ت‌. كسانی ‌كه  تكرار  ركوع  در  یك  ركعت  را  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم  روایت ‌كرده‌اند،  تعدادشان  بیشتر  و  بزرگتر  و  نزدیكتر  به  پیامبر صلی الله علیه و سلم  بودند  از كسانی‌ كه  تكرار آن  را  روایت نكرده‌اند.  و  مذهب  مالك  و  شافعی  و  احمد  نیز  چنین  است‌.  ولی  در  مذهب ابوحنیفه  نماز كسوف  همچون  نماز  عید  و  جمعه  است‌،  زیرا  نعمان  بن  بشیر گفته است‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم  برایمان  نماز كسوف  خواند،  همچون  نماز شما  به  ركوع  و  به  سجود  رفت‌، ‌كه  دو  ركعت  دو  ركعت  بود  و  تاكسوف  برطرف  می‌شد  دعا  می‌كرد.  و  در  حدیث  “‌قبضه  الهلالی‌‌“  آمده  است  كه‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرمود:" إذا رأيتم ذلك فصلوها كأحدث صلاة صليتموها من المكتوبة [چون ‌كسوف  و  خسوف  را  مشاهده ‌كردید،  نماز  آن  را  همچون  تازه‌ترین  نماز  فرضی ‌كه  خوانده‌اید  آن  را  بخوانید  (‌بمانند  نزدیكترین  نماز  فرض  پیش  از كسوف  آن  را  بخوانید)‌]"‌.  به  روایت  احمد  و  نسائی‌.

قرائت  فاتحه  در  هر  دو  ركعت  واجب  است  و  نمازگزار  بعد  از  فاتحه  در  انتخاب  آیات  و  سوره‌های  قرآن‌،  برای  قرائت  مختار  است‌.  قرائت  را  می‌توان  بصورت  جهری  یا  سری  انجام  داد.  جز آنكه  بخاری ‌گفته  است  قرائت  جهری‌،  صحیحتر  می‌باشد.  وقت  نماز كسوف  از  هنگام ‌گرفتگی  خورشید،  تا  برطرف  شدن  آنست‌.  نماز  خسوف  ماه  همچون  نماز كسوف  خورشید  است‌.  حسن  بصری‌ گفته  است‌:  ماه ‌گرفته  بود،  ابن  عباس ‌كه  امیر  بصره  بود،  بیرون  آمده‌،  برایمان  دو  ركعت  نماز  خواند كه  در  هر  ركعت  دو  بار  به  ركوع  رفت‌،  سپس  سوار  شد  و گفت‌:  همانگونه ‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم  را  دیده  بودم  برایتان  نماز  خواندم‌.  امام  شافعی  آن  را  در  مسند  خویش  روایت ‌كرده   است.  

مستحب  است‌ كه  بهنگام ‌كسوف  و  خسوف  تكبیر  و  دعا گفت  و  صدقه  داد  و  استغفار نمود.  چه  بخاری  و  مسلم  از  عایشه  روایت‌ كرده‌اند كه‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرمود:" إن الشمس والقمر آيتان من آيات الله لا يخسفان لموت أحد ولا لحياته، فإذا رأيتم ذلك فادعوا الله وكبروا وتصدقوا وصلوا " ،و  آنان  از  ابوموسی  روایت  كرده‌اند  كه  گفته  است‌:  خورشید گرفته  بود،  پیامبر صلی الله علیه و سلم  برخاست  و  نماز  خواند  سپس  فرمود:" إذا رأيتم شيئا من ذلك فافزعوا إلى ذكر الله ودعائه واستغفاره [‌هرگاه  چیزی  از این  قبیل  دیدید  به  ذكر  و  دعا  ر  استغفار  از  الله  پناه  ببرید]"‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌شافعی  بدین حد‌یث  استناد كرده  و گفته  است‌ كه‌:  ایراد  خطبه  از  شروط  آن  است‌.  ابوحنیفه  و  مالك  گفته‌اند  خطبه  از شروط  آن  نیست  و  پیامبر (‌ص‌)  از  آنجهت  خطبه  ایراد  فرمود كه  مردم  می‌پنداشتند  آن  كسوف  بنا  به  حادثه  مرگ  ابراهیم  فرزند  پیامبر (‌ص‌)  می‌باشد.صلاة  الاستسقاء =  نماز  طلب  باران 

