 که مي‌خواهد احرام ببندد چنانچه هدي با خود دارد و مي‌خواهد عمره را با حج نيت کند (قرآن) بگويد : «لبيک اللهم بحجة و عمرة» و اگر هدي همراه ندارد – و اين افضل است – هنگام احرام فقط نيت عمره کند و بگويد : 

«لبيک اللهم بعمرة» چنانچه در زمان بستن احرام نيت حج مفرده کرده بود بايد آن را فسخ و به عمره تبديل کند»[1] چون پيامبر ص به تمام اصحابش دستور داد تا از احرامشان بيرون بيايند و طواف و سعي‌شان را به عمره تبديل کنند مگر کساني که مانند پيامبر ص هدي آورده بودند و از کساني که به اجراي امر او مبادرت نورزيدند، ناراحت شد، پيامبر ص بر اين نکته تأکيد کرد و فرمود : (دخلت العمرة في الحج إلي يوم القيامة) «تا روز قيامت عمره داخل حج شده است» لذا اين حديث نيز نصي است بر اينکه عمره جزئي جدانشدني از حج است. و پيامبر ص فرمود : (لو استقبلت من أمري ما استدبرت لم أسق الهدي) «اگر از آينده خودم خبر داشتم، هدي نمي‌آوردم (چون با آوردن هدي تا روز قرباني خارج شدن از احرام جايز نيست(*)) و اين تنها احساسي از جانب پيامبر ص بر اينکه با بستن احرام قران رغبتي را از دست داده باشد نيست، بلکه اعلامي از طرف او است که حج تمتع از قرآن بهتر است.

پس بر هر حاجي لازم است که با حج، عمره‌اي را نيز انجام دهد، اگر هدي همراه نياورده آن را قبل از حج انجام دهد، - که اين همان تتمع است – و اگر هدي آورده آن را با حج انجام دهد – که اين همان قران است – پس هر کدام از اين دو را اختيار کند موافق سنت پيامبر ص است، هر چند همانطور که در ابتدا گفتيم، تمتع افضلتر از قرآن است.

بايد دانست بر کسي که حج مفرده يا قرآن نيت کرده و هدي نياورده، واجب است که پس از طواف وسعي، از احرام خارج شود، ليکن ممکن است کسي که احرام مفرده يا قرآن بسته، وقت کافي براي بيرون شدن از احرام و بستن احرام جديد براي حج قبل از پايان وقت عرفه نداشته باشد، لذا در اينصورت برايش جايز است که در همان احرام اول بماند تا از رمي جمرة عقبه در روز دهم (يوم النحر) فارغ شود، و سپس از احرام بيرون آيد.

مثلاً اگر کسي در روز نهم شبانگاه به مکه رسيد و به دليل کمي وقت و نزديکي فجر بيم فوت وقوف در عرفه را داشت، بر او واجب است که براي وقوف (در عرفه) عجله کند، تا رکني از ارکان حج که بدون آن حج تحقق نمي‌يابد را ازدست ندهد و آن رکن، وقوف در عرفه است. پس حج مفرده تنها در موارد محدود و نادر جايز و مشروع است و اگر کسي حج مفرده را به قصد ترجيح بر حج تمتع و قرآن انجام دهد، گناهکار مي‌شود، چون امر پيامبرr را آنگاه که به اصحابش دستور داد تا حجشان را با عمره انجام دهند، اجابت نکرده است. البته حجش صحيح است».(**)
...........................
*) إرشاد الساري للوالد الشيخ محمد إبراهيم شقرة.
[1] مناسک الحج و العمره ألباني.
*) پيامبرr اين را فرمود تا باعث دلگرمي اصحابش شود چون بر آنان سخت بود که از احرام خارج شوند ولي پيامبرr در احرام بماند (النهايه ابن الأثير) «مترجم».
**) إرشاد الساري للوالد الشيخ محمد إبراهيم شقرة.1- سواک کردن : 
از ابوهريره رض روايت است که پيامبر ص فرمود : 
(لولا أن أشق علي أمتي لأمرتهم بالسواک مع کل وضوء)[1] «اگربر امتم دشوار نمي‌ديدم، به آنها دستور مي‌دادم که با هر وضويي سواک کنند».
2- سه بار شستن دو کف دست در ابتداي وضو :
به دليل حديث عثمان رض که در آن آمده پيامبر ص دو کف دستش را سه مرتبه شست[2]

3- مضمه و استنشاق را سه بار با هم و با يک مشت آب انجام دادن : 
به دليل حديث عبدالله بن زيد رض که در آن وضوي پيامبر ص را آموزش مي‌داد و مي‌گفت : او با يک مشت آب، مضمضه و استنشاق مي‌کرد و اين کار را سه بار تکرار مي‌نمود.[3]

4- مبالغه در مضمضه و استنشاق براي کسي که روزه نيست : 
به دليل فرموده پيامبر ص : (وبالغ في الإستنشاق إلا أن تکون صائما)[4]. «و در استنشاق مبالغه کن مگر اينکه روزه باشي».

