 خواهند داد که درست در آمد، منظور شيعه از جادوگري مکه کيست؟ نکند منظور آن خبيث‌ها حضرت محمد است؟!
 آخر تاريخ نام غيبگويي ديگري را در عهد ظهور رسول الله ثبت نکرده است.
حضرت ابوبکر و عمر و عثمان و ساير صحابه به حرفهاي حضرت محمد ص از جمله به غيب‌گويي‌هاي ايشان ايمان آوردند آيا ايمان به محمد ص جرم است؟
آري حضرت محمد ص به اصحاب خود در مکه در وقتي که مستضعف بودند وعده دادند که شما بزودي بادشاهان کره زمين مي‌شويد و کفار وقتي از کنار مجالس‌شان مسلماني (مثلا حضرت عمر) رد مي‌شد به تمسخر به همديگر مي‌گفتند امپراطور روم آمد، شهنشاه فارس تشريف فرما شد، و بعد شليک قهقهه و خنده حاضران به هوا بر مي‌خاست.
 خلاصه کلام، اينکه حضرت ابوبکر و عمر و عثمان و اصحاب ديگر پرونده پاکي دارند سابقه آنها پاک است! آنها وطن - فاميل- فرزند- پدر مال و جان را نه به خاطر گفته‌هاي جادوگري بلکه به خاطر فرموده‌هاي پيامبر قربان کردند و هر خطري را به جان خريدند.
حتي حاضر شدند پدر يا برادر يا فرزند خود را به خاطر اسلام بکشند.
اين پيشنيه نيک اصحاب محمد ص پليس مسئول پرونده غدير خم را چه بخواهد چه نخواهد مجبور مي‌كند که بپذيرد اگر حق علي بفرض خورده يا پهلوي فاطمه شکسته شده باشد مظنون هر کسي مي‌تواند باشد غير از صحابه!!
افسر مسئول پرونده مجبور است حرف سني‌ها که مي‌گويند اين حرفها دروغ است و جرمي اصلاً اتفاق نيافتاده را باور کند!
بله بايد بپذيريم که افسانه غدير خم دروغ است و افسانه جادوگر مکه سه دروغ.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="text" href="w:text:4.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:5.txt">دانش جرم‌شناسي</a><a class="text" href="w:text:6.txt">ماجرا چیست به روايت شیعه</a><a class="text" href="w:text:7.txt">ماجرا چيست؟ به روایت سنى!</a><a class="text" href="w:text:8.txt">نقش الله جل جلاله در اين ماجرا</a><a class="text" href="w:text:9.txt">نقش حضرت محمد(ص) در افسانه غدير خم</a><a class="text" href="w:text:10.txt">آيا رسول الله اصلاً مصلحت‌گرا بودند؟</a><a class="text" href="w:text:11.txt">چرا انتقال به بدترين روش؟ </a><a class="text" href="w:text:12.txt">چرا ندانم کاري</a><a class="text" href="w:text:13.txt">چه نيازي به مصلحت‌گرايي بود!</a><a class="text" href="w:text:14.txt">سر مهم است يا کلاه؟</a><a class="text" href="w:text:15.txt">رفتار حضرت علي(رض)</a><a class="text" href="w:text:16.txt">سوء پيشينه</a><a class="text" href="w:text:17.txt">خلاصه</a><a class="text" href="w:text:18.txt">ساحر مکه کي بود؟!</a><a class="text" href="w:text:19.txt">مبادا منظور شيعه حضرت محمد ص باشد!؟</a><a class="text" href="w:text:20.txt">تحت نظر گرفتن مظنون در ادارات پليس</a><a class="text" href="w:text:21.txt">انگيزه جرم</a><a class="text" href="w:text:22.txt">چرا داستان‌هاي شيعه تا اين انداره از واقعيت بدور است!</a><a class="text" href="w:text:23.txt">عملکرد و انگيزه طرفداران کودتا</a><a class="text" href="w:text:24.txt">شيعه‌ها</a><a class="text" href="w:text:25.txt">سني‌ها</a></body></html>براي کارآگاهان وقتي به کسي مظنون شوند و مدارک قاطعي در دست نباشد راحت‌ترين راه اين است که مدتي مظنون را تحت نظر مي‌گيرند. مثلاً به بانکي حمله و پول کلاني دزديده شده تلفن کننده ناشناسي که بر مذهب اهل تشيع است به پليس خبر مي‌دهد که ابوبکر و عمر نامي پولها را دزديده‌اند. پليس که بي‌مدرک نمي‌تواند آن دو را دستگير کند، اول سابقه آنها را مي‌بيند. تعجب مي‌كند که سابقه‌دار نيستند، مي‌بييند که خودشان اهل بذل و بخششند، پليس به ناشناس وقتيکه دوباره تلفن مي‌كند مي‌گويد: اين دو نفر سابقه شريفي دارند ناشناس مي‌گويد ظاهرسازي کرده‌اند. پليس مجبور است که تحقيق کند. و بهترين راه اين است که ابوبکر و عمر و همدستان آنها را مدتي تحت نظر بگيرد شايد شواهدي و مدارکي بدست آرد مثلاً اگر پليس ديد آنها يکباره پولدار شده و به سفرهاي خارج رفته‌اند يا خانه و زمين و ماشين خريده‌اند آنها را دستگير مي‌کند که از کجا آورده‌ايد!
