وهر داشته باشد و سپس پس از تحقيق او را شوهر دار يافتم امام جعفر صادق فرمودند: متعه او اشكالي نداشت چرا از ازدواج او تحقيق به عمل آوردي نيازي به آن نبود[2]. 
3- از مهران بن محمد روايت است كه مي فرمايد به امام جعفر صادق گفته شد: فلاني زني را متعه نموده است و او از اينكه مبادا زن شوهر داشته باشد تحقيق كرد امام صادق فرمودند چرا تحقيق نموده است نيازي به تحقيق نيست نكاح و متعه او جايز است[3]. 
4- از محمد بن عبدالله اشعري روايت است كه مي فرمايد به امام رضا گفتم: شخصي با زني ازدواج مي نمايد و سپس مشكوك مي شود كه او شوهر دارد. ايشان فرمودند: نيازي به تحقيق و شك نيست, و متعه او جايز است[4].
--------------------------------------------------------------------------------
 [1] من لا يحضره الفقيه 2/149.
 [2] التهذيب 2/187.
 [3] التهذيب 2/187.
 [4] التهذيب 2/187.1- از زراره روايت است كه مي فرمايد عمار از امام جعفر صادق پرسيد آيا متعه زنان زنا كار جايز است ايشان فرمودند اشكالي ندارد[1].
2- از اسحاق بن جرير روايت است كه مي فرمايد به امام جعفر صادق گفتم در كوفه زن فاجره اي است آيا مي توانم با او متعه نمايم ايشان فرمودند آيا او پرچم فسق و زنا را بر خانه اش زده است گفتم خير ايشان فرمودند آري متعه با او جايز است و در روايتي ديگر نقل شده است كه اگر او پرچم زنا را آويزان كرده باشد باز هم متعه با او جايز است[2]. 
3- از حسن بن ظريف روايت است كه مي فرمايد به امام جعفر نامه اي نوشتم به مدت سي سال است كه متعه را ترك نموده ام و اينك به آن علاقمند شده ام در محله ما زن زيبايي وجود دارد ولي فاجره و فاسقه است آيا مي توانم با او متعه نمايم ايشان فرمودند شما با آن كار سنتي را زنده و بدعتي را مي ميراني هيچ اشكالي ندارد[3].
--------------------------------------------------------------------------------
 [1] التهذيب 2/187.
 [2] الوسايل 14/455.
 [3] الوسايل 14/455.در روايات متعددي كه تشيع آن روايات را به ائمه نسبت مي دهند به كثرت وارد شده است كه عاريت فرج و زنان جايز است و كنيزان را بدون اذن ولي مي توانيد متعه نماييد. در روايات كثيري جواز عاريت زنان بيان شده است كه در اينجا به بخشي از آن روايات اشاره مي شود. 
1- از عبدالكريم روايت است كه مي فرمايد از امام جعفر پرسيدم شخصي شرمگاه كنيزش را به اجاره مي دهد آيا آن جايز است ايشان فرمودند آري جايز است[1]. 
2- از محمد بن مسلم روايت است كه مي فرمايد از امام جعفر پرسيدم آيا جايز است شخصي كنيزان خود را در اختيار ديگران قرار دهد ايشان فرمودند اشكالي ندارد[2]. 
3- از فضل بن يسار روايت است كه مي فرمايد از امام جعفر پرسيدم اصحاب ما از شما روايت مي كنند كه شما عاريت فرج را جايز مي دانيد ايشان فرمودند آري سپس پرسيدم اگر شخصي كنيز گرانبهاي باكره اي داشته باشد و آن را به اجاره و عاريت دهد و در عقد شرط نمايد كه از فرج او استفاده ننمايد آيا جايز است؟ ايشان فرمودند اشكالي ندارد ولي اگر آن فرد از فرج او استفاده نمايد بايد عشر قيمت او را بپردازد[3]. 
--------------------------------------------------------------------------------
 [1] بحار الانوار 100/326.
 [2] بحار الانوار 100/326.
 [3] بحار النوار 100/326.از عمار بن مروان روايت است كه مي فرمايد به امام جعفر گفتم شخصي نزد زني براي نكاح متعه مي آيد و او مي گويد: من به شرطي با شما متعه مي نمايم كه از فرجم استفاده ننمايي و از محل و مكان ديگر مي تواني تلذذ حاصل نمايي امام جعفر فرمودند آن فرد بايد آن شرط را رعايت نمايد و از مكان قبل- فرج – استفاده ننمايد[1]. 
--------------------------------------------------------------------------------
 [1] فروع كافي 2/48.ازدواج موقت (صيغه) و پيامدهاي آن
 
