گانه گويي استوار است.
پنجماً: الله گفته بلغ يعني بگو چه را بگو خودش ترسيده به حضرت محمد صلي الله عليه وسلم گفته بگو اين تفسير تو از آيه است آيا عاقل اين حرف را مي گويد؟
ششماً:خواننده اگر قبل و بعد از اين آيه را مطالعه کند مي بيند که در باره جدال با يهود و نصاري است. دراين آيه مي گويد بلغ و در آيه بعدي مي گويد اي اهل کتاب شما يک ذره هم برحق نيستيد، ربط علي به اين آيات از کجاست؟ از گفته ابوهريره؟ شيعه مي گويد ابوهريره دشمن علي است پس تضاد در خود حرف نهفته است.جواب 9 خميني: به نقل صفحه 136 کتاب کشف 
الاسرار سطر 12 به بعد خميني مي گويد:
«نام علي در قرآن است اما به اشاره!
اکنون آياتي از قرآن کريم که به شهادت
سنيان که مخالف با امامت علي هستند در باره علي و امامت او وارد شده را ذکر ميکنيم:
-«اليوم اکملت لکم دينکم و اتممت عليکم نعمتي و رضيت لکم الاسلام دينا»
- در غايت المرام در باب 39 شش حديث از احاديث اهلسنت نقل شده است که اين آيه در روزغدير خم که پيغمبرعلي را به امامت معرفي کرد در بارهء علي نازل شده و بيشتر آنها است که پيغمبر گفت: الله اکبر علي إکمال الدين و تمام النعمه و رضا الرب برسالتي 
و الولايه لعلي»ما اين حرف خميني را با حرف ديگرش جواب ميدهيم
در صفحه 114 کتاب خود نوشته:
«نام علي در قرآن ذکر نشد زيرا ممکن بودآن حزب رياستخواه يک حديث جعلي را به 
پيغمبر نسبت دهند که خدا علي را خلع کرد
شايد بگوييد اگر در قرآن تصريح ميشد شيخين مخالف نميکردند و اگر ميکردند مردم نمي پذير فتند ما با ذکر مثال ثابت ميکنيم آنها مخالف کردند و مردم پذيرفتند.»
خب حالا چطور اين کتاب غايت المرام از طريق همان اهلست که تو توصيفشان کردي نقل ميکند اين آيه مربوط به حضرت علي است؟ چرا سني اينجار اينطور صادق شده؟ 
اين آيه اي که خميني ذکر کرده جمله کوچکي از آيه بزرگ است و هيچ ربطي به حضرت علي ندارد تا آنجا بي ربط است که خميني مجبور شده براي ربط دادن آن به امامت، سني را شاهد بياورد سني نميتواند بگويد حضرت علي جانشين پيغمبر به امر الله است و در همان حال سني باقي بماند به محض گفتن اين جمله شیعه ميشود همان طوريکه يک سني به محض شهادت دادن به پيغمبري غلام احمد ديگرسني نيست و قادياني نميتواند حرف او را سند بياورد.جواب 10 خميني: به نقل ص 136-137 کتاب
کشف الاسرار خميني مي گويد:
 «نام علي در قرآن است اما به اشاره!
در سورهء معارج آيه يک آمده (سال سائل 
بعذاب واقع ) نعمان بن حرث چون شنيد پیغمبرامير المومنين را روز غدير به امامت نصب کرد
آمد پيش پيغمبر گفت تو ما را از جانب خدا امر کردي که شهادت به وحدانیت خدا و رسالت تو دهیم و امر کردی به جهاد و حج و روزه ونماز و ما نيز قبول کرديم بعد از اينها راضي نشدي تا آنکه اين بچه را نصب کردي براي امامت . گفتي که هرکس که من مولي او هستم علي هم هست اين گفته را از خود آوردي يا از طرف خدا است؟ 
 پيغمبر سوگند خورد ازطرف خدا است، نعمان بن حرث روي برگرداند و گفت:
خدايا اگر اين راست است از آسمان به سر من سنگ ببار ناگهان خدايا سنگي بر سر او زد و او را کشت و اين آيه نازل شد
 امام ثعلبي در ثفسير کبير خود و علامه مصري شپلنجي در کتاب نور الابصار و حلبي در جز سوم از سيره خود در حجت الوداع و حاکم در مستدرک ص502 از جز ثاني اين قصيه نقل نمودند و اينها از معتبرين اهلسنت هستند».چرا نام حضرت علي رضی الله عنه
در قرآن نيست؟! 

