و  ابن  ماجه  نیز نظیر آن  را  روایت‌ كرده‌اند كه  ابن السكن  آن  را  “‌تصحیح‌“  كرده  است‌.

نما‌ز  جمعه  بر  چه ‌كسانی  واجب  است  و بر  چه ‌كسا‌نی  واجب  نیست‌؟
نماز  جمعه  بر  هر  مسلمان  آزاده  عاقل  بالغ  غیر  مسافر كه  توانایی  رفتن  برای  ادای  آن  را  داشته  و  عذر  ترك  آن  را  نداشته  باشد،  واجب  است‌ .كسانی ‌كه  نماز  جمعه‌،  بر آنان  واجب  نیست  بشرح  زیر  می‌باشند:

1-2-‌زن  بطور مطلق  و  بچه‌ای ‌كه  به  حد  تكلیف  نرسیده  باشد.  این  مطلب  متفق  علیه  است‌.  

3-‌بیماری‌ كه  رفتن  به  نماز  جمعه  برایش  مشقت  و  رنج  داشته  یا  نگران  افزایش  بیماری  باشد  یا  بهبودی  را كند كرده  یا  بتاخیر  اندازد،  در  این  صورت  نماز  جمعه  بر وی  واجب  نیست‌. كسانی ‌كه  به  پرستاری  وی  مشغول  باشند  اگر  وجودشان  ضروری  باشد،  نیز  حكم  همان  بیمار  را  دارند  و نماز  جمعه  بر آنان  نیز  واجب  نیست‌.  از  طارق  بن  شهاب  روایت  است ‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرمود:" الجمعة حق واجب على كل مسلم في جماعة إلا أربعة: عبد مملوك أو امرأة أو صبي أو مريض  [نماز  جمعه  حق  واجبی  است‌،  بر  هر  مسلمانی‌ كه  آن  را  به  جماعت  بخواند،  مگر چهار نفر  برده  یا  زن  یا  بچه  یا  بیمار]"‌.  نووی ‌گفته  است  اسناد  این  حدیث  بشرط  بخاری  و مسلم  صحیح  است‌.  حافظ ‌گفته  است‌:  بیش  از  یك  نفر آن  را “‌صحیح‌“ دانسته‌اند.

4-‌مسافر.  اگر كسی  هنگام  اقامه  نماز جمعه  از  سفر برگشت‌،  بیشتر اهل  علم  بر آن  هستند، ‌كه  نماز  جمعه  بروی  واجب  نیست‌.  چه  پیامبر صلی الله علیه و سلم  به  سفر می‌رفت  و  نماز جمعه  را  نمی‌خواند  و  نماز  ظهر  و  عصر  را  بصورت  جمع  تقدیم  می‌خواند  و  نماز  جمعه  را  نمی‌خواند.  خلفای  پیامبر صلی الله علیه و سلم  و  دیگران  نیز  چنین  می‌كردند.

5-6-‌بدهكاری‌ كه  می‌ترسد  اگر  به  نماز  جمعه  برود،  طلبكار،  او  را  زندانی‌ كند،  و  كسی‌كه  خود  را  از  حاكم  ستمكار  پنهان  می‌كند،  اگر  به  نماز  جمعه  برود  او  را  می‌گیرند،  در  این  صورت  نماز  جمعه  بر آنها  واجب  نیست‌.

از  ابن  عباس  روایت  است‌ كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرمود:" من سمع النداء فلم يجبه فلا صلاة له إلا من عذر قالوا: يا رسول الله وما العذر؟ قال: خوف أو مرض   [هر كس  صدای  اذان  را  شنید  و  بدان  پاسخ  نداد  یعنی  برای  نماز به  مسجد  نرفت‌،  نمازش  مقبول  نیست  مگر  كسی‌ كه  عذر  داشته  باشد،‌ گفتند:  عذر  چیست  ای  رسول  خدا؟  فرمود:  پوزش  مانند  ترس  و  بیماری‌]"‌.  ابوداود  آن  را  با  اسناد  صحیح  روایت‌ كرده  است‌.

7-‌هر  معذوری‌ كه  رخصت  ترك  جماعت  داشته  باشد  می‌تواند  به  نماز  جمعه  نرود،  مانند  عذر  بارش  باران  و گل  و  لای  بودن  راه‌،  و سردی  سخت  هوا  و  امثال  آن‌.  از  ابن  عباس  روایت  است ‌كه  در  یك  روز  بارانی  به  موذن  خود گفت‌:  هرگاه  در  اذان “‌ أشهد أن محمدا رسول الله  ‌“  را گفتی‌،  بعد  از آن ‌“حي على الصلاة“  را  نگو،  و  بجای  آن  بگو:  “‌ در  خانه‌هایتان  نماز  بخوانید  -‌ صلوا في بيوتكم -“‌، ‌گویی‌ كه  مردم  از  آن  ناخشنود  شدند،  لذا گفت‌: ‌كسی‌ كه  از  من  بهتر  بوده  است   چنین‌ كرده  است  -‌یعنی پیامبر صلی الله علیه و سلم  -‌بی‌گمان  نماز  جمعه  فریضه  است  و  من  دوست  نداشتم ‌كه  شما  را  از  خانه‌هایتان  بیرون  بیاورم  و  در  میان ‌گل  و  لای‌،‌گام  بردارید.  از  ابوملیح  و  او  از  پدرش  روایت‌ كرده  است‌،‌ كه‌:  من  در  یك  روز  جمعه‌ای  در  حضور  پیامبر  صلی الله علیه و سلم بودم ‌كه  باران  آمد  و كف‌ كفشهای  مردم‌،  خیس  نشده  بود،  ولی  پیامبر صلی الله علیه و سلم  به  مردم  امر كرد كه  در  منازلشان‌،  نماز  خود  را  بخوانند.  به  روایت  ابوداود  و  ابن  ماجه‌.  

