یدان  “‌ضعیف‌“  و “‌سست‌"  است‌.  حافظ  ابن  حجر گفته  است‌:  او  تابعی  و  غیر معروف  العداله  است‌.  ابن  عدی ‌گفته  است‌:  ابن  سیدان  شبیه  به  راویان  مجهول است‌.  و  بخاری ‌گفته  است‌:  نمی‌توان  از  سخن  وی  پیروی ‌كرد،  بویژه ‌كه  با  حدیث  ،  قویتر از خودش  نیز معارض  باشد. چون  ابن  ابی  شیبه  از سوید  بن  غفله  روایت ‌كرده  است‌ كه  او  با  ابوبكر  و  عمر  نماز جمعه  را  بهنگام  زوال  خورشید  خوانده  است  و  اسناد  او  قوی  است‌.تعداد كسا‌نی كه ‌نما‌ز جمعه  با‌ آنها  منعقد  می‌شود: 

بین  علماء  خلاف  نیست  در اینكه  جماعت  برای  صحت  نماز جمعه  شرط  است و  جماعت  یكی  از شرایط  نماز جمعه  می‌باشد  چه  از طارق  بن  شهاب  روایت  شده   است ‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرمود:"  الجمعة حق واجب على كل مسلم في جماعة  [خواندن  نماز   جمعه  بجماعت  حق  واجبی  است  بر  هر  مسلمانی‌]"‌.  درباره  تعداد كسانی‌ كه  نماز  جمعه  بدانها  منعقد  می‌شود،  اختلاف  است  و در  این  باره  حافظ  در “‌الفتح“  پانزده  ،  مذهب  ذكر كرده  است‌.  رای  برتر  و  راجح  آنست‌ كه  نماز  جمعه  با  وجود  دو  نفر  و   بیشتر  صحیح  است.  چه  پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرموده  است‌:" الاثنان فما فوقهما جماعة[از  دو  نفر  ببالا  جماعت محسوب  می‌شود]"‌.  شوكانی  گفته  است‌:  جماعت  در  همه  نمازها  باجماع  با  وجود  دو  نفر منعقد  می‌شود  و  چون  نماز  جمعه  نیز مانند  دیگر نمازها است‌،  نمی‌تواند  یك  حكم  اختصاصی  داشته  باشد  مگر  با  دلیل‌.  و  دلیلی  بر  وجود  عدد  افراد  شركت‌ كننده  در  نماز  جمعه  نداریم‌ كه  تعداد  افراد  نماز  جمعه  را  از  تعداد  افراد  دیگر  نمازها  بیشتر  خاطرنشان  سازد.  عبدالحق‌ گفته  است‌:  بی‌گمان  درباره  عدد نمازگزاران  شركت‌ كننده  در  نماز  جمعه  هیچ  حدیثی  به  اثبات  نرسیده  است  و  سیوطی  نیز چنین ‌گفته  است‌.  و  طبری  و  داود  و  نخعی  و  ابن  حزم  نیز  چنین  رای داده‌اند.مكا‌ن  و محلی كه  نما‌ز جمعه  در آنجا  خوانده  می‌شود:

 خواندن  نماز  جمعه ‌در  شهر  و  روستا  و  در  مسجد  و  دیگر  بناهای  شهر  و  فضای  تابع  شهر،  صحیح  است‌،  همانگونه ‌كه  صحیح  است  آن  را  در  بیش  از  یك  محل  خواند.  عمر بن  خطاب  به  اهل  بحرین  نوشت‌:" أن جمعوا حيثما كنتم [هرجا  بودید  نماز  جمعه  را  بخواند]"‌.  به  روایت  ابن  ابی‌شیبه‌.  احمد گفته  است‌:  اسناد  آن  جید  است‌:  این  حكم  شهر  و  روستا  را  شامل  می‌شود.  ابن  عباس‌ گفته  است‌:  نخستین  نماز  جمعه‌ای ‌كه  بعد  از  نماز  جمعه  در  مسجد  رسول  الله  در  مدینه برگزار  شده  است  نماز  جمعه‌ای  بود كه  در  روستای  “‌جوائی“  بحرین  برگزار شد.  به  روایت  بخاری  و  ابوداود.  از  لیث  بن  سعد  روایت  است‌ كه  اهل  مصر و  سواحل  آنجا،  در  زمان  حضرت  عمر  و  حضرت  عثمان  بدستور آنان  نماز  جمعه  را  می‌خواندند  و  در آن  مردانی  از  اصحاب  پیامبر صلی الله علیه و سلم شركت  می‌كردند.  از  ابن  عمر  روایت  است  كه  او  مردمان  واحه‌های  بین  مكه  و  مدینه  را  می‌دید كه  نماز جمعه  را  می‌خواندند  و  او بر آنان  خورده  نمی‌گرفت‌.  عبدالرزاق  این  حدیث  را  با  سند  صحیح  روایت ‌كرده  است‌.بررسی  شروطی‌ که  فقها‌ء  در نما‌ز جمعه آنها  را  شرط  دا‌نسته اند‌: 

پیش  از این‌ گفتیم‌، ‌که  شرایط  وجوب  نماز  جمعه  عبارتند  از مرد  بودن =  الذکوره‌،  آزاد  بودن  =  الحریه‌،  تندرستی‌،  در  سفر  نبودن‌،  نداشتن  عذری‌ که  موجب  تخلف  از نماز  جمعه  باشد،  و  بصورت  جماعت  برگزار  شود.  

