ينار از بيست  دينار كمتر بود  چيزي  از  بابت  زكات  ازآن  مگير. و  برايشان  بنويس ‌كه  تا  يك  سال  ديگر  ازپرداخت  زكات  معافند.به روايت  ابن  ابي  شيبه‌.

امام  مالك  در  “‌‌موطا“‌گفته  است‌:چيزي  كه  ما  در  آن  هيچ  اختلافي  نمی‌بينيم  آنست‌كه  زكات  از  بيست  دينار(‌طلا)  واجب  می‌شود،  همانگونه‌كه  ازدويست  درهم  (‌نقره‌)  نيز  واجب  می‌گردد.
بيست  دينار از نظر وزن  برابر است  با  وزن  28 و يك دوم درهم  مصري[2]  و  وزن  هردرهم  مصري  تقريباً  3/12 گرم  است‌.

حد  نصاب  نقره  براي  زكات  و  مقدار  واجب ‌آن‌:
نقره  تا  به  مبلغ  دويست  درهم  نرسد  زكات  آن  واجب  نمی‌شود.چون  به  دويست  درهم  رسيد  مقدار  زكات  از  دويست  درهم  يك  چهارم  از  يك  دهم  دويست  درهم  می‌باشدكه  پنج  درهم  می‌شود.و  از  مازاد  بر  دويست  هر  اندازه  باشد  بدين  نسبت  زكات  آن  داده  می‌شود.چه  در  زكات  نقدين  -‌طلا  و  نقره  -‌بعد  از  رسيدن  به  حد  نصاب‌،‌كم  يا  زياد  مازاد  برنصاب  آن  مورد  عفو  واقع  نمی‌شود.ازعلي  پسرابي  طالب  روايت  است  كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم   فرمود:" قد عفوت لكم عن الخيل والرقيق، فهاتوا صدقة الرقة (الفضة) من كل أربعين درهما: درهم، وليس في تسعين ومائة شئ، فإذا بلغت مائتين ففيها خمسة دراهم    [‌من  شما  را  از  زكات  اسبان  و  بردگان  معاف  داشتم‌.پس  زكات  نقره  را  ازهر  چهل  درهم  يك  درهم  بدهيد،  نقره  تا  به  دويست  درهم  نرسد  در آن  زكات  نيست‌،  پس  ازبابت  مبلغ  يكصد  و  نود  درهم  زكات  پرداخت  نمی‌شود،  و  چون  موجودي  شخص  به  دويست  درهم  رسيد  از  بابت  آن‌،  پنج  درهم  زكات  پرداخت‌كنيد]"‌.به  روايت  اصحاب  سنن‌.ترمذي  می‌گويد:درباره  اين  حديث  از  بخاري  سوال  نمودم‌،  اوگفت‌: “‌صحيح‌“  است‌.اوگفت‌:به  راي  اهل  علم  در  مقدار  كمتر  از  پنج  “‌‌اوقيه‌”‌  زكاتي  واجب  نيست‌.هر  “‌‌اوقيه‌”‌  چهل  درهم‌،  و  پنج “‌اوقيه‌”‌‌،  دويست  درهم  می‌شود. دويست  درهم  = 27 و هفت نهم ريال  مصري  = 555 يكدوم  قرش  مصري  است‌. هر  درهم  واحد  وزن  مصري  تقريباً  12/3گرم  است‌.

ايا  می‌توان  طلا و  نقره  را  بهم  اضافه كرد  تا  به  حد  نصاب  برسد؟:
اگر كسي  مقداركمتر  از  حد  نصاب  طلا  داشته  و  همچنين  مقدار كمتر  از  حد  نصاب  نقره  نيز  داشته  باشد،  براي  تكميل  حد  نصاب  زكات‌،  آنها  را  به  همديگر اضافه  نمی‌كنيم  چون  دو  جنس  هستند،  پس‌،  از  بابت  آنها  زكاتي  پرداخت  نمی‌شود  همانگونه ‌كه  درباره ‌گاو  و گوسفند  نيز  چنين  رفتار  می‌كنيم‌. بنابراين  اگر كسي ١٩٩  درهم  نقره  و  نوزده  دينار  طلا  داشته  باشد،  زكاتي  بر  وي  واجب  نيست‌.[3]
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -توبه/34.
[2] -‌درهم  واحد  وزن‌كه  معادل  چهل  و  هشت  حبه  يا  چهل  و  هشت  جو  ميانه  است‌.
در  قواعد  مطهر  حلي  آمده‌:  اگرچه  درهم  به  چند  وزن  مختلف  بوده‌،  در  اسلام  براين  وجه  قرارگرفته  كه  هر  درهم  شش  دانگ  باشدكه  دانگي  هشت  جو  ميانه  است‌.
يك  درهم  را  برابر  يك گرم  نيزگرفته‌اند.  براي  تفصيل  بيشتر  به  فرهنگ  معين  زير  عنوان‌:  درهم  و  مثقال  توجه‌كنيدكه  به  تفصيل  از  آن  سخن گفته  است‌.
مرحوم  ايه‌الله  مردوخ  می‌گويد:  هرده  درهم  هفت ‌مثقال  وهر  چهارده  مثقال  بيست  درهم  است  (‌سه  سبع  برمقدارمثاقيل  افزوده  می‌شود)  ومی‌گويد  از  دويست  درهم  نقره  پنج  درهم  (‌٣مثقال  و  نيم‌)  و  از  بيست  مثقال  طلا،  مسكوك  يا  غيرمسكوک‌،  نيم  مثقال  زكات  واجب  است‌.
دكتر  قرضاوي  در  فقه  الزكاة  می‌گويد:  باجماع  علماء  يك  مثفال  برابر  يك  درهم  و سه هفتم  آن  است‌.  مترجم
[3] -‌بگمانم  اين  مساله  با  مقاصد  الشريعة  و فلسفه  زكات  درست  در نمی‌ايد.  مترجم  پاكيزه  کرد‌ن  پوست  مرد‌ار