استسقاء‌:  بمعني  خواستن  آب  است‌.  در  اينجا  مقصود  خواستن  آب  از  خداوند بهنگام  خشكسالي  و  نباريدن  باران  است  به  يكي  از  راههاي  ز‌بر:
1-‌در  غير  اوقات  كراهت‌،  امام  با  مامومين  بدون  اذان  و  اقامه  دو  ركعت  نماز  می‌خواند كه  در  ركعت  اول  با  صداي  بلند  فاتحه  و  سوره" سبح اسم ربك الاعلى  ”‌،  و  در  ركعت  دوم  بعد  از  فاتحه  سوره  ‌“‌الغاشيه‌“  را  مي خواند.  سپس  خطبه‌اي  را  بعد  از  نماز  يا  پيش  از  نماز ايراد  می‌كند.  چون  امام  خطبه  را  بپايان  برد،  همه  نمازگزاران  عبا  يا  تن  پوش  خويش  را  می‌گردانند  بگونه‌اي ‌كه  طرف  راست  آن  در طرف  چپ  و طرف  چپ  در طرف  راست  قرار گيرد،  و رو  به  قبله  می‌ايستند  و دستهاي  خود  را  تا  آنجا كه  ممكن است  به  طرف  آسمان  برداشته  و  در  پيشگاه  خداوند  به  دعا  می‌پردازند.  از  ابن  عباس  روايت  است  كه‌:  “‌پيامبر صلي الله عليه و سلم  با  فروتني  و  تضرع  و  زاري  در  حاليكه  لبـاس  عادي  پوشيده  و  به  آهستگی‌ گام  بر می‌داشت‌،  بيرون  رفت  و  بگونه  نماز عيد  دو  ركعت  نماز  گزارد  ولي  خطبه  آن  را  ايراد  نفرمود‌“‌.  پنج  نفر از محدثين  بزرگ  آن  را  روايت ‌كرده‌اند  و  ترمذي  و  ابوعوانه  و  ابن  حبان  آن  را  ‌“‌صحيح‌“  دانسته‌اند.  از  حضرت  عايشه  روايت  است  كه‌:  مردم  از  نيامدن  باران  و  خشكسالي  در  حضور  پيامبر صلي الله عليه و سلم  شكوه  نمودند.  ايشان  دستور  دادند  كه  در  مصلي  (‌نماز گاه  در  خارج  شهر)  منبري  برايش‌ گزاردند،  و  به  مردم  وعده  دادند كه  روزي  بدانجا  بيرون  بيايند.  سپس  هنگامي ‌كه  خورشيد  پرتو افكن ‌گرديد،  بدانجا  بيرون  رفت  و  بر  منبر  نشست  و  تكبـر  و  تحميد  را گفت‌،  سپس  فرمرد:" إنكم شكوتم جدب دياركم وقد أمركم الله أن تدعوه ووعدكم أن يستجيب لكم) ثم قال: (الحمد لله رب العالمين، الرحمن، مالك يوم الدين، لا إله إلا الله يفعل ما يريد: اللهم لا إله إلا أنت، أنت الغني ونحن الفقراء، أنزل علينا الغيث، واجعل ما أنزلت علينا قوة وبلاغا إلى حين  [‌همانا  شما  از  خشكسالي  در  سرزمين  خود  شكوه  نموديد،  همانا  خداوند  به  شما  دستور داده  است‌ كه  به  پيشگاه  او  دعا كنيد  و  او را  بخوانيد،  و به  شما  وعده  داده  است  كه  دعايتان  را  اجابت  فرمايد.  سپس  فرمود:  “‌ ستايش  خداوند،  پروردگار  جهانيان  را  سزاوار  است‌،  بخشنده  مهربان  و  بخشايشگر  مهربان‌،صاحب  روز جزاء‌،  هيچ  اله  و  معبود  بحق  نيست  جز الله ‌كه  هر چه  بخواهد  آن‌ كند،  خداوندا  هيچ  موجود  شايسته  پرستش‌،  وجود  ندارد  جز  ذات  تو،  تنها  تو  بی‌نياز هستي  و  ما  نيازمندانيم‌،  باران  را  بر  ما  بباران‌،  و  آنچه  كـه  بر  ما  نازل  می‌فرمائي  (‌می‌بارانی‌)  نيرومند  و  رسا گردان‌،  تا  مدتي  ادامه  داشته  باشد]‌’‌’‌.  سپس  دستهاي  خود  را  آنقدر  بلند كرد، ‌كه  سفيدي  زير  بغلش  ديده  می‌شد  و  همچنان  دعا  می‌كرد.  سپس  از مردم  روي  بگرداند  و  عبايش  را  وارونه ‌كرد،  در حاليكه  همچنان  دستانش  بلند  بود.  سپس  روي  به  مردم‌ كرد  و  از  منبر  فرود  آمد  و  دو  ركعت  نماز گزارد،‌كه  بدنبال  آن  خداوند  ابري  پديد  آورد، ‌كه  از آن  رعد  و  برق  می‌جهيد  و به  اذن  خدا  باران  در گرفت‌،  هنوز به  مسجد  خود  نرسيده  بود، ‌كه  سيل  جاري  شد.  چون  ديدند، ‌كه  مردم  بسرعت  به  طرف  خانه‌هايشان  می‌دوند،  آنقدر  خنديد كه  دندانهاي  عقل  ايشان  پديدار گرديد  و  فرمود:  " أشهد أن الله على كل شئ قدير وأني عبد الله ورسوله  [‌گواهي  می‌دهم‌ كه  خداوند  بر هر چيزي  توانا  است  و اينكه  من  بنده  و فرستاده  اويـم‌]‌”‌.  به  روايت  حكـم  و  بتصحيح  ابوداود كه ‌گفته  است‌:  اين  حديث  ‌“‌غريب‌“  و  اسناد  آن  ‌“‌جيد‌“  است‌.

عباد  بن  تميم‌،  از  عموي  خود،  عبدالله  بن  زيد  مازني  روايت ‌كرده ‌كه‌:  ‌“‌پيامبر صلي الله عليه و سلم  مردم  را  براي  طلب  باران  (‌استسقا