<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">تولي و تبري در اسلام</a></body></html>گروه اول: 
كساني هستند كه بايد از صميم قلب آنان را دوست داشت و از هر گونه كينه و دشمني نسبت به آنان پرهيز نمود و اينان مخلصترين مومنان هستند كه عبارتند از انبياء صديقين، شهداء و صالحين كه قافله سالار آنان رسول الله محمد المصطفي -صلي الله عليه وسلم- مي باشد كه محبت ايشان پس الله تعالي واجب است از محبت جان، مال، فرزند، والدين و تمام مردم پيشي گيرد. 

پس از رسول الله -صلي الله عليه وسلم- محبت همسران ((مادران اهل ايمان)) و اهل بيت طاهر و جمله اصحاب گرانقدرش _ به ويژه خلفاي راشدين و بقيه عشره مبشره، مهاجرين، انصار، اهل بدر، اهل بيعت رضوان و ساير صحابه رضي الله عنهم اجمعين _ بر امت اسلام واجب است. 

پس از اين بزرگواران واجب است محبت تابعين و مسلمانان قرون مفضل[1]، سلف و پيشوايان كرام اين امت _ چون ائمه اربعه _ را در دل داشته باشيم. 

كسي كه كمترين اثري از ايمان در قلب وي وجود داشته باشد هرگز به كينه ورزي و دشمني با صحابه بر نمي خيزد و تنها كساني به ورته دشمني و كينه توزي با آنان گرفتار مي شوند كه داراي قلبي مريض و آكنده از نفاق و دشمني با اسلام باشد. همچون خوارج[2] و فرق غالي كه از شر آنان به الله سبحانه پناه مي بريم. 
------------------------
[1] سه قرن اول حيات مبارك اسلام را قرون مفضله گويند كه رسول اكرم -صلي الله عليه وسلم- مي فرمايد: خير الناس قرني ثم الذين يلونهم الذين يلونهم: بهترين مردم (در) اين قرني است كه من در آن هستم و سپس كساني كه بعد از آنها مي آيند و در پي ايشان كساني كه بعد از آنها خواهند آمد. (م) 
[2] از جمله عقايد انحرافي و فاسد خوارج كه قلب هر مسلماني را مجروح مي سازد، اين است كه شخصيتهايي چون عثمان –رضي الله عنه- وعلي –رضي الله عنه- را كافر دانسته و مستوجب سبب و لعن مي دانند. (م)گروه دوم: 

كساني كه مورد بغض و نفرت مسلمان هستند و مجتبي در دل آنان ندارند. 
افراد اين گروه را كليه كافران اعم از مشركين، منافقين، مرتدين و ملحدين تشكيل مي دهند كه بر حسب كفري كه مرتكب شده اند مورد بغض و نفرت مسلمانان واقع مي شوند. 

الله سبحانه مي فرمايد: ﴿لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ﴾. [المجادلة / 22]. قومي نيابي كه به الله و روز بازپسين ايمان داشته باشند و با كساني كه با الله و پيامبر او مخالفت مي روزند، دوستي كنند، ولو آنكه پدرانشان يا فرزندانشان يا برادرانشان يا خويشاوندانشان باشند. 

و آنگاه كه بني اسرائيل را مورد سرزنش قرار مي دهد مي فرمايد: ﴿تَرَى كَثِيراً مِنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَفِي الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ ! وَلَوْ كَانُوا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالنَّبِيِّ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِيَاءَ وَلَكِنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ فَاسِقُونَ﴾. [المائدة / 80- 81]. بسياري از آنان را مي بيني كه كافران را دوست مي دارند؛ پس بد است آن چه براي خود پيش انديشي كردند. كه سرانجام خداوند بر آنان خشم گرفته و جاودانه در عذاب خواهند بود و اگر به خداوند و پيامبر (اسلام) و آنچه بر او نازل شده است ايمان داشتند، آنان را دوست نمي گرفتند، ولي بسياري از آنان نافرمانند.گروه سوم 

كساني كه از جهتي مورد محبت و از جهتي مورد نفرت واقع مي شوند. 

