ائشه رضی الله عنها! سختترين مردم از روی عذاب در روز قيامت و در پيشگاه خدا کسانی اند که به آفرينش خداوند هم مانند می سازند.
ش: از اين حديث معلوم می شود که مصورين به شديدترين عذاب مجازات می شوند، در حاليکه خداوند می فرمايد  { أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ }غافر46، و عذاب مصور از عذاب آل فرعون شديدتر است.
طبری پاسخ گفته است که اين حديث محمول است به کسی که صورت چيزی را بوجود آورد که بدون خدا پرستيده می شود، در حاليکه آن را می داند و قصد اين کار را می کند، اين شخص با عمل خويش کافر می شود.
ابوالوليد بن رشد گفته است که اگر اين حديث در مورد کافر باشد، اشکالی ندارد، زيرا می شود گفت که وی همراه قوم فرعون در عذاب شان شريک است.
و اگر در مورد عاصی آمده باشد، مراد اين است که عذابش از ديگر عاصيان بيشتر است و دال بر اين است که معصيت مذکور بسيار بزرگ می باشد که خود احتياج به نوشتن رساله و کتابی در اين مورد است.

651- وعنها أَنَّ قريشاً أَهَمَّهُم شَأْنُ المرأةِ المَخزُومِية التي سَرقَت فقالوا: من يُكلِّمُ فيها رسولَ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم؟ فقالوا: مَن يجتَرِيءُ عليهِ إلا أُسامةُ بنُ زيدٍ حِبُّ رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم  ؟ فَكَلًَّمهُ أُسامةُ ، فقالِ رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « أَتَشفعُ في حدٍّ مِن حُدُودِ اللَّهِ تعالى ؟ ، » ثم قامَ فَاخْتَطَبَ ثم قال: « إنما أهْلَكَ من قبلكُم أنَّهُم كانُوا إذَا سرقَ فِيهِم الشَّريفُ تَركُوه، وإذا سرق فِيهمِ الضَّعِيفُ أَقامُوا عليهِ الحدَّ، وايْمُ اللَّه، لو أنَّ فاطمَة بنت محمدٍ سرقَتْ لقَطَعْتُ يَدهَا » متفقٌ عليه.

651- از عائشه رضی الله عنها روايت شده که:
چون حالت زن مخزومی ايکه دزدی کرده بود، قريش را بخود مشغول داشت، با خود گفتند کدام کس در بارهء او با رسول الله صلی الله عليه وسلم  سخن می گويد و گفتند: کدام شخص بر او جرئت می کند، بجز اسامه بن زيد، محبوب رسول الله صلی الله عليه وسلم. سپس اسامه رضی الله عنه با آنحضرت صلی الله عليه وسلم صحبت نمود. رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: آيا در حدی از حدود خدا شفاعت می کنی؟! سپس برخاسته خطبه خوانده فرمود: مردمی را که پيش از شما بودند اين چيز هلاک ساخت که چون شخص شريف و بزرگ زاده ای در ميان شان دزدی می کرد، او را فرو می گذاشتند و چون شخص ضعيف و ناتوان در ميان شان دزدی می کرد، حد را بر او جاری می ساختند و سوگند به خدا که اگر فاطمه بنت محمد صلی الله عليه وسلم دزدی می کرد، حتماً دستش را قطع می کردم.
ش: حکم اين حديث اين است که شفاعت در حدود بعد از رسيدن موضوع آن به امام ممنوع و حرام می باشد، و قبل از رسيدن آن به امام مستحب است، مگر اينکه آن شخص مردی شرور و آزار رسان باشد که در مورد وی بهتر است شفاعت صورت نگيرد.

652- وعن أنس رضي اللَّه عنه أن النبي صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم رَأَى نُخامَةً في القِبلةِ . فشقَّ ذلكَ عَلَيهِ حتَّى رُؤِي في وجهِه، فَقَامَ فَحَكَّهُ بيَدِهِ فقال: « إن أحَدكم إذا قَام في صَلاتِه فَإنَّهُ يُنَاجِي ربَّه، وإنَّ ربَّهُ بَينَهُ وبَينَ القِبْلَةِ ، فلا يَبْزُقَنَّ أَحدُكُم قِبلَ القِبْلَةِ ، ولكِن عَنْ يَسَارِهِ أوْ تحْتَ قدَمِهِ » ثُمَّ أخَذَ طرفَ رِدائِهِ فَبصقَ فِيه، ثُمَّ ردَّ بَعْضَهُ على بعْضٍ فقال: « أَو يَفْعَلُ هكذا» متفقٌ عليه.

