ي‌ من‌ است‌ و از كارهايي‌ كه‌ كرده‌ايد آگاهتان‌ مي‌كنم‌ (و جزا و سزاي‌ اعمالتان‌ را بي‌كم‌ و كاست‌ خواهم‌ داد).
3) ﴿وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهًا وَوَضَعَتْهُ کُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْکَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ﴾ [احقاف‌: آيه‌ 15].
«ما به‌ انسان‌ دستور مي‌دهيم‌ كه‌ به‌ پد و مادر خود نيكي‌ كند؛ چراكه‌ مادرش‌ او را با رنج‌ و مشقت‌ حمل‌ مي‌كند و با رنج‌ و مشقت‌ وضع‌ مي‌كند. و دوران‌ حمل‌ و از شير باز گرفتن‌ او سي‌ ماه‌ طول‌ مي‌كشد (آن‌گاه‌ دوران‌ سخت‌ مراقبت‌ و پاسخگويي‌ به‌ نازها و نيازهاي‌ كودكانه‌ و جوانانه‌ و مخارج‌ ازدواج‌ و تهيه‌ي‌ كار و مسكن‌ و غيره‌ فرا مي‌رسد) تا زماني‌ كه‌ به‌ كمال‌ قدرت‌ و رشد عقلاني‌ مي‌رسد و به‌ چهل‌ سالگي‌ پا مي‌گذارد (بدين‌ هنگام‌ انسان‌ لايق‌ و با ايمان‌ رو به‌ آستانه‌ي‌ آفريدگار جهان‌ مي‌كند) و مي‌گويد: پروردگارا به‌ من‌ توفيق‌ عطا فرما تا شكر نعمتي‌ را به‌ جاي‌ آورم‌ كه‌ به‌ من‌ و پدر و مادرم‌ ارزاني‌ داشته‌اي‌ و كارهاي‌ نيكويي‌ را انجام‌ دهم‌ كه‌ مي‌پسندي‌ و مايه‌ي‌ خوشنودي‌ تو است‌. و فرزندانم‌ را صالح‌ گردان‌ و صلاح‌ و نيكويي‌ را در ميان‌ دودمانم‌ تداوم‌ بخش‌. من‌ توبه‌ مي‌كنم‌ و به‌ سوي‌ تو برمي‌گردم‌، و من‌ از زمره‌ي‌ مسلمانان‌ و تسليم‌شدگان‌ فرمان‌ يزدانم‌».
4) يكي‌ ديگر از آيات‌ نازل‌ شده‌ در شأن‌ حضرت‌ سعد ـ (رض) ـ آيه‌ي‌ 52 سوره‌ي‌ انعام‌ است‌. سعد مي‌فرمايد كه‌ اين‌ آيه‌ مباركه‌ در شأن‌ 6 نفر نازل‌ شده‌ كه‌ من‌ و عبدالله بن‌ مسعود از جمله‌ آنها هستيم‌.
شأن‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ي‌ مباركه‌ آن‌ است‌ كه‌ كفار نزد حضرت‌ رسول‌ الله ـ (ص) ـ آمده‌ و پيشنهاد كردند كه‌ شما دوستي‌ با اين‌ گروه‌ فقراي‌ بي‌حسب‌ و نسب‌ را ترك‌ كن‌ تا ما به‌ تو بپيونديم‌. اين‌ آيه‌ نازل‌ شد و از ترك‌ كردن‌ فقرا به‌ خاطر كفار نهي‌ شد:
﴿وَلاَ تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ مَا عَلَيْکَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَيْءٍ وَمَا مِنْ حِسَابِکَ عَلَيْهِم مِّن شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَکُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ﴾ [انعام‌: آيه‌ 52].
«كساني‌ را (از پيش‌ خود) مران‌ كه‌ سحرگاهان‌ و شامگاهان‌ خداي‌ را به‌ فرياد مي‌خوانند (همه‌ وقت‌ به‌ عبادت‌ و پرستش‌ خدا مشغولند و) منظورشان‌ (تنها رضايت‌) اوست‌. و نه‌ حساب‌ ايشان‌ بر تو است‌ و نه‌ حساب‌ تو بر آنان‌ است‌ (و هر كس‌ در گرو عمل‌ خويش‌ است‌، چه‌ شاه‌ چه‌ درويش‌ است‌). اگر (به‌ حرف‌ مشركان‌ درباره‌ي‌ اين‌گونه‌ مؤمنان‌ گوش‌ دهي‌ و از خود) آنان‌ را براني‌، از زمره‌ي‌ ستمگران‌ خواهي‌ بود».
---------------------------------------------------------------------------------------
1) رجال‌ أنزل‌ الله فيهم‌ قرآناً: ج‌1، ص‌ 159.1) عَن‌ علي (رض) قال‌: 
«مَا سَمعْت‌ُ النّبي‌َّ ـ (رض) ـ جَمَع‌َ اَبَوَيْه‌ لأَحَدٍ إلاَّ لسَعْد بن‌ مالك‌ (اَبي‌وَقاص‌)، فَإنِّي‌ سَمعْتُه‌ُ يَقُول‌ُ يَوم‌ اُحُد: يا سعد! ارم‌ فداك‌َ اَبي‌ وَ اُمِّي‌»(1).
از حضرت‌ علي‌ بن‌ ابي‌طالب‌ ـ (رض) ـ روايت‌ شده‌ كه‌ فرمودند: 
«از پيامبر ـ ص ـ نشنيدم‌ كه‌ پدر و مادرش‌ را با هم‌ فداي‌ كسي‌ بكند مگر براي‌ سعد پسر ابي‌وقاص‌. به‌ راستي‌ در روز اُحد شنيدم‌ كه‌ پيامبر ـصـ مي‌فرمود: «اي‌ سعد! تير بينداز! پدر و مادرم‌ فدايت‌ باد!»
