال  ظاهری  زکات  مانند  محصولات  کشاورزی  و  میوه‌ها  و  حیوانات  و  معادن  بوده  باشد  یا  در  اموال  باطنی  زکات‌،  مانندکالاهای  بازرگانی  و  طلا  و  نقره  وگنجینه‌،  همین‌کار  را  انجام  می‌دادند. این  شیوه‌کار،  در  توزیع  و  تقسیم  زکات  تا  مدتی  از  دوران  خلافت  عثمان  بن  عفان  همچنان  معمول  بود،  ولی  بعداً  او  متوجه  گشت  اموال  باطنی  زکات  بسیار  فراوان‌گشته  و