درون  و  بيرون  پوست  مردار  با  دباغت  پاک  می‌شود،  زیرا  ابن  عباس  -  رضی  الله  عنهما  -‌گفته  است‌که  پيامبر صلي الله عليه و سلم  فرموده‌اند: (إذا دبغ الاهاب فقد طهر)   [‌هر  وقت  پوست  دباغت  شده  باشد  بیگمان  پاک  شده  است‌]‌‌.  شیخین  آنر‌ا  روایت ‌کرده‌اند.پرداخت  زكات  از  بابت  وام  و  طلبی كه  مالك  بر  ذمه  دیگران  دارد:

وام  و  طلب  از  دیگران  دو  حالت  دارد:
1-‌بدهكار،  طلب  مالك  را  قبول  دارد  و  حاضر  به  بازپرداخت  آن  می‌باشد.علماء  در  این  باره  چند  رای  دارند:

رای  اول‌:مالك  باید  بابت  طلب  خود  زكات  بپردازد،  ولی  وقتی  پرداخت  آن  لازم  می‌گردد،‌كه  طلب  خود  را  وصول‌كند  و  آنوقت  از  بابت  مدتی ‌كه ‌گذشته  زكاتش  را  پرداخت  می‌كند.این  رای  برمبنای  رای  حضرت  علی  و  سفیان  ثوری  و  حنفی‌ها  و  حنبلی‌ها  می‌باشد.

 رای  دوم‌:باید  مالك  فورا  از  بابت  طلب  خویش  زكات  بپردازد،  اگرچه  آن  را  نیز  وصول  نكرده  باشد  چون  اومی‌تواند  آن  را  وصول‌كند  ودرآن  تصرف  نماید. بنابراین   لازم  است‌كه  زكات  آن  را  بپردازد،  همانگونه‌كه  در  ودیعه  نیز  چنین  رفتارمی‌شود.و  این  رای  بر  مبنای  رای  حضرت  عثمان  و ابن  عمرو  جابر  و  طاووس  و  نخعی  و  حسن و  زهری  و  قتاده  و  شافعی  است‌.

رای  سوم‌:چون  این  وام  بهره‌دهی  ندارد،  پرداخت  زكات  از  بابت  آن  واجب  نیست‌،  همانگونه‌كه  دركالاهای  موردكسب  وكار  رفتار  می‌شود  -  ابزاركار  -  این  رای بر  مبنای  رای  عكرمه  است  و  از  حضرت  عایشه  و  ابن  عمر  نیزروایت  شده  است‌.

رای  چهارم‌: هرگاه  آن  طلب  را  وصول‌كرد،  زكات  یك  ساله  آن  را  پرداخت  می‌كند،  و  این  رای  سعیده‌بن  المسیب  و  عطاء  پسر  ابی  ر‌باح  است‌.

٢-‌در  صورتی  بدهكار  معسر  و  تنگ  دست  و  چیزی  نداشته  باشد  یا  اینكه  بدهی  را  قبول  ندارد  یا  اینكه  از  بازپرداخت  بدهی  طفره  می‌رود.در  این  صورت‌: قتاده  و  اسحاق  و  ابوثور  و  حنفی‌ها  می‌گویند  زكات  آن  بر  مالك  واجب  نیست  چون  مالك  نمی‌تواند  از  آن  بهره‌ای  ببرد.

بعضی‌ گفته‌اند: هرگاه  مالك  آن  را  وصول‌كرد  زكات  مدت‌گذشته  آن  را  پرداخت می‌كند. و  این  رای  سفیان  ثوری  و  ابوعبید  است‌.چون  آن  طلب‌،  ملك  مالك  و  تصرف  در  آن  جایز  است‌،  پس  زكات  آن  برای  مدتی‌كه  گذشت  واجب  است‌،  همانگونه ‌كه  زكات  وامی ‌كه  بر  عهده  شخص  ثروتمند  باشد  واجب  است‌.

هردو  رای  ازامام  شافعی  روایت  شده  است‌.عمر  بن  عبدالعزیزو  حسن  (‌بصری‌)  و  لیث  و  اوزاعی  و  مالك  می‌گویند:هرگاه  مالك‌،  آن  طلب  را  وصول‌كرد،  باید  زكات  یكساله  آن  طلب  را  پرداخت‌كند.زكا‌ت  اوراق  بها‌دار  و اسنا‌د  ما‌لی  با‌نكها  و  شركتها  و اسكنا‌سها‌ی  رایج:

اوراق  بهادار  و  سهام  اسنادی‌كه  از  نظر  بانكی  یا  شركتها  دارای  ارزش  پولی  هستند  و  اسكناسهای  رایج  با  توجه  به  اینكه  دیون  پشتوانه‌دار و  تضمین  شده  هستند  و  فوراً  می‌توان  باندازه  قیمت  آنها،  نقره  دریافت‌كرد،  لذا  اموال  زكوی  محسوب  و  هرگاه  ارزش  پولی  آنها  به  حد  نصاب  =  27 