نويسنده:
محمد باقر سجوديجواب ما:
اولاً: گفتيم چرا نام علي در قرآن نيست گفتي مصلحت نبود حزب رياستخواه قبول نمي کرد قرآن را تحريف ميشد، حالا مي گويي خدا مخالف امامت علي را بسنگ آسماني کشت آيا نمي توانست با عمر و ابوبکر همين کار را بکند!
دوماً: اين نعمان بن حرث چه هیزم تري به الله فروخته بود که سرش سنگ آمد درحاليکه از نظر شما جرم حضرت ابوبکر و حضرت عمر خيلي بزرگتر از جرم نعمان بن حرث بود، اما ديديد الله به عوض آنکه به سر شان سنگ بگوبد آنها را عزيز کرد و نام نيکشان تا قيامت باقي ماند!
سوماً: شرح واقعه عذاب مخالف علي در قرآن و در همان حال عدم ذکر امامت علي بخاطر ترس از مخالفت مردم حرف غریبی است درست مثل اينکه بگوييم يک دختر و پسر از ترس حکومت عروسي خود را در دفتر ازدواج ثبت نکردند.اما بچه که به دنيا آمد رفتند از حکومت برايش شناسنامه بگيرند! والله حرف تو و تفسير تو از آيه از اينهم خنده دار تراست.
چهارماً: اگر ما قبول کنيم که آيه (سال سائل به عذاب واقع)درسوره معارج درباره امامت علي است بايد همراهش قبول کنيم که قرآن بزرگترين کتاب معما وچيستان دنياست کتاب معمايي که فقط امثال خميني ميتوانند آن را حل کنند با اين تفسير سنگ روي سنگ بند نميشود آيا ميدانيد بهائيها براي اثبات پيغمبري بها الله کتابي دارند به نام اثبات پيغمبري بها الله از آيات قرآن؟ و در آن مثل خميني آيات را به نفع پيغمبر کذاب خود تقسير ميکنند تعجبي ندارد زيرا مذهب بهائي چون مذهب شيعه هردو مذاهب باطني هستند و هر دو سر و ته يک کرباسند.
شايد اينجا خواننده بپرسد آيا اين حرفها در کتب اهلسنت نيست جواب ما قاطعانه اينست که نه نيست و آنچه که خميني جمع کرده و آش دهن سوز خود را پخته مجموعه اي هست از چند چيز:
1 حرف حقي که اهلسنت در باره علي گفته زيرا حضرت علي در نزد آنها از اصحاب بزرگ پيغمبر است.
2- حرفهاي باطلي است که خميني خودش و امثال خودش ساخته اند.
3- حرفهاي حقي است که از اهلسنت نقل کرده منتهي نصفه يعني درست مثل همان کاري که با قرآن کرده.
4-از دوزيستاني نقل قول کرده که معلوم نسيت شيعه بودند يا سني مثلاً ثعلبي را کي امام کرده که خميني مينويسد مام ثعلبي؟ در کلام حوزه ديني سنيها ثعلبي را يک 
آدم معتبر ميشناسند؟ اين ثعلبي چطور ميتواند سني باشد درحالی که آیه(سال سائل) را در باره دشمن خلافت حضرت علي ميداند؟
حرف آخر اينکه ما به کمک قرآن بايد احاديث را تفسيرکنيم نه آنکه به کمک حديث قرآن را آنطوريکه ميخواهيم معني کنيم و بالاخره خميني نگفت با اين همه امامان سني که طرفدار علي بودند و آيات اشاره را به نفع علي تفسيرميکردند چرا قرآن نام علي را به صراحت ذکر نکرد.جواب11خميني: به نقل صفحه 137-138
کتاب کشف الاسرار خميني مي گويد:
«نام علي در قرآن است اما به اشاره!
سوره مائده آيه 55(إنما و ليکم الله و رسوله
والذين آمنوا الذين يقيمون الصلاه ويوتون الزکاة
و هم راکعون)
جز اين نيست که مولی ومتصرف در شما خدا و پيغمبر است و آنانيکه ايمان دارند 
و نماز به پا ميکنند و زکات در حالت رکوع ميدهند.
24 حديث از اهلسنت نقل شده که اين آيه درباره علي بن ابي طالب نازل شده و ما اينجا يک حديث از آن احاديث را که سنيان ذکر کردند مياوريم،
 حمويني که از بزرگان علماء اهسنت است وثعلبي به اسناد خود از عبابه ابن ربعي 
نقل مي کنند که ابن عباس بر ير چاه زمزم نشسته بود و ازپيغمبر حديث نقل ميکرد ناگهان شخصي آمدکه عمامه خود را برروي خود پيچيده بود و هر حديثي که ابن عباس نقل ميکرد او هم يک حديث نقل ميکرد ا