تأليف:
ابو عبد الرحمن محمد مال الله 

ترجمه و تلخيص:
مرتضي رادمهر مصاحبه با چند نفر از نقاط مختلف كشور در مورد صيغه كه توسط مترجم انجام گرفته است:
س – خانم مي شود نظر شما را راجع به ازدواج موقت (صيغه) سوال كنم؟ 
ج – آقا بي زحمت از من سوال نكنيد كاري نكنيد سفره دلم را باز كنم زيرا طاقت شنيدن چنين حرفهايي را نداريد. با سماجت سوال مي كنم خانم از روي نيمكت بلند مي شود و روي نيمكت ديگري مي نشيند از او مجدداً سوال مي كنم خانم نظر شما نسبت به ازدواج موقت (صيغه) چيست؟ 

اول خودتان را معرفي كنيد؟ 
من ليدا – اهل و ساكن تهران متولد 1358 داراي تحصيلات ديپلم و در خانواده اي متوسط زندگي مي كردم دو خواهر بوديم و دو برادر زندگي خوب و راحتي داشتيم و در ضمن خانواده ام خيلي مذهبي سرسخت  بودند سال آخر دبيرستان بودم كه به يك سري كتب ديني دست پيدا كردم كه در مورد ازدواج موقت يعني همان صيغه در آن چيزهايي نوشته بود و از ثواب در مورد متعه و مساله متعه ذهن مرا به خود مشغول كرده بود اتفاقاً روزي از مدرسه به خانه مي آمدم كه به يك جوان خيلي متين برخورد كردم كه با من حال و احوال كرد ولي من اهميت ندادم اين كار چند روز انجام مي گرفت خلاصه يك روز جلو مرا گرفت سپس نام مرا سوال كرد به او گفتم اسم من ليدا است من از او پرسيدم اسم شما چيست در پاسخ به من گفت اسم من اسفنديار است ايشان از من خواستگاري كرد با خود گفتم جواني كه در آينده مرا خوشبخت كند اوست خلاصه غروب بود اسفنديار از من جدا شد و من از او خداحافظي كردم و به خانه رفتم. در روز بعد اسفنديار را ديدم او به من گفت ما براي اينكه با هم محرم شويم متعه را انجام مي دهيم من همراه با اسفنديار پيش يك روحاني رفتيم روحاني به حاج آقا موسوي معروف بود من ماجراي خود را براي روحاني مزبور گفتم كه خانواده من نسبت به آبرو و حيثيت خيلي پايبند هستند پدر و مادرم نبايد بفهمند آيا صيغه جايز است ايشان گفتند اگر خودتان مي خواهيد اشكالي ندارد ولي تماس جنسي با هم نداشته باشيد ايشان صيغه محرميت را جاري كرد و مجدداً به اسفنديار گفت كه با من تماس جنسي نداشته باشد پدر و مادر من و پدر و مادر اسفنديار از ماجرا باخبر نبودند البته پدر و مادر اسفنديار در شهرستان زندگي مي كردند اسفنديار در تهران خانه مجردي داشت در اوايل من و اسفنديار با هم برخوردهاي خيلي محترمانه اي داشتيم بعدها من و اسفنديار هر چه به هم نزديكتر مي شديم حس شهواني كنترل را از ما مي ربود من و اسفنديار در دنياي ديگري غرق شديم دوستي من و اسفنديار همانند دوستي پنبه و آتش بود سرانجام من از اسفنديار حامله شدم پس از اينكه خانواده ام ماجرا را فهميدند قصد كشتنم را داشتند به ناچار از خانه فرار كردم و در بيمارستان وضع حمل نمودم. 

س- ببخشيد حالا نظرتان نسبت به صيغه چيست؟ 
ج- صيغه يعني راهي براي انجام زنا، صيغه يعني راهي به سوي بدبختي.

 س- مگر دولت به عنوان يك بي پناه به شما آسايشگاه نمي دهد؟ 
ج- بله قرار مي دهد اما خود ماموران دولت از هر زن و دختري كه در آسايشگاهها باشند فقط استفاده جنسي مي نمايند و حتي زماني كه زنداني شدم مسئولين درجه يك زندان با من عمل زنا را انجام دادند. 
حاج آقا ايسن همه زنهاي علاف را در پاركها مشاهده مي كنيد اينها همه زنهايي آواره اي همانند من و بدتر از من هستند كه فريب اسلام را خورده اند اين چگونه ا