مصداق اين گروه مومنان گناه كارند كه به خاطر ايمانشان مورد مهر و محبت و به دليل گناهي _ مادون كفر و شرك _ كه مرتكب مي شوند مورد نفرت مسلمانان واقع مي شوند. مقتضاي محبت آنان نصيحت، خيرخواهي و نهي از منكر مي باشد. بنابراين روا نيست در برابر گناهاني كه انجام مي دهند. سكوت اختيار نمود بلكه بايد انجام معاصي را بر آنان ناپسند داشته و به معروف امر و از منكر نهي گردند. و حدود و تعزيرات شرعي بر آنان جاري گردد، تا از گناهان دست كشيده و توبه نمايند. 

ديدگاه اهل سنت در بغض از اين مسلمانان نه مانند خوارج است كه مرتكبين گناه كبيره را مشرك مي پندارند و از آنان به كلي تبري مي جويند و نه مانند مرجئه مي باشد كه آنها را مورد مودت و دوستي خالص قرار مي دهند، بلكه مسير اهل سنت اعتدال ميان هر دو روش مي باشد. 

دوستي و دشمني ورزيدن به خاطر رضاي الله Y كامل ترين درجه ايمان مي باشد، همان طور كه رسول اكرم -صلي الله عليه وسلم- مي فرمايد: ((هر كس در روز قيامت با كساني است كه آنها را دوست داشته است)). ليكن امروز اين قاعده دگرگون شده و دوستي و دشمني بيشتر مردم تنها بخاطر دستيابي به مطامع پست دنيوي است. كه اگر كسي از آن مطامع برخوردار باشد ولو اينكه دشمن الله و رسول او و دين مسلمانان باشد پيرامونش حلقه زنند و آن كس را كه از آن مطامع پست بهره اي نباشد _ اگر چه از دوستان الله Y و پيامبر او باشد _ به هر بهانه ناچيزي در ضيق و تنگنا قرار داده و كرامتش را پايمال مي كنند در حالي كه عبدالله  بن عباس –رضي الله عنهما- مي فرمايد: ((من أحب في الله و أبغض في الله و والي في الله و عادي في الله فإنما تنال ولايه الله بذلك، و قد صارت عامه مواخاه الناس علي امر الدنيا وذلك لا تجدي علي اهله شيئاً))[1] كسي كه محبت و دوستي و عداوت و دشمني اش به خاطر الله باشد، همانا به درجه دوستي با الله نائل مي گردد. در حالي كه روابط اكثر مردم تنها به خاطر دنيا شده و از آن سودي عايد  اين افراد نمي شود. 

ابوهريره –رضي الله عنه- روايت مي كند كه پيامبر -صلي الله عليه وسلم- فرمود: ((ان الله تعالي قال: من عادي لي ولياً فقد آذنته بالحرب))[2] هر كس با يكي از دوستان من دشمني بورزد با او اعلام جنگ خواهم نمود. 

دشمن ترين مردم نسبت به الله –جل جلاله- كسي است كه با اصحاب رسول الله -صلي الله عليه وسلم- به عداوت و دشمني بر خواسته و آنان را دشنام دهد و شخصيت والايشان را زير سوال ببرد.؛ كه رسول اكرم -صلي الله عليه وسلم- مي فرمايد: ((الله الله في أصحابي لا تتخذوهم غرضاً، فمن آذاهم فقد آذاني، و من آذاني فقد آذي الله، و من آذي الله يوشك أن ياخذه))[3]. از الله بترسيد، از الله بترسيد، در مورد اصحاب من، به آنها غرض نورزيد، به راستي هر كس آنان را بيازارد مرا آزرده است، و هر كس مرا بيازارد الله را آزرده است، و هر كس الله را بيازارد نزديك است او را به عذاب خويش گرفتار سازد. 

در خاتمه از تمام كساني كه نسبت به ياران پيامبر -صلي الله عليه وسلم- اسائه ادب كرده و از دشمني با آنان بي پروا هستند؛ تبري جسته و از عذاب دردناكي كه در پيش دارند به الله سبحانه و تعالي پناه مي بريم. 

و صلي الله و سلم و بارك علي نبينا محمد و آله و صحبه أجمعين.
-----------------------------
[1] ابن جرير روايت نموده است.
[2] صحيح بخاري.
[3] ترمذي و . . .<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a 