652- از انس رضی الله عنه روايت شده که:
پيامبر صلی الله عليه وسلم کثافتی (بلغم و اخلاط) را در قبله ديدند، اين امر بر ايشان گران آمده و در چهرهء مبارک اثر نمود. سپس برخاسته و با دست خود آن را پاک کرده و فرمود: هرگاه يکی از شما برای ادای نمازش برميخيزد، همانا او با خدايش راز می گويد و اينکه پروردگارش در ميان او و قبله است. پس هيچکدام از شما بطرف قبله تف نکند، و ليکن بطرف چپ يا زير پايش آنرا بيندازد. سپس گوشهء ردای خود را گرفته و در آن تف نموده و قسمتی را بر بالای قسمتی ديگر گردانيده و فرمود: يا اينطور بکند.
ش: و امر به تف نمودن چپ يا زير قدم در خارج از مسجد است، اما در مسجد در دستمال خويش بايد تف کند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:310.txt">1</a><a class="text" href="w:text:311.txt">2</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:32.txt">1</a><a class="text" href="w:text:33.txt">5</a></body></html>قال الله تعالی: { وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ} الشعراء: ٢١٥
و قال تعالی: { إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ} النحل: ٩٠

خداوند می فرمايد: و با کسانی از مؤمنان که ترا پيروی کردند، فروتن باش و بازوی خود را بر آنها پست کن. شعراء: 215
و ميفرمايد: و خداوند امر می کند به انصاف و نيکوکاری و بخشش به خويشاوندان و از بی حيائی و کار ناپسنديده و تعدی منع می کند و شما را پند می دهد تا باشد که شما پند پذير باشيد.

653- وعن ابن عمر رضي اللَّه عنهما قال: سمِعتُ رسولَ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم يقول: « كُلُّكُم راع، وكُلُّكُمْ مسؤولٌ عنْ رعِيتِه: الإمامُ راعٍ ومَسْؤُولٌ عَنْ رعِيَّتِه، والرَّجُلُ رَاعٍ في أهلِهِ وَمسؤولٌ عنْ رَعِيَّتِه، وَالمَرأَةُ راعيةٌ في بيتِ زَوجها وَمسؤولةًّ عَنْ رعِيَّتِها، والخَادِمُ رَاعٍ في مال سَيِّدِهِ وَمَسؤُولٌ عَنْ رَعِيتِه، وكُلُّكُم راع ومسؤُولٌ عَنْ رعِيَّتِهِ » متفقٌ عليه.

653- از ابن عمر رضی الله عنهما روايت شده که گفت:
از رسول الله صلی الله عليه وسلم  شنيدم که می فرمود: همهء شا شبانيد، و هر کدام شما از رعيت خود پرسيده می شويد، رهبر شبان است، و مسئول رعيت خود است، مرد در خانواده اش شبان و مسئول از رعيت خود است، و زن در خانهء شوهر خود شبان و مسئول رعيت خود است و خدمتگار در مال آقای خود شبان است و از رعيت خود بازخواست می شود، و همهء شما شبانيد و از رعيت خويش پرسيده می شويد.

654- وعن أبي يَعْلى مَعْقِل بن يَسَارٍ رضي اللَّه عنه قال: سمعتُ رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم يقول: « ما مِن عبدٍ يسترعِيهِ اللَّه رعيَّةً ، يَمُوتُ يومَ يَموتُ وهُوَ غَاشٌ لِرَعِيَّتِه، إلاَّ حَرَّمَ اللَّه علَيهِ الجَنَّةَ » متفقٌ عليه.
وفي روايةٍ : « فَلَم يَحُطهَا بِنُصْحهِ لم يجِد رَائحَةَ الجَنَّة » .
وفي روايةٍ لمسـلم: « ما مِن أَمِيرٍ يَلِي أُمورَ المُسلِمين، ثُمَّ لا يَجهَدُ لَهُم، ويَنْصحُ لهُم، إلاَّ لَم يَدخُل مَعَهُمُ الجَنَّةَ » .

654- از ابو يعلی معقل بن يسار رضی الله عنه روايت شده که:
از رسول الله صلی الله عليه وسلم  شنيدم که می فرمود: هيچ بنده ای نيست که خداوند او را به شبانی رعيتی برگزيده و او می ميرد در حاليکه او برای رعيت خود خيانت ورزيده، مگر اينکه خداوند بهشت را بر وی حرام می سازد. 
و در روايتی آمده که باز آ