ليه اين زمينه ها رساله هاي متعدد و گوناگوني ترجمه و به رشته تحرير در آورده شود و در اختيار عموم عزيزان و سروراني كه در پي رستگاري و هدايت هستند قرار گيرد تا باشد كه او سبحانه و تعالي توسط آن به بنده قوت قلب و به خوانندگان راهي به سوي حق و حقيقت راه گشايي نمايد. 
به اميد آن روز

 مرتضي رادمهر 
28/8/81 پاييز 81. الحمدلله رب العالمين، احل النكاح، و حرم السفاح، و توعد مرتكبه بالعذاب المهين والصلاه والسلام علي سيد ولد آدم محمد بن عبدالله و علي آله الطيبين الطاهرين و اصحاب البرره الثقات المتقين القائل ((صلوات الله و سلامه عليه)): ((لا يزني الزاني حين يزني و هو مومن)). 

اما بعد! مسئله نكاح و ازدواج موقت يكي از مسائل پر ماجرا و مباحث بسيار جنجالي است كه امروزه پيرامون آن به گفتگو مباحثه مي پردازند كه پس از به كار آمدن روحانيت- در كشور ايران- هزاران كتاب و رساله درباره ي عقايد تشيع به رشته ي تحرير در آمده است- چگونه آنان اين كارها را رايج نگردانند در حالي كه آنان صاحبنظران و به اصطلاح روشنفكران و حاميان مذهب تشيع هستند- آنان در اين كتابها و رساله ها به صراحت و با بي حيايي كامل به زنا و فحشا و منكرات دعوت مي دهند و آن را جنبه ي شرعي داده اند و به نام نكاح متعه و موقت نامگذاري كرده اند كه درباره ي فضايل و ثواب آن نيز احاديث جعلي بسياري را به ائمه و پيامبر اكرم -صلي الله عليه وسلم- نسبت مي دهند اعاذنا الله منه- اينان براي توجيه جوانان و مادران مسلمانان دلايلي همچون:
((1)) نكاح موقت جزء ضروريات ديني است. 
((2)) راهي به سوي نكاح دائمي و هميشگي است و . . . چنگ مي زنند، و چنان زياده روي نموده اند كه حرمت آن را به خليفه دوم مسلمانان اميرالمومنين حضرت عمر بن خطاب -رضي الله عنه- نسبت داده و او را مورد طعن و نفرين خود قرار داده اند، اين كلمه، كلمه ي بسيار سنگين و بزرگي است كه آنان آن را از دهان خود خارج نموده و آن چيزي نيست بجز دروغ و بهتان كه به خليفه دوم مسلمين آن را نسبت مي دهند. برادر عزيزم و بزرگوارم جناب محمد مال الله مولف اين كتاب افترائات و تهمت هاي آن را كاملاً در كتاب بيان نموده و سپس به پاسخ شبهات و پرسش هاي آنان نيز پرداخته است وي به پاسخ دلايل بسيار مسخره و بچگانه رهبر انقلاب اسلامي كه در كتاب كشف الاسرار آن را درج كرده است نيز پرداخته است، ديدگاه حضرت عمر بن خطاب -رضي الله عنه- همان ديدگاه و نظريه پيامبر اكرم -صلي الله عليه وسلم- است كه آن را بنا به روايات و مسانيد صحيح و درست اهل سنت و تشيع- در سال خيبر بيان نموده اند، سپس وي افترائات و بهتان هاي تشيع بر بعضي از صحابه از قبيل عبدالله بن عباس، عبدالله بن عمر و پدران اين دو بزرگوار را نقل و به نقد و بررسي آن مي پردازد و در باب سوم تحريف صريح و آشكار تشيع پيرامون توضيح و تفسير آيه ﴿فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَة﴾ مي پردازد كسي كه مباحث اين كتاب را آن بابي را كه در آن به پيامدهاي ننگين و شوم نكاح موقت اشاره نموده است مطالعه نمايد. و هر برادر و خواهر شيعي را به خواندن اين كتاب تشويق و ترغيب نمايد و پس از خواندن آن مطالب و بدون هيچ گونه تعصب مذهبي از خود بپرسد آيا خود او براي عمل نكاح موقت راضي مي شود و آيا آن را براي خواهر، دختر و خويشاوندان نزدیک خود جايز و تقرب الهي مي داند؟ بدون شك برادر عزيزم جناب آقاي ابو عبدالرحمن اين مسئله را بسيار جالب و دلچسب توضيح داده است و بوسيله آن كفر دشمنان اسلام را شكسته و آتش سوزان آنان را خاموش و تا روز قيامت آنان را گنگ و لال ساخته است كه تا دميدن صور اسرافيل هرگز نمي توانند سخن بگويند، علاوه بر دلايل استاد بزرگوار بر حرمت متعه دلايلي را بنده نيز به طور خلاصه و فهرست وار عنوان مي نمايم. 