بياييد به اين روش پليس عمل کنيم:
علماي شيعه به امت حضرت محمد ص تلفن کرده‌اند که ابوبکر و عمر حق علي را خوردند و شکم فاطمه را پاره کردند و بچه‌اش را کشتند.
ما زندگي حضرت ابوبکر و عمر را پس از اين حادثه تحت نظر مي‌گيريم تا بيبينم بعد از اين حادثه چه رفتاري داشتند.
خوشبختانه ما به زندگي ابوبکر از بعد حادثه غدير تا مرگ و تمام زندگي عمر و عثمان بعد از اين حادثه تا مرگ دسترسي داريم، با بررسي آن مي‌توانيم دريابيم که علماي شيعه تا چه اندازه حق به جانب هستند.
شيعه مي‌گويد: اصحاب پيامبر 23 سال نقش بازي کردند تا حضرت محمد وفات کند و جاي او را بگيرند و جانشين بر حق او را بر کنار کنند حالا که اين دو نفر به اين هدف لذيذ! که (23 سال منتظر آن بودند) رسيدند لازم است چند کار کنند!
1- دين حضرت محمد ص را از بين ببرند.
2- به عيش و عشرت و خورد و نوش مشغول گردند.
 3- فرزندان خود را پادشاه و جانشين خود کنند.
4- حضرت علي سر به نيست و دودمانش را برباد دهند.
اما ما ببينيم که آنها نه فقط هيچکدام از اين کارها را نکردند بلکه عکس آنرا انجام دادند يعني: 
1- اسلام را به آن سرعتي گسترش دادند که بعداً (يک دوم نمي‌گويم يک دهم نمي‌گويم) يکصدم کار و خدمت آنها به اسلام را کسي نتوانست در تمام طول تاريخ اسلام انجام دهد.
2- نه فقط به عيش و عشرت نپرداختند بلکه از زندگي عادي که حق آنها بود نيز خود را محروم کردند. آنچنان پارسائي را (با وجود بر خوردار بودن از قدرت و نعمت) پيشه خود کردند که شيعه با همه دروغ‌گويي با همه دشمني باز در اين مورد به عمر و ابوبکر ايرادي نمي‌گيرد.
 پارسايي و زهد آنها تقريباً باور نکردني است بي‌اعتايي آنها به دنيا بهترين دليل بر بي‌گناهي آنهاست.
3- هيچکدام از خلفاء فاميل يا پسر خود را خليفه نکردند انصار حضرت ابوبکر را انتخاب نمودند که از قبيله و قوم و کشور دوري بود ابوبکر، عمر را خليفه کرد که هيچگونه رشته فاميلي با او نداشت حضرت عمر 6 نفر را نامزد خلافت کرد که دربين آنها علي و پسر عمه علي - زبير- هم بود و ديگران نيز کوچکترين رشته خويشاوندي با عمر نداشتند. 
کسي گفت: پسرت را خليفه کن. عمر فرمود: خدا مرگت دهد! سوگند به خداوند قصد تو از اين سخن خوشنودي خداوند نيست!  او زنش را نمي‌تواند اداره کند...
4- همانان که بگفته شيعه در همان روز اول وفات پيامبر در گردن جانشين او ريسمان انداختند و پهلوي دختر او شکستند بعد از آنکه پايه‌هاي حکومتشان مستحکم شد کار خود را با علي و فرزندانش تکميل نکردند.
آنها وقتي که امپراطوري فارس را از بين برده و نيمي از امپراطوري روم را نيز تحت تصرف داشتند نه فقط علي را نکشتند بلکه او را در صدر مجالس خود نشانده و از مشورت‌هاي گهر بارش استفاده مي‌کردند حقوق او و فرزندانش را از بيت المال بيش از ديگران قرار دادند.
حتي علي را جزء 6 نفري کردند که قرار بود خليفه بعدي را انتخاب کنند. و نزديک بود علي خليفه سوم شود. خلاصه اينکه باتحت نظر گرفتن عمر و ابوبکر عوض آنکه مدارکي دال بر مجرم بودن آنها بيابيم شواهد را دال بر بي‌گناهي آنها مي‌بينم پس افسر تحقيق مجبور ا