2) عَنْ‌ عَائشَةَ (رضي‌الله عنها):
«سَهرَ رَسُول‌ُ الله ـ ص ـ مَقْدَمَةَ الْـمَديْنَةَ لَيْلَةً فَقَال‌: «لَيْت‌َ رَجُلاً صَالِـحاً من‌ْ اَصْحَابي‌ يَحْرُسُني‌ اللَّيلَة». إذْ سَمعْنَا صَوت‌َ سِلاَح‌ٍ فَقَال‌: «مَن‌ْ هَذا؟» قال‌: «أنَا سَعْدٌ». قال‌: «مَا جَاء بك‌َ؟» قَال‌َ: وَقَع‌َ في‌ْ نَفْسي‌ خَوْف‌ٌ عَلَی‌ رَسُول‌ِ اللهِ فَجئْت‌ُ أَحْرسُه‌». فَدَعَا لَه‌ُ رَسُول‌ُ الله (ص) ثُم‌ِّ نَام‌َ»(2).
از حضرت‌ عايشه‌ صديقه‌ (رضي‌الله عنها) روايت‌ است‌ كه‌ فرمود: «هنگامي‌ كه‌ در اوايل‌ شهر بوديم‌، شبي‌ رسول‌الله ـ ص ـ از خواب‌ بيدار شد و فرمود: «اي‌ كاش‌ الان‌ يكي‌ از اصحاب‌ باوفايم‌ اينجا مي‌بود و شب‌ را از من‌ نگهباني‌ مي‌كرد». عايشه‌ صديقه‌ مي‌فرمايد: در همان‌ لحظه‌ صداي‌ درآوردن‌ شمشير از غلاف‌ به‌ گوشمان‌ رسيد. رسول‌الله ـ ص ـ فرمودند: «كيستي‌؟» جواب‌ داد: «من‌ سعد بن‌ ابي‌وقاص‌ هستم‌». 
پيامبر ـ ص ـ فرمود: «چه‌ چيزي‌ باعث‌ شده‌ كه‌ در اين‌ وقت‌ شب‌ اينجا بيائي‌؟» سعد جواب‌ داد: «دلم‌ براي‌ رسول‌ خدا ـ ص ـ شور مي‌زد، به‌ همين‌ علت‌ آمدم‌ تا از ايشان‌ محافظت‌ كنم‌.» عائشه‌ صديقه‌ مي‌فرمايند: در آن‌ لحظه‌ رسول‌الله ـ ص ـ براي‌ سعد دعاء كرد، و راحت‌ خوابيد».
3) عن‌ قميس‌ بن‌ ابي‌حازم‌ ـ رض ـ عن‌ سعد ـ رض ـ:
أن‌َّ النَّبي‌َّ ـ ص ـ قال‌َ: «اَللَّهُم‌َّ اسْتَجِب‌ْ لسَعْدٍ إذَا دَعَاك‌َ»(3).
از قميس‌ بن‌ ابي‌حازم‌ او نيز از سعد ـ رض ـ روايت‌ كرده‌ كه‌ رسول‌ خدا ـ ص ـ فرمود: «پروردگارا! دعاي‌ سعد را اجابت‌ فرما هرگاه‌ از تو چيزي‌ درخواست‌ كرد».
4) عَن‌ سعد بن‌ ابي‌وقاص‌ ـ رض ـ قال:
أَن‌َّ رَسُول‌َ الله ـ ص ـ قال‌َ يومئذٍ، يعني‌ يوم‌َ اُحُدٍ: «اللَّهُم‌َّ اشْدُدْ رَمْيَتَه‌ُ وَأَجِب‌ْ دَعْوَتَه‌ُ»(4).
از سعد ـ رض ـ روايت‌ شده‌ كه‌ پيامبر ـ ص ـ در روز احد فرمود: «پروردگارا! تيرش‌ را به‌ هدف‌ برسان‌ و دعايش‌ را اجابت‌ فرما!»
5) عَن‌ جَابرٍ (رض‌) قال‌: 
«اَقْبَل‌َ سَعْدٌ فَقَال‌َ النَّبِي‌ُّ ـ ص ـ: «هَذَا خَالي‌ فَلْيُرِني‌ امْرءٌ خَالَه‌ُ»(5).
از حضرت‌ جابر ـ رض ـ روايت‌ است‌ كه‌ فرمود: «در محضر رسول‌ خدا ـ ص ـ بوديم‌ كه‌ سعد بن‌ ابي‌وقاص‌ آمد. پيامبر ـ ص ـ فرمودند: «اين‌ دايي‌ من‌ است‌، پس‌ هر كس‌ دايي‌ خودش‌ را به‌ من‌ معرفي‌ كند (كه‌ آيا از او بهتر است‌!)».
توضيح‌: چون‌ حضرت‌ سعد ـ رض ـ از طائفه‌ي‌ بني‌ زهره بودند و آمنه مادر پيامبر ـ ص ـ نيز از همان‌ طائفه‌ بودند، لذا رسول‌الله ـ ص ـ سعد را به‌ عنوان‌ دايي‌ خودش‌ نام‌ مي‌برد. و به‌ وجود سعد مباهات‌ و افتخار مي‌كند و برتري‌ و فضيلت‌ سعد را بيان‌ مي‌فرمايد.
6) عَن‌ سَعْدٍ ـ رض ـ قال‌: 
« كَانَ رَجُلٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَدْ أَحْرَقَ الْـمُسْلِمِينَ فَقَالَ لَهُ الن