آيه ﴿وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ﴾ دليل واضح و روشني است بر حرمت نكاح موقت، اين آيه فقط بيانگر حلال بودن زوجه و ملك يمين است و استمتاع و فايده گيري از غير اين دو را حرام بيان مي دارد و پر واضح است كه عقد نكاح موقت و ازدواج متعه هرگز جزو زوجه محسوب نمي شود و دلايل آن عبارتند از: 

اولاً: خداوند زوجه را محل مودت ((دوستي)) و آرامش و اطمينان خاطر و راز دار مرد معرفي نموده است و آن كسي كه خود را در مدت يك ساعت يا چند ساعت و چند روزي در اختيار و اجاره ي مردي قرار مي دهد هرگز مودت و آرامش و اطمينان بر آن وجود ندارد خداوند متعال درباره ي ازدواج چنين مي فرمايد: ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا﴾ و مي فرمايد: ﴿وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّة﴾- كه ازدواج موقت و زنان اجاره اي و متعه اي هرگز مصداق اين آيه قرار نمي گيرند. 

ثانياً: زناني كه به صورت نكاح موقت در عقد نكاح در آمده اند هرگز از شوهران و شوهران از آنان ارث نمي برند و اين دليلي واضح و روشني است كه آن دو، زوج و زوجه شرعي گفته نمي شوند والا آيات ميراث بايد آنها را شامل مي شد. 

ثالثاً: زني كه به صورت نكاح موقت در عقد نكاح در آمده است مي تواند شرط قرار دهد كه زوج از زوجه در محل قبل ((فرج)) استفاده ننمايد در حالي كه در نكاح دائم هرگز اين شرط اعتبار و ارزشي ندارد و خداوند متعال نيز در آيه اي پيرامون آن مي فرمايد: ﴿نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ﴾. ((زنان شما كشت زار شمايند بياييد به كشت زار خويش به هر روش كه مي خواهيد.)) 

رابعاً: عدتي كه براي نكاح موقت برادران تشيع به آن معتقد و قائل اند هرگز مانند عدت زناني كه به صورت دائم عقد شده اند نيست و اين نيز دليلي ديگر است كه نكاح متعه و زناني كه به آن مبتلا شده اند بغير از زنا و فحشا كار ديگري انجام نمي دهند ولي افسوس كه اين قوم نمي فهمند. 

و در پايان يادآور مي شود كه اختلاف ما با تشيع اختلاف فرعي و جزيي و يا فقط فقهي نيست بلكه اختلاف ما عميق تر از اين است اختلاف در اصول و عقايد است كه اهم آن اختلافات عبارتند از: 
1- آنان مي گويند قرآن تحريف، تنقيص، تبديل و تغيير يافته است ولي ما معتقديم كه قرآن هرگز تحريف نشده است و دليل آن آيه ﴿إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ﴾ همانا ما قرآن را نازل كرديم و بي شك نگهدارنده آن هستيم. 
2- آنان مي گويند اصحاب آن حضرت -صلي الله عليه وسلم- به استثناء بعضي- بعد از وفات آن حضرت مرتد شدند و در امانات و ديانات خيانت كردند و معتقدند كه از همه صحابه خلفاء ثلاثه بيشتر نقش داشته اند و از همه آنان گمراه تر بوده اند لذا از همه آنان را مبغوض تر مي دانند ولي ما معتقديم. كه اصحاب آن حضرت بهترين افراد و خير البشر- بغير از انبياء بوده اند، دروغ و بهتاني را نبسته اند و دليل ما بر اين مدعي آ