وايتها را دليلي بر وجود و ولادتش مي شمردند، مخصوصا وقتيكه دو روايت از امام جواد وامام هادي به آن مجموعه از روايات اضافه كنيم كه (المهدي از فرزندان امام جواد وامام هادي مي باشد)[1].
2 – رواياتهاي نقل شده در باره غيبت وغائب: مانند (از فرزندانم يكنفر به اسم مهدي غيبت خواهد كرد وسبب حيرت شيعيان خواهد شد) و (عده اي كه قائل به مهدي وغيبتش باشند وبر عقيده شان استوار بمانند، آنها حتي از كبريت قرمز كمتر هستند) و (المهدي داراي حيرت وغيبتي مي باشد كه مردم را از دينشان گـمراه مي سازد) و (قائم ما غيبت طولاني دارد) و (براي قائم غيبتي قبل از ظهور مي باشد) و (براي صاحب الامر دو غيبت وجود دارد، يكي از آنها بقدري طولاني مي شود كه بعضيها مي گـويند او مرده وبعضيها مي گـويند او كشته شده وبعضيها مي گـويند او رفته، وكسي از واقعيت امر چيزي نمي داند، مگـر عده كمي. قائلين بوجود امام دوازدهم (محمد بن الحسن العسكري) از احاديث فوق براي اثبات صحت نظرشان استفاده كردند، كه (محمد بن ابي زينب النعماني) در كتاب (الغيبة) مي گـويد: «اگـر در مسئله غيبت جز اين حديث – حديث آخر نقل شده فوق – بنا شد، براي اهل تأمل وتفكر كافي مي باشد»[2].
صدوق مي گـويد: «چون شيعيان اين روايتها را قبل از وقوعش نقل كردند دليلي بر صحت آنها مي باشد»[3].
صدوق ادامه مي دهد ومي گـويد: «عدم ظهور نص وخلف بعد از حسن عسكري وغيبت امام مهدي وناپديدشدن شخص واختلاف شيعيان ميان خود ووقوع حيرت، اينها همه مصداق روايتهاي پيش مي باشند، ودليلي بر وجود وغيبت المهدي مي باشد»[4].
شيخ طوسي در كتاب (الغيبة) مي گـويد: «از اخبار فوق چنين بر مي آيد كه آنها خبر از چيزي مي دهند كه هنوز اتفاق نيفتاده، واين دليلي بر صحت اقوال ما مبني بر امامت فرزند عسكري مي باشد، چون كسي غير از خداوند نمي تواند خبر از غيبت بدهد، اگـر جز اين خبر نبود – خبر از امري دادن قبل از وقوعش– ما به آن خبر بسنده مي كنيم»[5].
شيخ طوسي اضافه مي كند: «چيزهائي كه دليل بر صحت امامت وغيبت فرزند عسكري مي گزارد خبرهائي كه قبل از مهدي از آبائش به ما رسيده اند كه مبني بر اينكه صاحب اين امر داراي دو غيبت مي باشد، يكي از ديگـري بلند تر كه غيبت اوّل مردم به يك شكل وصورت از او خبردارند ودر غيبت دوّم مردم خبري از او در دست ندارند، واين مسائل غيبي قبل از مهدي گـفته شده اند اما با وقعيت مطابق اند. ملاحظه ميشود كه صحت اين اخبار باصحت امامت مهدي با هم مطابق مي باشند، چون اين اخبار از جانب خداوند بر زبان رسول اكرم (صلى الله عليه وسلم) جاري شده اند»[6].
3 – روايات وارده در باره دوازده نفر بودن امامان
مانند حديث پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) كه مي فرمايد: (بعد از من دوازده خليفه است) يا (وضع امت من نيرومند خواهد بود تا بعد از دوازده خليفه وهمه آنها از قريش خواهند بود) يا (اين امت داراي داوزده امير خواهد شود كه همه آنها از قريش هستند) يا (بعد از من داوزده امير مي باشند وهمه از قريش خواهند بود).
همه اين روايتها از كتب اهل سنت وجماعت نقل شده كه صدوق آنها را نقل مي كند، و در باره آنها مي گـويد: «مخالفين ما از اهل سنت وجماعت همه اين روايتها را از جابر بن سمره السوائي از رسول خدا (صلى الله عليه وسلم) نقل كردند من طُرق اين احاديث را بررسي كردم وديدم احاديث صحيحي مي باشند، بالاخره اخباريكه شيعيان در دست دارند كه از پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) يا از ائمه اهل البيت – دوازده امام – نقل شده درست مي باشد»[7].