نماز  جمعه  بر  اینگونه  اشخاص‌ كه  برشمردیم  واجب  نیست  بلكه  واجب  است كه  نماز  ظهر  را  بخوانند،  و  اگر كسی  از آنها  بجای  نماز  ظهر،  در  نماز  جمعه  شركت كرد،  نماز  جمعه‌اش  صحیح  است  و  بجای  فریضه  ظهر كفایت  می‌كند،  چه  زنان  در  زمان  پیامبر صلی الله علیه و سلم  به  مسجد  می‌آمدند  و  با  وی  نماز جمعه  می‌گزاردند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -جمعه/9.وقت  نما‌ز  جمعه‌:  

جمهور اصحاب  و  تابعین  بر این  رای  هستند كه  وقت  نماز جمعه  همان  وقت  نماز  ظهر  است‌.  چه  احمد  و  بخاری  و  ابوداود  و  ترمذی  و  بیهقی  از  انس  روایت ‌كرده‌اند كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم  نماز  جمعه  را  وقتی  می‌خواند كه  خورشید  رو  به  غروب  می‌رفت‌.  و  مسلم  و  احمد  از  سلمه  بن‌الاكوع  روایت ‌كرده‌اند كه‌ گفت‌:  ما  همراه  پیامبر صلی الله علیه و سلم  نماز  جمعه  را  وقتی  می‌گزاردیم‌ كه  خورشید  به  طرف  غروب  می‌رفت  و هنگام  زوال  بود،  سپس  برمی‌گشتیم  و  سایه  را  دنبال  می‌كردیم‌.  بخاری‌ گفته  وقت  نماز  جمعه  هنگام  زوال  است‌.  و  همچنین  این  مطلب  از عمر و علی  و  نعمان  بن  بشیر و  عمر بن حریث  روایت  شده  است‌.  امام  شافعی‌ گفته  است‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم  و  ابوبكر  و  عمر  و  عثمان  و  پیشوایان  دیگر  بعد  از آنها  همه  نماز  جمعه  را  بعد  از  زوال  خورشید  خوانده‌اند.

حنبلی‌ها  و  اسحاق  می‌گویند كه  وقت  نماز  جمعه  از اول  وقت  نماز  عید  است  تا  آخر وقت  نماز  ظهر  و  به  حدیثی  استدلال‌ كرده‌اند كه  احمد  و  مسلم  و  نسائی  از  جابر  روایت ‌كرده‌اند كه ‌گفته  است‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم  نماز  جمعه  را  می‌گزارد  سپس  می‌رفتیم  به  طرف  شترهایمان  و  آنها  را  هنگام  زوال  خورشید  به  خوابگاهشان  می‌بردیم‌.  در  این  حدیث  تصریح  شده  به  اینكه  نماز  جمعه  را  پیش  از  زوال  می‌خواندند.  باز  هم  به  حدیث  عبدالله  بن  سیدان  سلمی  استدلال‌ كرده‌اند كه ‌گفته  است‌:  من  با  ابوبكر حاضر  به  نماز  جمعه  بوده‌ام ‌كه  خطبه  و  نمازش  پیش  از  نصف‌النهار  بود.  سپس  با  عمر  نیز  نماز  جمعه  را  خوانده‌ام ‌كه ‌گویی  نماز  و  خطبه‌اش  در  حین  نیمه  روز  بوده  است‌.  و  با  عثمان  نیز نماز  جمعه  خوانده‌ام ‌كه ‌گویی  موقع  زوال  خورشید  بوده  است‌،  و  من ‌كسی  را  ندیده‌ام ‌كه  بر  عمل  هیچیك  از آنان  خورده‌ گرفته  یا  منكران  شده  باشد.  دارقطنی آن  را  روایت ‌كرده  است  و  عبدالله  پسر  امام  احمد  نیز آن  را  از  پدرش  روایت‌ كرده  و  بدان  استدلال  نموده  و گفته  است‌:  همچنین  از ابن  مسعود  و  جابر  و  سعید  و  معاویه  روایت  شده‌ كه  آنان  نماز  جمعه  را  پیش  از  زوال  خوانده‌اند  و كسی  منكر  عملشان   نشده  است‌،  بنابر این  بصورت  اجماع  در آمده  است‌.

جمهور گفته‌اند:  مقصود  از  حدیث  جابر آنست‌ كه  در  تعجیل  نماز جمعه  بعد  از  زوال  مبالغه  شود  بدون  اینكه  به  انتظار خنك  شدن  هوا  بنشینند  و مقصود  آنست‌ كه نماز  جمعه  و  بردن  شتران  به  خوابگاه  بعد  از  زوال  پیش  می‌آمد:  و گفته‌اند  حدیث.   عبدالله  بن  