5- تقديم راست به چپ :
به دليل حديث عايشه(رض) : (کان رسول الله ص يحب التيامن في تنعله و ترجله و طهوره و في شأنه کله)[5] «پيامبر ص هنگام نعل به پا کردن و سرشانه کرن و وضو گرفتن و در تمام کارهايش، دوست داشت که طرف راست را بر طرف چپ مقدم دارد».
و به دليل حديث عثمان که وضوي پيامبر ص را تعريف کرد و گفت : پيامبر ص اول طرف راست و سپس طرف چپش را مي‌شست.

6- دست ماليدن روي اعضاي وضو :
به دليل حديث عبدالله بن زيد : (أن النبي ص أتي بثلثي مد فتوضا فجعل يدلک ذراعيه)[6] «براي پيامبر ص دوسوم مُد، آب آوردند، از آن وضو گرفت و بر ساعدهايش دست ماليد».

7- سه بار شستن (اعضاي وضو) : 
به دليل حديث عثمان که گفته است : پيامبر ص اعضاي وضو را سه بار مي‌شست و از پيامبر ص ثابت شده که بعضي اوقات اعضاي وضو را يک بار و گاهي هم دو بار مي‌شست.[7]
تکرار مسح سرگاهگاهي مستحب است به دليل حديثي که از عثمان روايت است مبني بر اين که او وضو گرفت و سه بار سرش را مسح کرد و گفت : (رأيت رسول الله ص توضا هکذا)[8] «پيامبر ص را ديدم که اينطور وضو گرفت».

8- ترتيب :
به دليل اينکه آنچه در مورد وضوي پيامبر ص ثابت شده اکثراً ترتيب را رعايت کرده است. البته از مقدام بن معديکرب روايت است که گفت : (أنه أتي رسول الله ص بوضوء فتوضا فغسل کفيه ثلاثا و غسل وجهه ثلاثا، ثم غسل ذراعيه ثلاثا، ثم تمضمض و استنثر ثلاثا ثم مسح برأسه و أذنيه ... الحديث)[9]. «او آب وضو را براي پيامبر ص برد وي از آن وضو گرفت، دستها و صورتش را سه بار شست، سپس ساعدهايش را سه بار شست، آنگاه سه بار مضمضه و استنشاق کرد و به دنبال آن سر و گوشهايش را مسح کرد ... تا آخر حديث».

9- دعا بعد از وضو :
به دليل فرموده پيامبر ص : (مامنکم من أد يتوضا فيسبغ الوضوء ثم يقول : أشهد أن لا إله إلا الله، وحده لاشريک له، و أشهد أن محمدا عبده و رسوله، إلا فتحت له أبواب الجنة الثمانية يدخل من أيها شاء)[10] «اگر هر يک از شما بطور کامل وضو بگيرد سپس بگود : أشهد أن لا إله إلا الله، وحده لا شريک له، و أشهد أن محمدا عبده و رسوله – گواهي مي‌دهم که بجز الله معبود بر حقي نيست، يکتا است و هيچ شريکي ندارد و شهادت مي‌دهم که محمد بنده و فرستاده اوست – درهاي هشتگانه بهشت به روي او باز مي‌شود، از هر کدام که بخواهد وارد مي‌شود».

ترمذي اين را هم اضافه کرده است : 
(اللهم اجعلني من التوابين واجعلني من المتطهرين)[11] «خداوندا مرا از توبه‌کنندگان و پاکان قرار بده».
از ابوسعيد روايت است که پيامبر ص فرمود : (من توضا فقال : سبحانک اللهم و بحمدک، أشهد أن لا إله إلا أنت أستغفرک و أتوب إليک کتب في رق، ثم طبع بطابع فلايکسر إلي يوم القيامة)[12] «کسي که وضو بگيرد و بگويد : سبحانک اللهم و بحمدک، أشهد أن لا إله إلا أنت استغفرک و أتوب إليک – خداوندا تو پاک و منزهي و حمد لايق توست، شهادت مي‌دهم که هيچ معبودي به حقي غير از تو نيست، از تو طلب استغفار مي‌کنم و به سوي تو باز مي‌گردم – در ورقي نوشته شده، سپس مهر شده و تا قيامت شکسته نخواهد شد».

10- خواندن دو رکعت نماز بعد از وضو :
به دليل حديث عثمان که پس از آموزش عملي وضوي پيا