اما روايات شيعيان كه در باره (دوازده بودن ائمه) نقل كردند. كليني در كتاب (الكافي) فقط هفده روايت ذكر كرده. شيخ صدوق در كتاب (اكمال الدين) حدود سي واندي روايت ذكر كرده[8].
 اما خزاز در كتاب (كفاية الأثر في النص علي الأئمة الاثني عشر) حدود دويست روايت نقل كرده، وهمه آنها را متواتر توصيف كرده ومي گـويد: «چون امكان ندارد اخيار عترت پيغمبر واخيار صحابه وتابعين بر دروغ متفق شوند»[9].
شيعيان (اثني عشريه) تكيه بر روايتي مي كنند كه در آن نام دوازده امام برده مي شوند، اين روايت فقط در كتاب سليم بن قيس هلالي ذكر شده است.
ابن ابي زينب النعماني در باره كتاب سليم بن قيس الهلالي مي گـويد: «علما وراويان حديث شيعه متفق القول مي باشند كه كتاب سليم بن قيس الهلالي، اصلي از اصول شيعيان بوده واز قديمي ترين آنها است. اين كتاب براي شيعيان اصلي است كه به آن رجوع مي كنند»[10].
صدوق ومتكلمين ديگـر از اين روايتها كه آنها را «متواتر» دانستند تكيه ميكنند وآنها دليلي بر وجود و ولادت (امام دوازدهم محمد بن الحسن العسكري) دانسته اند، چون عدد دوازده بايستي تكميل شود، وبدون آن تعداد ائمه به يازده بيشتر نمي رسد، واين بر خلاف احاديث وارده ميباشد، چون از طرفي روايت شده كه (المهدي) از اهل البيت واز فرزندان حسين مي باشد، و يازده امام قبلي هم گـذشتند، كسي از اهل البيت ظاهر نشد، بنا براين وبطور حتم، نفر دوازدهمي موجود است و بعنوان (مهدي) ظهور خواهند كرد وزمين را پر از عدل وداد خواهد كرد بعد از اينكه زمين سرشار از ظلم وجور شده باشد[11].
طوسي مي گـويد: «اجماع دو فرقه شيعه وسني خاصه وعامه اجماع كردند بر اينكه امامان بعد از پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) دوازده نفر مي باشند نه زياد مي شوند ونه كم، اين دليلي است بر ولادت صاحب الزمان وصحت غيبتش مي باشد». طوسي اضافه مي كند: «شيعيان اين اخبار را بشكل متواتر از پدران به فرزندان روايت مي كردند»[12].
4 – مهدي امام دوازدهم:
در فرهنگ شيعه قديم، شيعيان بيش از هفتاد روايت از رسول خدا (صلى الله عليه وسلم) نقل كردند كه صحبت از (مهدي قائم) بروشني كرده، واورا به عنوان امام دوازدهم يا نهم از فرزندان حسين معرفي نموده اند، در بعضي از روايات نامش به شكل واضح ودقيق ذكر شده اما در بعضي ديگـر فقط به اشاره به لقب وكنيه اكتفا شده است، ما به بعضي از اين روايتها اشاره اي مي كنيم.
از رسول خدا (صلى الله عليه وسلم) نقل شده كه (اوصياء وخلفاي من وحجج خدا بر خلق بعد از من دوازده مي باشند اوّل آنها برادرم وآخر آنها فرزندم مهدي است)[13].
از پيغمبر (صلى الله عليه وسلم): (خداوند انتخاب نموده... از علي وحسن وحسين اوصياء را از فرزندان حسين انتخاب نموده.. نهمين آنها قائمشان مي باشد)[14].
از حضرت علي روايت مي كنند: (من در باره يازدهمين مولودي از فرزندانم فكر كردم وآن مهدي مي باشد) [15].
از حضرت امام حسين نقل شده: (نهمين از فرزندانم قائم ما اهل البيت است، خداوند متعال كارش را در يك شب اصلاح مي كند)[16].
از ابا عبد الله نقل شده: (غيبت در فرزند ششم از فرزندانم خواهد بود.. وان امام دوازدهم از ائمه هدات بعد از رسول الله اول آنها امير مؤمنان وآخر آنها بقية الله در زمين وصاحب الزمان مي باشد)[17].
از امام رضا نقل شده: (القائم چهارمين از فرزندانم است)[18].
از امام رضا نقل شده: (امام بعد از من محمد فرزندم است، بعدش فرزندش علي، بعدش فرزندش حسن، بعد از حسن فرزندش الحجة القائم المنتظر)[19]