این  بود  شرایطی ‌که  در  سنت  نبوی  آمده  و  خداوند  ما  را  بدان  مکلف  ساخته است‌.  اما  غیر  از  اینها،  شرایطی‌ که  فقیهان  بیان ‌کرده‌اند،  اصالت  و  سندیتی  ندارد  که  معتبر  باشد  در  اینجا  بنقل  شرایطی  که  صاحب  کتاب  “‌الروضه  الندیه“‌ گفته  است اکتفاء  می‌کنیم‌:  

نماز  جمعه  مانند  دیگر  نمازها  است  چون  دلیلی  نداریم ‌که  نماز جمعه  با  نمازهای دیگر  اختلافی  داشته  باشد.  این  سخن  وی  اشاره  است  به  رد  سخنان‌ کسانی  که  گفته‌اند  برای  وجوب  نماز جمعه  وجود  امام  اعظم  و  پیشوای  بزرگ  مسلمین  و  شهر  بزرگ  و  تعداد  مخصوصی‌،  شرط  می‌باشد.  بی‌گمان  دلیلی  نیست‌ که  مفید  مستحب  بودن  این  شرایط  باشد،  تا  چه  رسد  به  واجب  بودن  یا  شرط  بودن  آنها.  بلکه  هرگاه  دو  نفر  در  محلی‌ که  به  غیر از آنها کسی  دیگری  نیست  نماز  جمعه  را  به  جماعت  خواندند  بی‌گمان  آنچه ‌که  واجب  است  انجام  داده‌اند،  در  اینصورت  اگر  یکی  از آنان  خطبه  ایراد کرد،  بی‌گمان  به  سنت  نماز  جمعه  نیز  عمل‌ کرده‌اند،  و  اگر  خطبه  را  ترک کردند،  به  سنت  عمل  نکرده‌اند،  چون  خطبه  سنت  است‌.  اگر  حدیث  طارق  بن  شهاب  نبود که  بموجب  آن  بر هر مسلمانی  واجب  است‌ که  نماز جمعه  را  با  جماعت بخواند،  و  اینکه  در  زمان  پیامبر صلی الله علیه و سلم  نماز  جمعه  بدون  جماعت  خوانده  نشده  است‌،  می‌گفتیم‌:  خواندن  آن  بصورت  انفرادی  همچون  دیگر  نمازها کفایت  می‌کند!!.

و  اما  آنچه  روایت  شده ‌که‌:" من أربعة إلى الولاة  [‌برای  جمعه  باید  چهار  نفر  به  اضافه  والیان  باشد]‌".  دانشمندان  صاحب  نظر  تصریح  کرده‌اند  که  این  سخنان  از  سخنان  پیامبر صلی الله علیه و سلم  و گفته  اصحاب  وی  نیست  تا  نیازی  به  بیان  معنی  و  یا  تاویل  آن باشد،  بلکه  از  سخنان  حسن  بصری  است‌.

اگر کسی  تامل ‌کند  و  ببیند که  در‌باره  نماز  جمعه‌،  این  عبادت  بزرگـی ‌که  خداوند  در  هفته  یکبار  بر  بندگان  خویش  واجب‌ کرده  و  آن  را  شعاری  از  شعایر  اسلام  قرار  داده  است‌،  چقدر  سخنان  پوچ  گفته  شده  و  چقدر  مذاهبی  منحرف  و  اجتهادهای  باطل  وجود  دارد،  از  تعجب ‌کالبد  خالی  می‌کند.  مثلا  یکی‌ گفته  است‌:  خطبه  بجای  دو  رکعت  است  اگر کسی  به  خطبه  نرسد  نماز جمعه‌اش  صحیح  نیست‌ گوئی ‌که  آنچه  از  طرق  متعدد  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم  روایت  شده  و  بعضی  از آنها  همدیگر  را  تقویت  و  تایید  می کنند،  نشنیده  است‌ که‌:" أن من فاتته ركعة من ركعتي الجمعة فليضف إليها أخرى وقد تمت صلاته  [هر کس  به  رکعت  اول  نماز جمعه  نرسید  و  رکعت  دوم  را  دریافت‌،  تنها  یک  رکعت  دیگر  بعد  از  سلام  امام  بخواند،  نمازش‌ کامل  است‌]"‌.  و گویی  دلایلی  دیگر  غیر  از  این  حدیث  را  هم  نشنیده  است‌.  درباره  تعداد  نفراتی ‌که  نماز  جمعه بدانها  منعقد  می‌شود،  اختلاف  فراوان  است  از  جمله‌:  سه  نفر  همراه  امام‌،  چهار  نفر،  هفت  نفر،  نه  نفر،  دوازده  نفر،  بیست  نفر،  سی  نفر،  چهل  نفر،  پنجاه  نفر،  هفتاد  نفر،  در  این  حدود،  جمع‌ کثیری  بدون  ذکر  عددی‌،  اینها  همه  اقوالی  بود که ‌گفته  شده  است‌.  برخی  گفته‌اند  جز  در  شهر  بزرگ  نماز  جمعه  صحیح  نیست‌.  بعضی  تعداد  ساکنان  شهر  را  به  هزاران ‌گفته‌اند.  دیگری‌ گفته  است  باید  شهر  م